ورلد بوک وبلاگی با مطالب جالب و کاربردی برای زندگی بهتر

ورلد بوک وبلاگی با مطالب جالب و کاربردی برای زندگی بهتر

امام علی(ع) : آدم عاقل کسی است که حتی یک نَفَس از عُمر خود را در چیزی که برایش سودی ندارد به هَدَر نمی دهد.هر روزی که بگذرد قسمتی از وجود تو را با خود میبرد

حدیث روز 9

11:20 1400/8/3 - یوری بویکا

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله :

امت من تا هنگامی که یکدیگر را دوست بدارند، به یکدیگر هدیه دهند و امانتداری کنند، در خیر و خوبی خواهند بود. (عیون اخبار الرضا ج 2،ص29،ح 25)

نقل شده از کانال تلگرامی داروخانه معنوی به نشانی Manavi_2@

رسول اکرم صلی الله علیه و آله :

اختلاف و کشمکش و پشت هم اندازی، از ناتوانی و سستی است و خداوند نه آن را دوست دارد و نه با آن یاری و پیروزی می دهد. (بحارالانوار 126/20)

امام صادق علیه السلام: " کسی که احادیث ما را در دل شیعیان ما جای میدهد از هزار عابد برتر است."​

(کافی ج۱ ص ۳۳)​

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

اَللهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.


خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.

روایت شده است در مدینه زن بدکاره ای زندگی می کرد که روزی خود را از راه خود فروشی به دست می آورد! در منزل همسایه او، مردم اغلب به عزاداری امام حسین (عَلیه السَلام) مشغول بودند و جمعی در آن خانه گرد هم جمع می شدند و برای مصائب حضرت سید الشهداء گریه می کردند و بعد از اتمام مجلس غذایی که تهیه دیده بودند، به آنها اطعام می کردند. در همان خانه دیگی بر روی آتش نهاده بودند و غذایی جهت جمعیت عزاداری درست می کردند و اتفاقاً آتش زیر دیگ خاموش شده بود! زن فاحشه به آتش نیاز پیدا کرد و به مطبخ آن صاحب مراسم داخل شد تا آتشی برای مصرف خودش ببرد اما دید که آشپزها مشغول عزاداری شده اند و آتش زیر دیگ ها خاموش شده پس به نوعی سعی کرد آن آتش های نیمه خاموش را با زحمت بسیار روشن کند و چون زمان زیادی طول کشید از غلبه دود که به چشم  اشک جاری شد و چون آتش شعله ور گردید، قدری آتش برای حاجتش برداشت و روانه منزل خود گردید،

بالاخره پس از ساعتی بواسطه گرمی هوا، استراحت نمود و به خواب رفت.

در عالم رویا دید که قیامت برپا شد و زبانه جهنم مشتعل گردیده و او را با زنجیرهای آتشین می کشند تا به جهنم ببرند و هر چه او فریاد می کند کسی به فریادش نمی رسند، هر قدر پناه می خواهد کسی به او پناه نمی دهد و موکلین عذاب به او می گویند: که غضب خدا بر تو باد، که خدا به ما امر کرده، تا تو را به قعر جهنم بیندازیم. آن زن می گوید: والله چون مرا به کنار جهنم رسانیدند آنگاه شخصی نورانی ظاهر شد فریادی بر موکلین عذاب من زد و فرمود: او را رها کنید عرض کردند، یابن رسول الله به چه سبب او را رها کنیم این زن بدکاره است و جمیع اوقات خود را به فسق و فجور می گذراند. حضرت امام حسین (عَلیه السَلام) فرمودند: بلی، ولی امروز در همسایگی اش جمعی از شیعیان ما مشغول عزاداری من بودند، او رفته بود که آتش بردارد، چند قطره اشک از چشمانش جاری شد و قدری از دستش برای ما سوخت پس او را ببخشید!

عرض کردند «کرامۀ لک یابن الشافع و الساقی» یعنی دست از این برداشته او را برای کرامت تو ای پسر شافع قیامت و ساقی کوثر رها کردیم.

