ورلد بوک وبلاگی با مطالب جالب و کاربردی برای زندگی بهتر

ورلد بوک وبلاگی با مطالب جالب و کاربردی برای زندگی بهتر

امام علی(ع) : آدم عاقل کسی است که حتی یک نَفَس از عُمر خود را در چیزی که برایش سودی ندارد به هَدَر نمی دهد.هر روزی که بگذرد قسمتی از وجود تو را با خود میبرد

عذاب شمر از زبان علامه امینی(ره)

علامه امینی تعریف کرده است که:
مدتها فکر می‌کردم که خداوند چگونه شمر ملعون را عذاب می‌کند؟ و جزای آن تشنه لبی و جگر سوختگی حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) را چگونه به او می‌دهد؟

تا اینکه شبی در عالم رویا دیدم که امیرالمؤمنین(علیه السلام) در مکانی خوش آب و هوا، روی صندلی نشسته و من هم خدمت آن جناب ایستاده‌ام، در کنار ایشان دو کوزه بود، فرمود: این کوزه‌ها را بردار و برو از آنجا آب بیاور و اشاره به محلی فرمود که بسیار باصفا و با طراوت بود، استخری پرآب و درختانی بسیار شاداب در اطراف آن بود که صفا و شادابی محیط و گیاهان قابل بیان و وصف نیست.
کوزه‌ها را برداشته و رو به آن محل نهادم آنها را پرآب نموده حرکت کردم تا به خدمت امیرالمومنین(علیه السلام) باز گردم.

ناگهان دیدم هوا رو به گرمی نهاده و هر لحظه گرمی هوا و سوزندگی صحرا بیشتر می‌شد، دیدم از دور کسی به طرف من می‌آید و هر چه او به من نزدیکتر می‌شد هوا گرمتر می شد گویی همه این حرارت از آتش اوست،

در خواب به من الهام شد که او شمر، قاتل حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) است. وقتی به من رسید دیدم هوا به قدری گرم و سوزان شده است که دیگر قابل تحمل نیست، آن ملعون هم از شدت تشنگی به هلاکت نزدیک شده بود، رو به من نمود که از من آب بگیرد، من مانع شدم و گفتم: اگر هلاک هم شوم نمی گذارم از این آب قطره‌ای بنوشد.

حمله شدیدی به من کرد و من ممانعت می نمودم، دیدم اکنون کوزه‌ها را از دست من می‌گیرد لذا آنها را به هم کوبیدم، کوزه‌ها شکسته و آب آنها به زمین ریخت چنان آب کوزه‌ها بخار شد که گویی قطره آبی در آنها نبوده است،

او که از من ناامید شد رو به استخر نهاد، من بی‌اندازه ناراحت و مضطرب شدم که مبادا آن ملعون از آب استخر بیاشامد و سیراب گردد، به مجرد رسیدن او به استخر، آب استخر خشک شد چنان که گویی سالهاست یک قطره آب در آن نبوده است. درختان هم خشک شده بودند او از استخر مأیوس شد و از همان راه که آمده بود بازگشت. هر چه دورتر می‌شد، هوا رو به صافی و شادابی و درختان و آب استخر به طراوت اول بازگشتند.

به حضور امیرالمؤمنین(علیه السلام) شرفیاب شدم، فرمودند: خداوند متعال این چنین آن ملعون را جزا و عقاب می‌دهد، اگر یک قطره آب آن استخر را می‌نوشید از هر زهری تلخ تر و هر عذابی برای او دردناک تر بود. بعد از این فرمایش از خواب بیدار شدم.

لعن الله قاتلیک یا اباعبدالله الحسین (علیه السلام)

منابع 
1-البدایه النهایه، ج 8، ص 297
2-یادنامه علامه امینی ص 13 و 14
3-سرنوشت قاتلان شهدای کربلا، عباسعلی کامرانیان

نقل شده از کانال تلگرامی کربلا به نشانی karballa_ir @

نماز روز شنبه

22:02 1400/5/29 - یوری بویکا

نماز روز شنبه

از رسول اکرم (صلّی‌ الله‌ علیه‌ و‌ آله) نقل‌شده که فرمود: هر که در شنبه، چهار رکعت نماز بخواند در هر رکعت حمد یک مرتبه و سوره کافرون سه مرتبه و بعد از فارغ شدن، یک مرتبه آیت الکرسی را بخواند، بنویسد خدای (عزّوجلّ) از برای او به هر حرفی ثواب یک شهید. 

ابن طاوس، علی بن موسی، ‌جمال الاسبوع بکمال العمل المشروع، ص۴

نقل از ویکی فقه

نماز روز شنبه (مفاتیح الجنان)

سيد ابن طاووس از حضرت عسگرى عليه السلام روايت كرده: آن حضرت فرمود: در كتاب هاى پدرانم خواندم كه هر كه در روز شنبه چهار ركعت نماز بجا آورد و در هر ركعتى سوره‏ هاى حمد و قل هو اللّه و آية الكرسى را بخواند، خدا او را در درجه پيامبران و شهدا و صالحان بنويسد كه نيكو رفيقانى هستند.

