ورلد بوک وبلاگی با مطالب جالب و کاربردی برای زندگی بهتر

ورلد بوک وبلاگی با مطالب جالب و کاربردی برای زندگی بهتر

امام علی(ع) : آدم عاقل کسی است که حتی یک نَفَس از عُمر خود را در چیزی که برایش سودی ندارد به هَدَر نمی دهد.هر روزی که بگذرد قسمتی از وجود تو را با خود میبرد

پنج نفر...

03:23 1401/5/3 - یوری بویکا

پنج نفر...

دو گروه مقابل هم ايستاده بودند:
مسيحيان نجران كه خوف از رخسارشان به زمين می‌ريخت و سوی ديگر پنج نفر كه گویی دريایی بودند از سكون و آرامش.
پنج نفر كه همين امروز حضرت جبرائيل از آسمان خبر آورده بود كه زمين و آسمان و هر چه هست به‌ خاطر اينان به هم دوخته شده.
«انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس» امروز نازل شده بود. 

 پيامبر و اهل‌بيتش تنها یک خوف داشتند و آن هم زير و زبر شدن جهان بعد نفرينشان...ـآخر رحمة للعالمين بود و كلهم نورٌ واحد... همه رحمة للعامين بودند و می‌دانستند اگر لب‌ها را تكان دهند، زمين تكان می‌خورد، آسمان خود را می‌تكاند و زير و رویی نخواهد ماند.

 اُسقف اعظم اين را فهميد و گفت من صورت‌هایی را می‌بينم كه اگر دعاكنند كوه‌ها را از جا می‌كَنَد‌ مباهله نكنيد. امام، رحمت جان پيامبر رحمت ، دختر رحمت و پسرانش و تا به حال آخرين عصارهٔ رحمت الهی،  لب به نفرين نگشودند.

 شنيده‌ام فرزندشان مهدی صبح و شام دعايمان می‌کند... شنيده‌ام كه اگر دعايش نباشد، هلاک می‌شويم. ما هم دعا می‌كنيم:

«اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیکَ الفَرَج»

با مباهله آشنا شویم
 

۶۰ نفر از بزرگان مسیحیان نجران با لباس‌های فاخر با زنجیرهای طلا برای دیدار با پیامبر وارد مسجد می‌شوند اما پیامبر اکرم به‌ خاطر لباس‌های فاخری که به تن دارند آنان را نمی‌پذیرد بعد از این که با لباس‌های ساده به دیدار رسول خدا می‌روند با گرمی از آنان استقبال می‌کند.

علت حضور نامه‌ای است که پیامبر خدا برای مسیحیان فرستاده بودند.

شرحبیل اسقف مسیحیان می‌گوید: چندی پیش نامه‌ای از شما به دست ما رسید، آمدیم تا از نزدیک، حرف‌های شما را بشنویم.

پیامبر می‌فرمايد: آنچه من از شما خواسته‌ام، پذیرش اسلام و پرستش خدای یگانه است.

اسقف اعظم پاسخ می‌دهد: اگر منظور از پذیرش اسلام، ایمان به خداست، ما قبلاً به خدا ایمان آورده‌ايم و به احکام او عمل می‌كنيم.

پیامبر خدا می‌فرماید: شما مسیح را خدا می‌دانيد، در حالیكه این اعتقاد،‌ با پرستش خدای یگانه متفاوت است.

یکی از مسیحیان می‌گوید: مسیح به این دلیل فرزند خداست که مادر او مریم، بدون اینكه با كسی ازدواج كند، او را به دنيا آورد. اين نشان می‌دهد كه او بايد خدای جهان باشد.

در همان لحظه آیه‌ای نازل شد (آل عمران/۵۹) و رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: اگر چنین باشد حضرت آدم هم بدون پدر و مادر و از خاک به‌وجود آمدند.

مسیحیان پاسخی ندارند که بدهند و می‌گویند ما قانع نشدیم و رسول اکرم را به مباهله دعوت می‌کنند. (یعنی ما و شما دست به دعا برداريم و از خداوند بخواهيم كه هر كس خلاف می‌گويد‌، به عذاب خداوند گرفتار شود) 

آیه نازل شد (آل عمران ۶۱):
 «پس هر كس با تو درباره او (عيسای مسیح عليه السلام) پس از آنكه تو را علم آمده محاجّه و ستيز كند، بگو: بياييد ما پسرانمان را و شما پسرانتان را و ما زنانمان را و شما زنانتان را و ما خودمان را و شما خودتان را (كسانى را كه مانند جان ماست) فرا خوانيم، آنگاه به يكديگر نفرين كنيم، پس لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.»