 پس چون خلاص شدم، به آن شخص عرض کردم: که تو کیستی؟ که خدا با تو بر من منت نهاد؟ پس آن فرد نورانی فرمود: من حسین بن علی هستم. زن ناگهان از خواب بیدار می شود و فوراً خود را به آن مجلس می رساند و توبه و انابه می نماید و به برکت آن مومنه می شود.

نقل شده از کانال تلگرامی عالم پس از مرگ به نشانی Pas_As_Marg@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین

در جهنم چه میگذرد؟

22:05 1400/8/2 - یوری بویکا

در جهنم چه میگذرد؟

خداوند متعال در قرآن عذاب های جهنم را به چهار دسته تقسیم میکند :

1- غل و زنجیرها (انكال )
2- آتش سوزان جهنم (جحیم )
3- غذاهاى خشن و گلوگیر و مرگبار 
4- و انواع مجازات هاى دردناك دیگر كه به فكر انسان نمى گنجد (و عذابا الیما)

کسانی که در این دنیا بسیار به خود آزادی میدهند و حد و مرزی برای خود قائل نیستند و در شهواتشان می تازند و به پیش میروند

در جهنم با حقارت به غل و زنجیر کشیده میشوند و به جای آن همه رفاه که ناسپاسی کردند یک سره در رنج و سختی بسر میبرند.

غذای جهنمیان

قرآن میگوید : همانا درخت زقوم غذای گناهکاران است
"زقوم " نام گیاهى تلخ و بد بو و بد طعم است که داراى برگ هاى کوچکى است شیره تلخى دارد که وقتى به بدن اصابت کند متورم مى شود.

هنگامى که گیاه زقوم وارد شکم آنها مى شود، حالت حرارت فوق العاده اى ایجاد کرده ، و همچون آبى جوشان غلیان پیدا مى کند، و بجاى اینکه این غذا مایه قوت و قدرت گردد بدبختى و عذاب و درد و رنج مى آفریند.

قرآن مى افزاید: همانند مس  گداخته در شکم گنه کاران مى جوشد ؛ «كَالْمُهْلِ یَغْلِی فِی الْبُطُونِ» 
جوششى همچون آب سوزان ؛ «كَغَلْیِ الْحَمِیمِ» 
به مأموران دوزخ خطاب مى شود: این کافر پر گناه را بگیرید، و به میان دوزخ پرتابش کنید؛ 

اینها همانهایی هستند که در مقابل هیچ یک از فرامین خدا سر تعظیم فرو نیاوردند.
اینها باید با حقارت و پستی به وسط جهنم انداخته شوند چرا که میانه آتش پرحرارت ترین قسمت آن است. و از هر سو شعله ای به سمت آنها زبانه میکشد.


یکى دیگر از مجازات هاى دردناک آنها این است که : 
به مأموران دوزخ دستور داده مى شود، که بر سر آنها از عذاب سوزان بریزید.به این ترتیب هم از درون مى سوزند و هم از بیرون تمام وجودشان را آتش فرا مى گیرد، و در وسط آتش نیز آب سوزان مثل باران  بر آن ها مى ریزند.
 
عذاب های روانی
بعد از این همه عذاب هاى دردناک جسمانى مجازات جانکاه روانى آنها شروع مى شود:

به این مجرم گناهکار سرکش و بى ایمان گفته مى شود: بچش ، تو همان کسى هستى که به گمان خود از همه قدرتمندتر و محترمتر بودى ؛  تو بودى که بینوایان را در بند و زنجیر کشیده بودى ، و بر آنها ظلم و ستم روا میداشتى و...

 اکنون بچش نتیجه اعمالت را که در برابر چشمان تو مجسم شده است ، و همانگونه که جسم و جان مردم را سوزاندى اکنون درون و برونت در آتش قهر الهى و با آب سوزان مى سوزد.

ناگفته پیداست که عذابهای معنوى آن هم در آن عالم وسیع و گسترده غالبا قابل توصیف نیست ، و لذا در آیات قرآن معمولا به صورت سربسته به آنها اشاره شده است .