نقل شده از سایت موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل بیت علیهم السلام به نشانی http://ahlolbait.com

زیارت حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) در روز شنبه

أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ اِلّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ رَسُولُهُ وَ أَنَّکَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللهِ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ بَلَّغْتَ رِسَالاتِ رَبِّکَ وَ نَصَحْتَ لِأُمَّتِکَ وَ جَاهَدْتَ فِی سَبِیلِ اللهِ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ أَدَّیْتَ الَّذِی عَلَیْکَ مِنَ الْحَقِّ وَ أَنَّکَ قَدْ رَؤُفْتَ بِالْمُؤْمِنِینَ وَ غَلُظْتَ عَلَى الْکَافِرِینَ وَ عَبَدْتَ اللهَ مُخْلِصا حَتَّى أَتَاکَ الْیَقِینُ فَبَلَغَ اللهُ بِکَ أَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُکَرَّمِینَ الْحَمْدُ للهِ الَّذِی اسْتَنْقَذَنَا بِکَ مِنَ الشِّرْکِ وَ الضَّلالِ اللهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ صَلَوَاتِکَ وَ صَلَوَاتِ مَلائِکَتِکَ وَ أَنْبِیَائِکَ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ وَ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ

شهادت میدهم که معبودى جز خدا نیست، یکتاست و شریکى ندارد، و گواهى میدهم که تو فرستاده اویى، و تویى محمّد فرزند عبد الله، و شهادت میدهم که تو پیامهاى پروردگارت را به مردم رساندى و براى امتت خیرخواهى نمودى و در راه خدا با حکمت و اندرز پسندیده کوشیدى، و آنچه را از حق بر عهده تو بد ادا کردى، و همانا تو به مردمان مؤمن مهربانى نمودى، و بر کافران سخت گرفتى، و خدا را با خلوص کامل‏ تا رسیدن مرگ بندگى کردى، پس خداوند تو را به شریف‏‌ترین مقام اهل کرامت نایل گرداند. سپاس خداى را که ما را به‏ وسیله تو از شرک و گمراهى رهانید. خدایا! بر محمد و خاندانش درود فرست و درود خود و فرشتگان‏ و پیامبران و فرستادگان و بندگان شایسته ‏ات و همه اهل آسمانها و زمینها

وَ مَنْ سَبَّحَ لَکَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ وَ نَبِیِّکَ وَ أَمِینِکَ وَ نَجِیبِکَ وَ حَبِیبِکَ وَ صَفِیِّکَ وَ صِفْوَتِکَ وَ خَاصَّتِکَ وَ خَالِصَتِکَ وَ خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ وَ أَعْطِهِ الْفَضْلَ وَ الْفَضِیلَةَ وَ الْوَسِیلَةَ وَ الدَّرَجَةَ الرَّفِیعَةَ وَ ابْعَثْهُ مَقَاما مَحْمُودا یَغْبِطُهُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ اللهُمَّ إِنَّکَ قُلْتَ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّابا رَحِیما إِلَهِی فَقَدْ أَتَیْتُ نَبِیَّکَ مُسْتَغْفِرا تَائِبا مِنْ ذُنُوبِی، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهَا لِی یَا سَیِّدَنَا أَتَوَجَّهُ بِکَ وَ بِأَهْلِ بَیْتِکَ إِلَى اللهِ تَعَالَى رَبِّکَ وَ رَبِّی لِیَغْفِرَ لِی

و هر آنکه از پیشینیان و آیندگان تسبیح تو گوید را اى پروردگار جهانیان، بر محمّد بنده شایسته و پیامبر و فرستاده ‏ات و امین و برگزیده و محبوب و پاک و بنده و خاص و خالصت و اختیار شده از میان بندگانت، قرار ده. خدایا! به او فضل و برترى و مرتبه شفاعت و درجه بلند عطا کن و او را به مقام ستوده‏ اى که پیشینیان و آیندگان بر آن رشک برند برانگیز. خدیا! تو فرموده‏ اى: «اگر ایشان آنگاه که برخود ستم کردند نزد تو می ‏آمدند پس از خدا طلب آمرزش می‏کردند و پیامبر نیز براى ایشان درخواست آمرزش مینمود، به یقین خدا را توبه ‏پذیر و مهربان مى‏یافتند» خدایا! من استغفارکنان و پشیمان از گناهانم نزد پیامبرت آمدم، پس بر محمّد و خاندانش درود فرست و گناهانم را بیامرز. اى سرور ما، دست به دامن تو و خاندانت، به جانب‏ خداى متعال که پروردگار من و توست روى می‏آورم تا مرا بیامرزد.

آنگاه سه بار بگو:

إِنَّا للهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ

همه از خداییم و به سوى او باز مى‏گردیم.