صبح روز بعد زمان مباهله است، همه مسیحیان میهمان و مسلمانان در بیرون از دروازه شهر به تماشا نشسته‌اند که چه اتفاقی خواهد افتاد.

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله در حالیکه حسین را در آغوش دارد و دست حسن را در دست، از دروازه مدینه خارج می‌شود. پشت سر او تنها يک مرد و زن ديده می‌شوند. اين مرد علی است و اين زن فاطمه. تعجب و حيرت، همراه با نگرانی و وحشت بر دل مسيحيان سايه می‌افكند.

 شرحبيل به اسقف می‌گويد: نگاه كن. او فقط دختر، داماد و دو نوه خود را به همراه آورده است.
بین مسیحیان ولوله و سر و صدایی به پا می‌شود که ما به این مباهله تن نمی‌دهیم.

اسقف به بالای سنگی می‌رود و می‌گويد: من معتقدم كه مباهله صلاح نيست. اين پنج چهره نورانی كه من می‎بينم، اگر دست به دعا بردارند، كوه‌ها را از زمين می‌كَنند، در صورت وقوع مباهله، نابودی ما حتمی است.

اسقف در مقابل پيامبر، با خضوع و تواضع، سرش را به زير می‌افكند و می‌گويد: (ما را از مباهله معاف كنيد. هر شرطی كه داشته باشيد، قبول می‌كنيم.)

 پيامبر با بزرگواری و مهربانی، انصرافشان را از مباهله می‌پذيرد و می‌پذيرد كه به ازای پرداخت ماليات، از جان و مال آنان و مردم نجران، در مقابل دشمنان، محافظت كند. خبر اين واقعه، به سرعت در ميان مسيحيان نجران و ديگر مناطق پخش می‌شود و مسيحيان حقيقت‌جو را به مدينه پيامبر سوق می‌دهد.

روز مباهله و شأن نزول آیهء تطهیر پنج تن آل عبا (علیهم‌السلام) را به محبان و شیعیان خالص حضرت رسول مهربانی آقا محمد مصطفی (صلی‌الله علیه و آله) و پدر بزرگوارمان امیرالمومنین (علیه السلام) تبریک و تهنیت عرض مینماییم.

نقل شده از کانال تلگرامی منتظران ظهور به نشانی montazeran313313@ و کانال تلگرامی کربلا به نشانی karballa_ir@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

#مباهله

#مسیحیان نجران

#اسقف

بیست‌ و چهارم ذی‌الحجه روز مباهله نام گرفته است

24 ذی الحجه روز عید بزرگ مباهله؛ سالروز بخشش انگشتر در رکوع و نزول آیه ولایت"انما ولیکم.. "(آیه 55 مائده)؛ سالروز نزول آیه تطهیر و صدور حدیث شریف کساء در جریان مباهله ؛ سالروز نزول سوره مبارکه انسان (هل اتی) در شان پنج تن آل عبا علیهم السلام می باشد.

رسم مباهله در میان اقوام و ادیان مختلف وجود داشت. و آن زمانی بود که تعصب و حق ناپذیری راه را بر استدلال می بست. آنگاه دو طرف، گفتگو را کنار می گذاشتند و دست به دعا بر می داشتند و از خدا می خواستند تا دروغگو را رسوا سازد عذابش را بر او نازل نماید. 

مسیحیان نجران اگر چه در گفتگو مغلوب استدلال رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شدند اما از پذیرش حق رویگردان شدند. چنین بود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به فرمان خدا آنها را به مباهله دعوت نمود.
  

«فَمَنْ حآجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جآءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْنآءَنا وَ أَبْنآءَکُمْ وَ نِسآءَنا وَ نِسآءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَی الْکاذِبین »

«پس هر کس با تو درباره او (عیسی) پس از دانشی که بر تو آمده ستیز کند، پس بگو: بیایید فرزندان ما و فرزندان شما و زنان ما و زنان شما و جانهای ما و جانهای شما را بخوانیم سپس مباهله (دعا و زاری) کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار بدهیم»
 (سوره آل عمران/61)

روز واقعه دیدند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همراه با 4 نفر دیگر به میعادگاه می آیند. حضرت فاطمه (سلام الله علیها) آمد تا تأویل «نِسآءَنا» باشد. امام حسن و امام  حسین (علیهم السلام) آمدند تا مظهر « أَبْنآءَنا» باشند و امام علی (علیه السلام) آمد تا جان پیامبر (صلی الله علیه و آله) و مظهر «أَنْفُسَنا» باشد. 