اما کیفرهاى روحى در شکل تحقیرها، سرزنش ها، تاسف و اندوه ها منعکس است که نمونه اى از آن را در آیات فوق دیدیم....

منبع تفسیر نمونه جلد 21

نقل شده از کانال تلگرامی عالم پس از مرگ به نشانی Pas_As_Marg@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

اثرات هم نشین

21:20 1400/8/2 - یوری بویکا

اثرات هم نشین

روزی امام رضا(علیه السلام) شاگردش داوود بن قاسم را به خانه خود فراخواند. امام رو به او پرسید: «چرا با عبدالرحمن بن یعقوب هم نشینی می کنی؟»
داوود متعجب شد. به زبانش آمد که به پاسخ کوتاهی بسنده کند و بگوید: «عبدالرحمن دایی من است.» اما امام بی درنگ گفت: «او درباره ذات خداوند سخنانی گفته که از ساحت پاکش به دور است!»
چشم های داوود دودو زد. چه می شنید؟

امام: یا با او همنشین باش و ما را ترک کن، یا با ما همنشین باش و از او دوری کن!

داوود گفت: «اما او هر عقیده ای که دارد و هر چه می گوید، بر من چه آسیبی می رساند؟ حال آنکه من بر عقیده خود استورام و از عقیده او دوری خواهم جست.»

امام : آیا نمیترسی که بلایی به او برسد و تو نیز به آن بلا بسوزی؟!
آیا از این داستان آگاه نیستی که مردی از یاران موسی علیه السلام بود، اما پدرش از یاران فرعون به شمار می آمد؟ هنگامی که سپاه فرعون به سپاه موسی رسید، آن مرد نزد پدرش رفت تا او را موعظه کند و به سپاه موسی بخواند. پدرش سخن او را رد کرد و آنان همچنان با هم ستیزه کردند. ناگاه بلای غرق شدن فرعونیان فرا رسید و آن پسر، همراه پدر خود غرق شد. وقتی این خبر به موسی رسید، فرمود: «او در رحمت خداست، ولی چون عذاب فرود آید، از آن کس که نزدیک گنهکار است، دفاعی نخواهد شد.»
 داوود مصمم شد که به گفته امام عمل کند، گفت:«به دیده منت. هر چه گفتید، پذیرفتم.»

برگی از کتاب «ماه غریب من»

نقل شده از کانال تلگرامی داروخانه معنوی به نشانی Manavi_2@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

اَللهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.


خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.

علت سکوت خداوند در مقابل ظلم بعضی ظالمان چیست؟ 

از مجموع آیات قرآن استفاده می‌‌شود که خداوند افراد گناهکار را در صورتى که زیاد آلوده به گناه نشده باشند، به وسیله زنگ‌هاى بیدار باش، و یا گاهى به وسیله مجازات‌‌هاى متناسب با اعمالى که از آنها سرزده است، بیدار مى‌‌‏سازد و به راه حق بازمى‌‌‏گرداند. اما آنهایی که در گناه و عصیان، غرق شوند و طغیان و نافرمانى را به مرحله نهایى برسانند، گاه خداوند آنها را به حال خود وامى‌‏‌گذارد، و به آنها میدان می‌‌دهد تا پشتشان از بار گناه سنگین شود و استحقاق حداکثر مجازات را پیدا کنند. اینها کسانى هستند که تمام پل‌‏های پشت سر خود ویران کرده‌‏‌اند، و راهى براى بازگشت نگذاشته‌‏‌اند و لیاقت و شایستگى هدایت الهى را کاملاً از دست داده‌‏اند.

البته از بعضى آیات قرآن، استفاده مى‌‏شود که خداوند گاهى به اینگونه افراد، نعمت فراوانى می‌دهد و هنگامى که غرق لذت پیروزى و سرور شدند، ناگهان همه چیز را از آنان می‌گیرد، تا حداکثر شکنجه را در زندگى همین دنیا ببینند.