سپس بگو:

أُصِبْنَا بِکَ یَا حَبِیبَ قُلُوبِنَا فَمَا أَعْظَمَ الْمُصِیبَةَ بِکَ حَیْثُ انْقَطَعَ عَنَّا الْوَحْیُ وَ حَیْثُ فَقَدْنَاکَ فَإِنَّا للهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ یَا سَیِّدَنَا یَا رَسُولَ اللهِ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیْکَ وَ عَلَى آلِ بَیْتِکَ [الطَّیِّبِینَ‏] الطَّاهِرِینَ هَذَا یَوْمُ السَّبْتِ وَ هُوَ یَوْمُکَ وَ أَنَا فِیهِ ضَیْفُکَ وَ جَارُکَ فَأَضِفْنِی وَ أَجِرْنِی فَإِنَّکَ کَرِیمٌ تُحِبُّ الضِّیَافَةَ وَ مَأْمُورٌ بِالْإِجَارَةِ فَأَضِفْنِی وَ أَحْسِنْ ضِیَافَتِی وَ أَجِرْنَا وَ أَحْسِنْ إِجَارَتَنَا بِمَنْزِلَةِ اللهِ عِنْدَکَ وَ عِنْدَ آلِ بَیْتِکَ وَ بِمَنْزِلَتِهِمْ عِنْدَهُ وَ بِمَا اسْتَوْدَعَکُمْ مِنْ عِلْمِهِ فَإِنَّهُ أَکْرَمُ الْأَکْرَمِینَ.

اى محبوب دلهاى ما، ما به خاطر تو سوگواریم، و چه بزرگ است سوگوارى بر تو از آن‏ رو که وحى از ما بریده و هم از آن‏ رو که به‏ فقدان تو دچار آمده ‏ایم چه ما از خداییم و به سوى او باز می‏گردیم، اى سرور ما، اى فرستاده خدا، درود خدا بر تو و بر خاندان پاک پاکیزه ‏ات باد. امروز روز شنبه است و آن روز توست، و من در این روز مهمان تو و پناهنده به درگاه توام، پس از من پذیرایى کن و به من پناه ده، زیرا تو بزرگوار و مهمان ‏نوازى، و از سوى حق تعالى مأور به پناه‏ دادنى، پس از من پذیرایى کن و نیکو پذیرایى فرما و ما را پناه ده، و نیکو پناهمان ده، به برکت جایگاهى که خدا نزد تو و نزد خاندانت دارد، و بحق منزلى که آنان نزد خداوند دارند و بحق آنچه از دانشش نزد شما سپرده که همانا او گرامى‏‌ترین گرامیان است.

--------------------------

گرد آوردنده این کتاب عباس قمى خدایش ببخشاید گوید: من هرگاه خواستم رسول خدا را به این زیارت، زیارت نمایم‏ نخست آن حضرت را به صورتى که امام هشتم تعلیم بزنطى فرموده زیارت میکنم، پس از آن این زیارت را می‏خوانم. و آن زیارت [زیارت تعلیم داده شده به بزنطى] به گونه ‏اى که با سند صحیح روایت شده چنین است: ابن ابى نصر خدمت حضرت رضا علیه السّلام عرض کرد: پس از نماز چگونه بر حضرت پیامبر صلى الله علیه و آله صلوات و سلام فرستاد؟ فرمود می‌گویى:

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللهِ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا خِیَرَةَ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا حَبِیبَ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا صِفْوَةَ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا أَمِینَ اللهِ أَشْهَدُ أَنَّکَ رَسُولُ اللهِ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللهِ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ نَصَحْتَ لِأُمَّتِکَ وَ جَاهَدْتَ فِی سَبِیلِ رَبِّکَ وَ عَبَدْتَهُ حَتَّى أَتَاکَ الْیَقِینُ فَجَزَاکَ اللهُ یَا رَسُولَ اللهِ أَفْضَلَ مَا جَزَى نَبِیّا عَنْ أُمَّتِهِ اللهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَى إِبْرَاهِیمَ وَ آلِ إِبْرَاهِیمَ إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ.

سلام و رحمت خدا و برکاتش بر تو اى رسول خدا، سلام بر تو اى محمد بن عبدالله، سلام بر تو اى اختیار شده خدا، سلام بر تو اى محبوب خدا، سلام بر تو اى‏ برگزیده خدا، سلام بر تو اى امین وحى خدا، شهادت میدهم که تو فرستاده خدایى و گواهى می‏دهم که تو محمد بن عبدالله هستى و گواهى میدهم که تو امت خویش را خیرخواهانه پند گفتى، و در راه پرودگارت جهاد کردى، و او را تا زمان مرگ پرستیدى، پس خدا پاداشت دهد اى فرستاده خدا، بهترین پاداشى که به پیامبرى از سوى امّتش می‏دهد. خدایا! بر محمّد و خاندان محمد درود فرست. بر‌ترین درودى که بر ابراهیم و خاندان ابراهیم فرستادى، همانا تو ستوده و بزرگوارى.

نقل شده از سایت گلزار نور به نشانی http://golzarenoor.ir

دعای روز شنبه

21:36 1400/5/29 - یوری بویکا

بسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانی اش همیشگى است

بِسْمِ اللهِ کَلِمَةِ الْمُعْتَصِمِینَ وَ مَقَالَةِ الْمُتَحَرِّزِینَ وَ أَعُوذُ بِاللهِ تَعَالَى مِنْ جَوْرِ الْجَائِرِینَ وَ کَیْدِ الْحَاسِدِینَ وَ بَغْیِ الظَّالِمِینَ وَ أَحْمَدُهُ فَوْقَ حَمْدِ الْحَامِدِینَ اللهُمَّ أَنْتَ الْوَاحِدُ بِلا شَرِیکٍ وَ الْمَلِکُ بِلا تَمْلِیکٍ لا تُضَادُّ فِی حُکْمِکَ وَ لا تُنَازَعُ فِی مُلْکِکَ أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ وَ أَنْ تُوزِعَنِی مِنْ شُکْرِ نُعْمَاکَ مَا تَبْلُغُ بِی غَایَةَ رِضَاکَ