اسقف نجران باد دیدن چهره نورانی پاکان روزگار پا پس کشید و گفت: «چهره هایی را می‏بینم که اگر از خدا بخواهند که کوه را از جای خود بکَند، کوه کنده می‏شود، با آنان مباهله نکنید که هلاک می‏شوید و تا روز قیامت یک نصرانی در روی زمین پیدا نمی‏ شود»

در این روز که روز نزول آیه «تطهیر» نیز هست، خداوند بر ارزش‌ها و فضیلت‌های اهل بیت (علیهم السلام) و جایگاه راستین آنان در درک و شناخت اسلام راستین مهر تأییدی دیگر زد.

 روایات فراوانی در منابع معروف و دست اول اهل سنت و منابع اهل بیت (علیهم السلام) آمده است، که با صراحت می‌گوید: آیه مباهله درباره حضرت علی (علیه السلام)، حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) نازل شده است.

رویداد مباهله از رویدادهای صدر اسلام است. هنگامی که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) در یک سو و مسیحیان نجران در دیگر سو آمادهٔ مباهله یا نفرین طرف دروغگو شدند.

مسیحیان نجران که به مدینه آمده بودند تا در مورد درستی دعوت پیامبر (صلی الله علیه و آله)  پژوهش کنند با او به محاجه (دلیل آوردن) پرداخته، سرانجام بحث شان به جایی کشید که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) خواست تا با آن‌ها مباهله کند.

 هر یک از دو طرف با افراد خود به محل مباهله رفتند. مسیحیان وقتی دیدند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) با عزیزترین کسانش یعنی (حضرت علی (علیه السلام)، حضرت فاطمه (سلام الله علیها)،  امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام))  می‌خواهد آن‌ها را به چالش بکشد مطمئن شدند که حضرت محمد (صلی الله علیه و اله) اگر به خودش مطمئن نبود، جان خانواده اش را به خطر نمی‌انداخت. پس از مباهله کناره گرفتند.

از ام سلمه نقل کرده‌اند که در همان روز رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همان چهار نفر همراهان خود را در زیر عبای موئی و مشکین رنگ خود گردآورد و این آیه را تلاوت نمود: 

«إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً» 

این رویداد از سوی مسلمانان به عنوان یکی از برجستگی‌های اهل بیت محسوب شده و به عنوان دلیلی برای اثبات این امر که اصحاب کساء (حضرت محمد(صلی الله علیه و آله)، امیرالمومنین علی (علیه السلام)، حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام)) هستند، استفاده میشود.

این روز بزرگ را به محضر قطب عالم امکان امام زمان ارواحنا له الفداء و شیعیان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام تبريك عرض می نماییم.

نقل شده از کانال تلگرامی ارتباط با خدا به نشانی ertebat0bakhoda@ و کانال تلگرامی عالم پس از مرگ به نشانی Pas_As_Marg@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین

#مباهله

# 24 ذی الحجه

#آیه تطهیر

 

فشار قبر از چه زمانی شروع میشود؟


از زمانی که انسان در حالت احتضار هست فشار قبرش شروع میشه:

‌قبر در روایات منظور عالم برزخ هست نه این حفره ی مادی که بدن میت رو توش دفن میکنن!
این که یه حفره ی دنیاییه!
‌‌
‌‌قبری که‌ میگن همون عالم برزخه!
 وگرنه این قبر دنیایی رو بشکافی نه پرونده ای هست نه نکیر و منکری و...
‌‌
‌‌اون ترس شب اول قبر هم که میگن مال جسم نیست، چون جسم که بی حرکت و بی حس هست، هیچی براش مهم نیست که بخواد بترسه یا نه!
‌‌
‌‌ پس ترس شب اول قبر برای روح برزخیه میت هست.
‌‌
‌خلاصه از همون لحظه احتضار مومنین لذتهاشون شروع میشه:
 اهل بیت میان سراغش و بشارت بهشت شروع میشه، فرشته ها میان استقبال مومنین..

‌اونایی هم که فاسق و کافرن از همون موقع قبل از مرگ فرشته ها هولشون میدن که برید گمشید از دنیا که اینجا رو آلوده کردید..

‌ و از اون ور هم فرشته های برزخ توی سر و صورتشون میزنن که کجا میایید با این آلودگی و نامه سیاه!