اگر چه در بسیاری از موارد ظالمان و ستمگران در همین دنیا نیز به سزای بخشی از اعمال خود می‌‌رسند، اما نظام هستی بر این قرار گرفته است که تمام مجازات در این دنیا نباشد، و اصولاً نمی‌‌توان در این دنیا تمام مجازات برخی از ظالمان را اجرا کرد. 

مگر فردی که هزاران نفر را به قتل رساند، چه مجازاتی در این دنیا می‌‌تواند برایش مناسب باشد؟

قرآن کریم در مورد چنین افرادی می‌فرماید: 
«وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ»؛

آنها که کافر شدند، (و راه طغیان پیش گرفتند،) تصور نکنند اگر به آنان مهلت مى‏‌دهیم، به سودشان است! ما به آنان مهلت مى‌‏دهیم براى این‌که بر گناهان خود بیفزایند و براى آنها، عذاب خوارکننده‏‌اى (آماده شده) است!

نقل شده از کانال تلگرامی عالم پس از مرگ به نشانی Pas_As_Marg@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین

عزرائیل چگونه جان میگیرد؟

20:24 1400/8/2 - یوری بویکا

عزرائیل چگونه جان میگیرد؟

فرار از مرگ

مردی وحشت زده سمت حضرت سلیمان(علیه السلام) رفت

حضرت‌ سليمان‌ ديد از شدّت‌ ترس‌ رويش‌ زرد و لبانش‌ كبود گشته‌، سؤال‌ كرد: ای‌ مرد مؤمن‌! چرا چنين‌ شدی؟ سبب‌ ترس‌ تو چيست؟ مرد گفت‌: عزرائيل‌ بر من‌ از روی‌ كينه‌ و غضب‌ نظری‌ كرده‌ و مرا چنانكه‌ می ‌بينی دچار دهشت‌ ساخته‌ است‌.

حضرت‌ سليمان‌ فرمود: حالا بگو حاجتت‌ چيست‌؟ عرض‌ كرد: يا نبیّ الله‌! باد در فرمان‌ شماست‌؛ به‌ او امر فرمائيد مرا از اينجا به‌ هندوستان‌ ببرد، شايد در آنجا از چنگ‌ عزرائيل‌ رهایی‌ يابم‌!

حضرت‌ سليمان‌ به‌ باد امر فرمود تا او را شتابان‌ بسمت‌ كشور هندوستان‌ ببرد.

روز ديگر كه‌ حضرت‌ سليمان‌ در مجلس‌ ملاقات‌ نشست‌ و عزرائيل‌ برای‌ ديدار آمده‌ بود گفت‌: ای عزرائيل‌ برای‌ چه‌ سببی‌ در بندۀ مؤمن‌ از روی كينه‌ و غضب‌ نظر كردی‌ تا آن‌ مرد مسكين‌، وحشت‌ زده‌ دست‌ از خانه‌ و لانۀ خود كشيده‌ و به‌ ديار غربت‌ فراری‌ شد؟

عزرائيل‌ عرض‌ كرد: من‌ از روی‌ غضب‌ به‌ او نگاه‌ نكردم‌؛ او چنين‌ گمان‌ بدی‌ دربارۀ من‌ برد. داستان‌ از اين‌ قرار است‌ كه‌ حضرت‌ ربّ ذوالجلال‌ به‌ من‌ امر فرمود تا در فلان‌ ساعت‌ جان‌ او را در هندوستان‌ قبض‌ كنم‌. قريب‌ به‌ آن‌ ساعت‌ او را اينجا يافتم‌، و در يك‌ دنيا از تعجّب‌ و شگفت‌ فرو رفتم‌ و حيران‌ و سرگردان‌ شدم‌؛ او از اين‌ حالت‌ حيرت‌ من‌ ترسيد و چنين‌ فهميد كه‌ من‌ بر او نظر سوئی‌ دارم‌ در حاليكه‌ چنين‌ نبود، اضطراب‌ از ناحيۀ خود من‌ بود. باری‌ با خود می ‌گفتم‌ اگر او صدپر داشته‌ باشد در اين‌ زمان‌ كوتاه‌ نمی ‌تواند به‌ هندوستان‌ برود، من‌ چگونه‌ اين‌ مأموريت‌ خدا را انجام‌ دهم‌؟

ليكن‌ با خود گفتم‌ من‌ بسراغ‌ مأموريت‌ خود می ‌روم‌، بر عهدۀ من‌ چيز دگری‌ نيست‌. به‌ امر حق به‌ هندوستان‌ رفتم‌ ناگهان‌ آن‌ مرد را در آنجا يافتم‌ و جانش‌ را قبض‌ كردم‌.