به نام خدا که کلمه پناه‏ جویان و گفتار پرهیزگاران است و پناه مى ‏برم به خداى بلندمرتبه از ستم ستمگران‏ و نیرنگ حسودان و سرکشى ظالمان و او را می‌ستایم ستایشى بر‌تر از ستایش ستایشگران، خدایا! تویى یگانه‏ بی‌انباز، و پادشاه على الاطلاق، در فرمانروایی‌ات مخالفت نشوى، و در پادشاهی‌ات هماوردى ندارى، از تو می‌خواهم که بر بنده و فرستاده‏‌ات محمد درود فرستى، و سپاس نعمتهایت را چنان قسمت من کن که مرا به کمال خشنودی‌ات نایل گرداند


وَ أَنْ تُعِینَنِی عَلَى طَاعَتِکَ وَ لُزُومِ عِبَادَتِکَ وَ اسْتِحْقَاقِ مَثُوبَتِکَ بِلُطْفِ عِنَایَتِکَ وَ تَرْحَمَنِی بِصَدِّی [وَ صُدَّنِی‏] عَنْ مَعَاصِیکَ مَا أَحْیَیْتَنِی وَ تُوَفِّقَنِی لِمَا یَنْفَعُنِی مَا أَبْقَیْتَنِی وَ أَنْ تَشْرَحَ بِکِتَابِکَ صَدْرِی وَ تَحُطَّ بِتِلاوَتِهِ وِزْرِی وَ تَمْنَحَنِی السَّلامَةَ فِی دِینِی وَ نَفْسِی وَ لا تُوحِشَ بِی أَهْلَ أُنْسِی وَ تُتِمَّ إِحْسَانَکَ فِیمَا بَقِیَ مِنْ عُمْرِی کَمَا أَحْسَنْتَ فِیمَا مَضَى مِنْهُ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.


و به برکت عنایت خویش بر طاعت و مداومت عبادت خود و شایستگى پاداشت‏ یارى نمایى و تا زنده‏‌ام به بازداشتن از گناهانت بر من مهر ورزی و تا پایان عمر بر انجام آنچه بهره‏‌ام رساند توفیقم دهى، و به کتاب خود (قرآن) براى پذیرش حق، سینه‏‌ام را فراخ گردانى و بار گناهانم را با تلاوتش از نامه اعمالم فرو ریزى و در دین و جانم به من سلامت بخشى و کسانیکه به آنها انس گرفته‏ام از من وحشت‏زده نکنى و در باقیمانده عمر احسانت را بر من تمام نمایى چنان‏که در گذشته عمرم بر من احسان نمودى. اى مهربان‏‌ترین مهربانان.

نقل شده از سایت گلزار نور به نشانی http://golzarenoor.ir

دعایی مجرب از آیت الله حق شناس برای رفع گرفتاری ها

سه بار برای رفع حاجت خوانده میشود، قبل و بعدش سه بار صلوات برای سلامتی امام زمان بفرستید.

آیت الله حق شناس (ره) خیلی این دعا رو دوست داشت و قاب کرده و در اتاقش نصب کرده بودند.

از حضرت علی بن ابی طالب (عليه السلام) روايت شده، هنگامی که غم و اندوهی بر پيامبر (صلي الله عليه و آله) وارد می شد اين دعا را می خواندند:

یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ، یَا حَیّاً لاَ یَمُوتُ، یَا حَیُّ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ
اى زنده، اى پاینده، اى زنده‌اى که نمى‌میرد، اى زنده‌اى که جز تو معبودى نیست
 

کَاشِفُ اَلْغَمِّ، مُجِیبُ دَعْوَةِ اَلْمُضْطَرِّینَ، أَسْأَلُکَ بِأَنَّ لَکَ اَلْحَمْدَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ
برطرف کننده اندوه، پاسخگوى دعاى بیچارگان، به حقّ سپاس که مخصوص تو است که معبودى جز تو نیست
 

بَدِیعُ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضِ ذُو اَلْجَلاَلِ وَ اَلْإِکْرَامِ
اى پدید آورنده آسمان‌ها و زمین، صاحب شکوه و اکرام

 

وَ رَحْمَانُ اَلدُّنْیَا وَ اَلْآخِرَةِ وَ رَحِیمُهُمَا، اِرْحَمْنِی
رحمتگر و مهربان دنیا و آخرت، مرا چنان بیامرز
 

رَحْمَةً تُغْنِینِی بِهَا عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِوَاکَ یَا أَرْحَمَ اَلرَّاحِمِینَ.
که از رحمت جز تو بى‌ نیاز شوم اى رحم‌کننده‌ترین رحم‌کنندگان.

 

رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود:
«هيچ مسلمانی نيست که اين دعا را سه مرتبه بخواند جز آنکه درخواست او عطا شود مگر اينکه حاجت و درخواست او گناه يا وسيله قطع رحم باشد.»