معاد شناسی، جلد اول، علامه طهرانی.
.دفتر اوّل‌ «مثنوي‌» طبع‌ ميرخاني‌، ص‌ 26

نقل شده از کانال تلگرامی کربلا به نشانی karballa_ir@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

امام صادق علیه السَّلام می‌فرمایند:

هر کس، کسی را در گناهی تبعیت و همراهی کند بی گمان او را مورد پرستش قرار داده است.

به عنوان مثال: کسی که شخصی را در غیبت کردن در مجلسی همراهی می‌کند، فرد غیبت کننده را در حال عبادت و پرستش است، چون خداوند شرط پرستیدن خود را در ترک غیبت بر انسان معرفی نموده است.

برگرفته از اصول کافی 

نقل شده از کانال تلگرامی اخلاق و معرفت در قرآن و روایات به نشانی akhlaghmarefat@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

اَللهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.


خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.

صبر که تمام شود، فرج می رسد

18:53 1400/8/2 - یوری بویکا

صبر که تمام شود، فرج می‌رسد.

مادر بود. صبرش که تمام شد، پیش امام صادق آمد تا از غیبت پسرش شکایت کند. گفت: «تا کی صبر كنم؟ به خدا سوگند صبرم تمام شده است.» حضرت فرمود: «به خانهٔ خود برگرد. خواهى ديد که فرزندت از سفر برگشته...»

 زن رفت و با كمال تعجّب دید كه فرزندش از سفر برگشته است. نزد حضرت بازگشت و گفت: «آیا بعد از پيامبر وحى بر شما نازل می‌شود؟» حضرت فرمود: «نه، ولى پيامبر فرموده: عِندَ فَناءِ الصَّبرِ يَأتِي الفَرَجُ (هنگام تمام شدن صبر، فرج مى‏‌آيد). وقتى گفتى، صبرم تمام شده، دانستم كه خداوند با آمدن فرزندت، فرج تو را رسانده است.»

همهٔ حرف همین است: 
صبر که تمام شود، فرج می‌رسد.

وسائل‌الشيعة، ج ۱۵، ص ۲۶۴

ولادت امام صادق علیه السلام مبارک باد.

نقل شده از کانال تلگرامی منتظران ظهور به نشانی montazeran313313@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین

سفارشات پروردگار به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

 پيامبر صلی الله عليه و آله:

پروردگارم مرا به هفت خصلت امر نموده است:

۱- دوست داشتن بينوايان و نزديك شدن به آنها

۲- ذكر لا حول و لا قوة الا باللّه  را بسيار گفتن 
۳- با خويشاوندان رابطه برقرار كردن؛ هر چند آنان قطع رابطه كنند
۴- [و در مسائل مادى]، به پايين تر از خود نگاه كنم نه به بالاتر
۵- در راه خدا سرزنش ملامتگران را به خود نگيرم 
۶- حق را بگويم اگر چه تلخ باشد
۷- و از كسى چيزى نخواهم.

الاصول الستة عشر، ص 75

نقل شده از کانال تلگرامی ارتباط با خدا به نشانی ertebat0bakhoda@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

زاد روز فرخنده امام جعفر صادق علیه السلام

امام صادق علیه‌السلام در روز جمعه به هنگام طلوع فجر و به روايتى در روز دوشنبه، هفدهم ربيع الاول سال ۸۳ قمرى ديده به جهان گشود و عالم انسانى را با انوار طيبه خويش تابناك نمود

پدرش امام باقر علیه‌السلام وى را به نام عموى نياكانش جعفر طيار، "جعفر" نام نهاد

حضرت جعفر بن محمد علیه‌ السلام داراى يك كنيه معروف به نام "ابوعبدالله" و دو كنيه غيرمعروف به نام‌ هاى "ابواسماعيل" و "ابوموسى" بود.