با صلوات برای سلامتی امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) این دعا را منتشر کنید.

نقل شده از کانال تلگرامی ارتباط با خدا به نشانی ertebat0bakhoda@

بعد از کربلا چه گذشت (قسمت2)

21:00 1400/5/29 - یوری بویکا

بعد از کربلا چه گذشت..(قسمت2)

در این روز دفن شهدای کربلا توسط قبیله بنی اسد و با راهنمایی و نظارت امام سجاد (علیه السلام) که به صورت معجزه به کربلا برگشته بود تا اجساد را شناسایی و دفن کنند، در کربلا صورت گرفت. 

چون اسرا را وارد کوفه کردند ابن زیاد دستور داد تمام مردم شهر در قصر اجتماع کنند
سر حسین ابن علی علیه السلام در داخل سپر کنار ابن زیاد قرار داشت،با چوب بر لب و دندان ابی عبدالله می زد و میخندید...

زید ابن ارقم که از صحابه رسول خدا بود وقتی مشاهده کرد ابن زیاد ضربات خود را مانند باران بر لب و دندان ابی عبدالله وارد میکند... صدا زد:

ابن زیاد!! چوب را از لبان حسین بردار که بخدا قسم مکرر در مکرر دیدم که رسول این لبها را میبوسید... 
سپس شروع به گریستن کرد...

ابن زیاد گفت: خدا همواره چشمانت را بگریاند که برای پیروزی خدا گریه میکنی! اگر نبود که پیر و خرفت شده و عقلت را از دست داده ای، میدادم همین الان سرت را از بدنت جدا کنند! 

زید گفت: پسر زیاد با امانت رسول خدا چه کردی...؟! سپس از مجلس خارج شد و گفت: شما مردم عرب از امروز همگی برده خواهید بود که پسر پیغمبر خدا را کشتید و پسر مرجانه را امیر خود قرار دادید تا نزدیکان شما را بکشد !  

حضرت زینب سلام الله علیها در حالیکه پست ترین لباسها را بر تن داشت در گوشه ای از مجلس ابن زیاد نشست . زنان و کنیزان اطرافش را گرفتند.

ابن زیاد سه بار پرسید: این زن که اینچنین گوشه نشینی اختیار کرده کیست؟ کسی جواب او را نداد تا اینکه یکی از زنان گفت: این زینب دختر فاطمه دختر رسول خداست. 

این بار ابن زیاد با شماتت گفت: خدا را سپاس که شما را کشت و حرکتتان را باطل گردانید. 
زینب کبری فرمود: خدا را حمد میکنم که به وسیله پیامبرش مارا گرامی داشت و از پلیدیها پاک ساخت،همانا فاسق رسوا میشود و فاجر دروغ میگوید و او غیر از ماست پسر مرجانه!  

ابن زیاد: دیدی خدا با برادرت چه کرد؟ 
حضرت زینب: من جز زیبایی و خوبی چیزی ندیدم،اینها جماعتی بودند که خدا شهادت را بر ایشان مقدر کرده بود و به قتلگاه آمدند.و روزی خدا میان تو و ایشان را جمع میکند و با تو مخامصه میکنند آنگاه خواهی دید که پیروز کیست،مادرت به عزایت بنشیند پسر مرجانه. 

ابن زیاد از نحوه پاسخگویی حضرت زینب به خشم آمد و خواست او را بکشد.عمروبن حریث گفت: این زن از مصیبت نزدیکانش ناراحت است و نباید او را مواخذه کرد. 
ابن زیاد : خدا قلب مرا شفا داد و راحت نمود از طرف برادر سرکش تو و پیروانش! 
حضرت زینب: به جانم قسم بزرگان مرا کشتی و خاندان مرا نابود ساختی و ریشه های مرا بریدی ،اگر اینها شفای توست..،پس شفا یافتی!
ابن زیاد با مغالطه گری گفت: این زن شاعر و سخنور است مانند پدرش!

سپس ابن زیاد نگاهی به اُسرا انداخت و امام زین العابدین را دید و پرسید: کیست این؟
 گفتند: علی ابن الحسین. 
ابن زیاد: مگر خدا علی ابن الحسین را در کربلا نکشت؟ 
امام سجاد: برادر دیگری داشتم به اسم علی که شما او را کشتید .

ابن زیاد با وقاحت فریاد کشید: نه خدا او را کشت!
امام سجاد فرمود: آری خدا جان هر کس را هنگام مرگ میگیرد و هیچکس نمیمیرد مگر به اذن او.

جسارت و حاضر جوابی امام خشم ابن زیاد را برانگیخت و فریاد زد: تو را چنین جراتی است که جواب مرا میدهی!!جلاد نفسش را بگیر! 

حضرت زینب با شنیدن این سخن از جا پرید و امام سجاد را در بغل گرفت و گفت: پسر مرجانه! خونهایی که از ما ریختی کافی نیست برایت ؟ غیر از این جوان چه کسی را برای ما باقی گذاشتی؟ اگر میخواهی او را بکشی اول مرا بکش!

ابن زیاد نانجیب شرمنده شد و با تعجب گفت: چه خویشاوندی عمیقی! براستی حاضر است با او کشته شود...

ادامه دارد...

ارشاد 228
طبری 371/7 
نفس المهموم ص 404
کامل 81/4

نقل شده از کانال تلگرامی ارتباط با خدا به نشانی ertebat0bakhoda@

از امام سجاد علیه السلام پرسیدند:
‌ سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟
در پاسخ سه بار فرمودند: الشّام، الشّام، الشّام...
امان از شام !

در شام هفت مصیبت بر ما وارد آوردند که از آغاز اسیری تا آخر ، چنین مصیبتی بر ما وارد نشده بود:

1. ستمگران در شام اطراف ما را با شمشیرها احاطه کردند و بر ما حمله می‌نمودند و در میان جمعیت بسیار نگه داشتند و ساز و طبل می‌زدند.

2. سرهای شهداء را در میان هودج‌های زن‌های ما قرار دادند. سر پدرم و سر عمویم عباس(علیه السلام) را در برابر چشم عمه‌هایم زینب و ام کلثوم(علیها سلام) نگه‌داشتند و سر برادرم علی اکبر و پسر عمویم قاسم(علیه السلام) را در برابر چشمان خواهرانم سکینه و فاطمه می‌آوردند و با سرها بازی می‌کردند، و گاهی سرها به زمین می‌افتاد و زیر سم سُتوران قرار می‌گرفت.

3. زن‌های شامی از بالای بام‌ها، آب و آتش بر سر ما می ریختند، آتش به عمامه‌ام افتاد و چون دست‌هایم را به گردنم بسته بودند نتوانستم آن را خاموش کنم. عمامه‌ام سوخت و آتش به سرم رسید و سرم را نیز سوزاند.

4. از طلوع خورشید تا نزدیک غروب در کوچه و بازار با ساز و آواز ما را در برابر تماشای مردم در کوچه و بازار گردش دادند و می‌گفتند: «ای مردم! بکُشید این‌ها را که در اسلام هیچ گونه احترامی ندارند؟!»

5. ما را به یک ریسمان بستند و با این حال ما را در خانه یهود و نصاری عبور دادند و به آن ها می‌گفتند: این‌ها همان افرادی هستند که پدرانشان، پدران شما را (در خیبر و خندق و ...) کشتند و خانه‌های آنها را ویران کردند . امروز شما انتقام آنها را از این‌ها بگیرید.

6. ما را به بازار برده فروشان بردند و خواستند ما را به جای غلام و کنیز بفروشند ولی خداوند این موضوع را برای آنها مقدور نساخت.

7. ما را در مکانی جای دادند که سقف نداشت و روزها از گرما و شب‌ها از سرما، آرامش نداشتیم و از تشنگی و گرسنگی و خوف کشته شدن، همواره در وحشت و اضطراب به سر می‌بردیم...

صلی الله علیک یا سیدالساجدین،الامام العارفین،زین العابدین..
 

برگرفته از:‌‌ تذکرة الشهداء ملاحبیب کاشانی

نقل شده از کانال تلگرامی ارتباط با خدا به نشانی ertebat0bakhoda@

صلوات امام سجاد علیه السلام

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ سَيِّدِ الْعَابِدِينَ‏

پروردگارا درود فرست بر حضرت على بن الحسين سيد و بزرگ اهل عبادت

الَّذِي اسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِكَ وَ جَعَلْتَ مِنْهُ أَئِمَّةَ الْهُدَى الَّذِينَ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏

آنكس كه تو او را براى خود خالص گردانيدى و از نسل پاكش پيشوايان هدايت را كه آنها خلق را به حق هدايت كنند و به حق باز رجوع كنند قرار دادى

اخْتَرْتَهُ لِنَفْسِكَ وَ طَهَّرْتَهُ مِنَ الرِّجْسِ وَ اصْطَفَيْتَهُ وَ جَعَلْتَهُ هَادِياً مَهْدِيّاً

و او را براى خويش اختيار فرمودى و او را از هر رجس و ناپاكى پاك و مطهر ساختى و او را برگزيدى و هادى خلق بسوى خدا و هدايت يافته به حق قرار دادى

اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ ذُرِّيَّةِ أَنْبِيَائِكَ‏

پروردگارا پس درودى و رحمتى بر او فرست كه بهترين درودهايى باشد كه بر ذريه پيغمبرانت فرستادى

حَتَّى يَبْلُغَ بِهِ مَا تَقَرُّ بِهِ عَيْنُهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ‏

تا به آن درود در دنيا و آخرت ديده ‏اش روشن فرمايى كه تو اى خداى مقتدر كامل و به حقايق امور آگاهى.