همچنين داراى القابى چند بود كه معروفترین آنها عبارت است از: صادق، صابر، طاهر و فاضل.[۱]

شيعيان و محبان اهل بيت علیهم‌السلام وى را به "صادق آل محمد صلی الله علیه و آله" مى‌ شناسند. زيرا آن حضرت هرگز سخنى جز راست و درست، چيزى نفرمود

پدر ارجمندش، امام محمدباقر علیه‌السلام است كه نَسَب وى با دو واسطه به اميرمؤمنان حضرت امام علی علیه‌السلام و با سه واسطه به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله منتهى مى‌ گردد

مادر گرامى امام جعفرصادق علیه‌السلام فاطمه، معروف به "اُم‌فروه" از زنان نيكوسرشت، نيكوكار و نيكورفتار عصر خويش بود. اين بانوى باتقوا و متدين از جهت فضيلت و منقبت، سرآمد زنان روزگار خود بشمار مى‌ آمد و امام صادق علیه‌السلام در شأن و مقام وى فرمود: مادرم از زنانى بود كه ايمان داشت، تقوا پيشه كرده و نيكوكارى مى‌ نمود و خدا، نيكوكاران را دوست دارد.[۲]

امام جعفر صادق علیه‌السلام به مدت دوازده سال، حيات بابركت جد گرامى‌ اش امام زين العابدين علیه‌السلام را درك كرد و از مكتب تربيتى و علمى وى بهره وافر يافت. همچنين آن حضرت به مدت ۳۲ سال از وجود شريف پدرش امام محمدباقر علیه‌السلام برخوردار بود و در تمام رويدادهاى مهم در كنار پدر ارجمندش قرار داشت.

مدت امامت امام جعفرصادق علیه‌السلام ۳۳ سال و ده ماه بود.

آن حضرت با تشكيل حوزه علميه و تعليم شاگردانى مبرز چون هشام، زراره و محمد بن مسلم تحول شگرفى در جهان اسلام و مذهب شيعه پديد آورد و جهانيان را با اسلام ناب محمدى صلی الله علیه و آله و مكتب حيات بخش اهل بيت علیهم‌السلام آشنا ساخت.
به همين جهت، وى را پايه‌گذار مذهب "اماميه" دانسته و شیعيان امامى اثناعشرى را "شیعه جعفری" مى‌ گويند.
 
سرانجام اين امام همام در ۶۵ سالگى به وسيله زهرى كه منصور دوانقی به واسطه عوامل و مزدوران خود در مدينه به آن حضرت خورانيد، مسموم شد و به خاطر شدت زهر به شهادت رسيد.
تاريخ شهادت وى ۲۵ شوال سال ۱۴۸ قمرى مى‌ باشد.

امام کاظم علیه‌السلام به همراه ساير فرزندان امام جعفر صادق علیه‌السلام بدن مطهر پدر را پس از غسل، كفن و نماز در جوار قبر پدر و جدش و عموى پدرش در قبرستان بقيع به خاك سپردند.[۳]


پانویس
۱- تاج المواليد (از مجموعه نفيس)، ص۴۳؛ الارشاد، ص ۵۲۵ و كشف الغمة، ج ۲، ص ۳۶۹.
۲- همان.
۳- نك: الارشاد، ص ۵۲۵؛ كشف الغمة، ج ۲، ص ۳۶۹؛ زندگانى چهارده معصوم علیهم‌السلام (ترجمه اعلام الورى)، ص ۳۷۶؛ منتهى الآمال، ج ۲، ص ۱۲۱و موسوعة الامام الصادق علیه‌السلام، ج ۱-۲

نقل شده از کانال تلگرامی ارتباط با خدا به نشانی ertebat0bakhoda@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

اَللهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.


خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.