 

ترجمه و صوت در سایت اهل بیت به نشانی http://ahlolbait.com

موسسه نور فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به نشانی http://noorfatemah.org

--------------------------------------------------------------

زیارتنامه امام سجاد علیه السلام

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

السَّلامُ عَلَیْکَ یا زَیْنَ الْعابِدِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا زَیْنَ الْمُتَهَجّـِدِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اِمامَ الْمُتَّقِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وَلِیَّ الْمُسْلِمِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا قُرَّهَ عَیْنِ النّاظِرِینَ الْعارِفِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وَصِیَّ الْوَصِیّـِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خازِنَ وَصایَا الْمُرْسَلِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ضَوْءَ الْمُسْتَوْحِشِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا نُورَ الْمُجْتَهِدِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا سِراجَ الْمُرْتاضِینَ

سلام بر تو اى زینت عابدان، سلام بر تو اى زینت شب زنده داران ، سلام بر تو اى پیشواى پرهیزکاران، سلام بر تو اى ولى مسلمانان، سلام بر تو اى نور دیده عارفان،سلام بر تو اى وصى اوصیا، سلام بر تو اى خزانه دار وصایاى فرستادگان الهى، سلام بر تو اى نور بیمناکان، سلام بر تو اى نور کوشندگان عابد، سلام بر تو اى چراغ روشنایى بخش ریاضت کشان

السَّلامُ عَلَیْکَ یا ذَخِیرَهَ الْمُتَعَبّـِدِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مِصْباحَ الْعالَمِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا سَفِینَهَ الْعِلْمِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا سَکِینَهَ الْحِلْمِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مِیزانَ الْقِصاصِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا سَفِینَهَ الْخَلاصِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بَحْرَ النَّدى، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بَدْرَالدُّجى،اَلسَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الاَوّاهُ الْحَلِیمُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الصّابِرُ الْحَکِیمُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا رَئِیسَ الْبَکّائِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یامِصْباحَ الْمُؤْمِنِینَ

سلام بر تو اى زاد و ذخیره عابدان، سلام بر توى اى چراغ فروزان جهانیان، سلام بر تو اى کشتى دانش، سلام بر تو اى آرامش بخش و بردبار و حلیم، سلام بر تو اى مشخص کننده قصاص،  سلام بر تو اى کشتى اخلاص، سلام بر تو اى دریاى بخشش، سلام بر تو اى ماه تابان شب تار ، سلام بر تو اى مرد دعا و بردبارى، سلام بر تو اى شکیباى حکیم، سلام بر تو اى سرور گریه کنندگان، سلام بر تو اى چراغ هدایت مؤمنان

السَّلامُ عَلَیْکَ یا مَوْلایَ یا أَبا مُحَمَّد، أَشْهَدُ أَنَّکَ حُجَّهُ اللهِ وَابْنُ حُجَّتِهِ وَأَبُو حُجَجِهِ، وَابْنُ أَمِینِهِ وَابْنُ اُمَنائِهِ، وَأَنَّکَ ناصَحْتَ فِی عِبادَهِ رَبِّکَ، وَسارَعْتَ فِی مَرْضاتِهِ، وَخَیَّبْتَ أَعْداءَهُ، وَسَرَرْتَ أَوْلِیاءَهُ

أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ عَبَدْتَ اللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ، وَاتَّقَیْتَهُ حَقَّ تُقاتِهِ، وَأَطَعْتَهُ حَقَّ طاعَتِهِ، حَتّى اَتیکَ الْیَقِینُ، فَعَلَیْکَ یا مَوْلایَ یَاابْنَ رَسُولِ اللهِ أَفْضَلَ التَّحِیَّهِ، وَالسَّلامُ عَلَیْکَ وَرَحْمَهُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ.

سلام بر تو اى مولایم اى ابا محمّد، گواهى مى دهمکه تویى حجت خدا و فرزند و پسر حجت خدا و پسر امین او و فرزند امناى الهى، تو در عبادت پروردگارت خالصانه کوشیدى و براى جلب خوشنودی اش شتافتى، و دشمنانش را مأیوس و اولیائش را مسرور ساختى، گواهى مى دهم که تو حق عبادت الهى گزاردى، و حق تقوا و اطاعتش را بجاى آوردى تا آنگاه که درگذشتى، پس بر تو باد اى مولاى من اى فرزند رسول خدا برترین درودو سلام و رحمت و برکات الهى.

نقل شده از سایت گلزار نور به نشانی http://golzarenoor.ir

 

بعد از کربلا چه گذشت (قسمت 1)

19:43 1400/5/29 - یوری بویکا

بعد از کربلا چه گذشت..(قسمت 1)


 شام غریبان کربلا نخستین شب عزای خاندان پیامبر پس از شهادت سید الشهداء علیه السلام است.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌..

 دیشب چه سالاری داشتند؟دیشب چه کسی از خیمه ها محافظت می کرد؟امروز اما بدن مبارکشان بدون سر روی زمین است! 
چه شبی بود آن شب و چه حالی داشت دختر امیرالمؤمنین علیه السلام...

شب یازدهم شبی است که سر مطهر امام حسین علیه السلام در تنور منزل خولی بود در حالی که نورانیت آن سر فضا را روشن نموده بود. 


عمر سعد ملعون روز یازدهم تا وقت ظهر در کربلا ماند،
و بر کشتگان خود نماز گذارد و آنان را به خاک سپرد.
وقتی روز از نیمه گذشت فرمان داد تا دختران پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را بر شتران بی جهاز سوار کردند .

و امام سجاد علیه السلام را نیز با غل و زنحیر بر شتر سوار کردند.

هنگامی که آنان را از قتلگاه عبور دادند و نظر بانوان بر جسم مبارک امام حسین علیه السلام افتاد ، لطمه ها بر صورت زدند و صدا به ندبه برداشتند...

عمر سعد به کوفه آمد .ابن زیاد اذن عمومی داد تا مردم در مجلس حاضر شوند. 

سپس سر مطهر امام حسین علیه السلام را نزد او گذاشتند و او نگاه می کرد و تبسم می نمود و با چوبی که در دست داشت جسارت می نمود.

عصر روز یازدهم اهل بیت علیهم السلام را با حالت اسارت به طرف کوفه بردند. نزدیک غروب حرکت کردند و شبانه به کوفه رسیدند.

لذا آن بزرگواران داغدیده را تا صبح پشت دروازه های کوفه نگه داشتند. 

هنگام صبح عمر سعد ملعون از کوفه خارج شد،و بسان فرمانده ای که از فتوحات خویش خوشحال است همراه اسراء وارد کوفه شد...

ارشاد شیخ مفید ،ج2
در کربلا چه گذشت،شیخ عباس قمی

نقل شده از کانال تلگرامی داستان و سخن بزرگان به نشانی dastangram@

 آنچه از امام حسین علیه‌السلام که کمتر شنیده ایم

امام حسین علیه‌السلام را فقط در چند ساعت آخر زندگی‌اش خلاصه کرده‌ایم در حالی که از ۵۷ سال زندگی او بی خبریم.

امام حسین  علیه‌السلام در جنگ‌های جمل و صفین، مثل سربازهای ساده در میدان جنگ حاضر شد؛ در حالی که می‌توانست به بهانه آقازاده بودن، خود را از رزم، معاف کند.

امام حسین علیه‌السلام عاشقانه خانواده‌اش را دوست داشت و به آنها محبت می‌کرد و حتی برای همسرش رباب، شعر می‌سرود.

در حال اعتکاف و طواف خانه خدا، شخص مقروضی از ایشان تقاضای کمک کرد و امام حسین اعتکاف خود را شکست تا از طلبکار، تقاضای مهلت کند.

هیچگاه هیچ پست و مقامی را از پدر خود که حاکم تمام ممالک اسلامی بود طلب نکرد. امام حسین کشاورز بود و هر روز بر روی اراضی خود کار می‌کرد.

در ماجرای صلح امام حسن با معاویه، با برادرش همراهی کرد و سخن هیچ مخالفی را نپذیرفت. پس از شهادت برادر نیز تا زمان مرگ معاویه به پیمانی که معاویه بارها آن را شکسته بود، متعهد ماند.

هیچگاه هیچ سائلی از خانه او دست خالی بر نمی‌گشت و نه تنها به فقرا کمک می‌کرد بلکه آن‌ها را از گدایی بی نیاز می‌کرد.

در ماجرای خاکسپاری امام حسن، به خاطر جلوگیری از نزاع، به دفن نشدن برادرش در کنار رسول‌الله رضایت داد.

کنیز خود را به خاطر اینکه یک دسته‌گل به ایشان هدیه داد، آزاد کرد.

وقتی برده‌ای را دید که به یک سگ غذا می‌دهد، او را از اربابش که یهودی بود خرید و همان‌ جا آزاد کرد. مرد یهودی و همسرش با دیدن مرام امام حسین علیه‌السلام، همان‌جا مسلمان شدند.

در ماجرای بیعت اجباری با یزید، در حالی که می‌توانست مثل عبدالله‌ بن‌ زبیر در مکه پناهنده شود، این‌ کار را نکرد تا حرمت کعبه خدشه‌ دار نشود.

وقتی به سپاه هزار نفری حر بن‌ یزید ریاحی برخورد کرد، نه تنها از عطش لشکریان دشمن سوء‌استفاده نکرد بلکه همه لشکریان دشمن را سیراب کرد. حتی امام‌حسین دستور داد که اسب‌های دشمن را هم سیراب کنند.

وقتی که فهمید مردم کوفه از بیعت خود برگشته‌اند، برای جلوگیری از جنگ و خونریزی به دشمن گفت که از رفتن به کوفه منصرف شده‌ و بر‌می‌گردد ولی ابن‌ زیاد مخالفت کرد.

وقتی حر بن‌ یزید ریاحی به دستور ابن‌ زیاد، اجازه بازگشت به امام حسین نداد، اصحاب به ایشان پیشنهاد دادند که با لشکر کوچک حُر بجنگند و از مهلکه فرار کنند ولی حضرت سیدالشهداء فرمود:
من شروع کننده جنگ نیستم.

در حالی که تعداد سربازان ایشان کمتر از صد نفر بود، به آنها فرمود هر کسی که بدهکار است نمی‌تواند با ما باشد و دو نفر از سربازان، به همین دلیل شبانه از امام حسین جدا شدند.

زمین کربلا را شصت هزار درهم از صاحبان آن خرید و به همان‌ها بخشید تا خون او در زمین دیگران ریخته نشود.

مردم در هنگام دفن امام‌حسین علیه السلام ، آثار زخم‌هایی کهنه بر دوش ایشان دیدند. امام سجاد فرمودند این زخم‌ها اثر کیسه‌هایی است که پدرم شبانه به منزل نیازمندان می‌بُرد.

السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا مَوْلاَیَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ‏

نقل شده از کانال تلگرامی ارتباط با خدا به نشانی ertebat0bakhoda@