مشاهده خود عزراییل هم انقدر وحشتناکه که برای ۷ پشتشون بسه!
‌‌
‌برای مومن هم عزرائیل به قدری زیبا و لذتبخش محسوب میشه که در روایت هست اگر مومن هفتاد سال عبادت کنه که فقط چهره عزرائیل رو یک لحظه ببینه، براش می ارزه!

‌اینکه چقدر مدت طول بکشه این حالت، بستگی به میزان‌ گناه مومن داره. بعضیا توی همون حالت احتضار پاک میشن از گناهاشون و بعد فرشته ها میان بهشون بشارت میدن.

‌فشار قبر به میزان گناهان بستگی داره هرچقدر بیشتر باشه کیفیت و زمانش هم بیشتره...

‌یکی از موارد بعد مرگ، پرسش قبر هست! 

سوال شب اول قبر رو از همه نمیپرسن، از اکثر آدمها میپرسن به جز انبیا و امامان و شهدا..

‌چون مقام پرسشگر باید بالاتر از پرسش شونده باشه! 
مثلا از پیامبر اسلام بپرسن من نبیک؟ بگه خودمم؟ نه دیگه، معقول نیست این سوال جواب!

‌حالا سوال کننده ها یا بشیر و مبشرن که میان به انسان مومن مژده بدن و قبرشو وسیع کنن و...

‌یا نکیر و منکرن که میان سراغ انسان تا بهش زشتی های کارشو تفهیم و به جهنم بفرستنشون!

‌‌از  نماز و روزه و حج و زکات و ولایت سوال میپرسن.
‌ ولایت به اون ۴ تای دیگه میگه هرجا شما نقصی داشتید من کاملش میکنم نگران نباشید.
‌‌‌پس از همه اعمال سوال نمیشه

‌حالا مگه فرشته های الهی نمیدونن هرکی چه کاره اس که ازش میپرسن؟

‌ببینید خود این سوال و جوابا برای مومن بهترین لذت و ثوابه چون جوابا رو بلده، لذت میبره.

اما برای کافر یه نوع عذاب محسوب میشه چون جوابارو بلد نیستن!
ثانیا اتمام حجت میشه که از هرکس اعتراف بگیرن برای پروندش!


سخنان حجت الاسلام محمدی با تغییر
نقل شده از کانال تلگرامی عالم پس از مرگ به نشانی Pas_As_Marg@

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
هر کس بعد از هر نماز سوره توحید را بخواند در قبرش عذاب نمی شود و از فشار قبر در امان است.

مستدرک الوسائل ۲۸۰/۴

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ

خداوندا به مقدار علمِ بی پایانت بر فاطمه و پدرش و شوهرش و فرزندانش و رازی که در او قرار داده شده، صلوات و درود بفرست

#احتضار

#عذاب قبر

#فشار قبر

#سوال قبر

#نکیر و منکر

سزای منکرین معاد

00:03 1401/5/2 - یوری بویکا

سزای منکرین معاد
 

برابر آیات 20 به بعد سوره‌ مبارکه صافات کسانی که منکر معاد هستند در روز قیامت بعد از برانگیخته شدن از قبرهای خود بدون هیچ گونه حساب و کتاب و محاسبه اعمال به سوی جهنم هدایت می‌شوند.

و قالُوا يا وَيْلَنا هذا يَوْمُ الدِّينِ (20 - صافات)
و می‌گويند: ای وای بر ما اين همان روز جزاست.

هذا يَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ (21 - صافات)
‏اين روز جدايی حق از باطل است كه تا در دنيا بوديد تكذيبش می‌كرديد.

احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ أَزْواجَهُمْ وَ ما كانُوا يَعْبُدُونَ (22 - صافات)
(هان ای فرشتگان) همه آنها كه ظلم كردند و اتباع و اشباه آنها را و آنچه را كه می‌پرستيدند يك جا جمع كنيد.

منْ دُونِ اللَّـهِ فَاهْدُوهُمْ إِلی‌ صِراطِ الْجَحِيمِ (23 - صافات)
‏آری آنچه كه به جای خدا عبادت می‌كردند، پس آن گاه به سوی دوزخ ببريد.

و قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ (24 - صافات)
آنجا نگه‌شان بداريد كه بايد بازخواست شوند.

پس کسانی که حتی به خداوند اعتقاد دارند ولی منکر معاد و قیامت هستند تمام اعمال نیک آنان حبط شده و از بین خواهد رفت.

پس عنایت داشته باشیم کسانی که کار نیک را برای انسانیت و به نام انسانیت انجام می‌دهند و امیدی به جزای آن در روز معاد ندارند خود شامل این گروه‌اند.

نقل شده از کانال تلگرامی اخلاق و معرفت در قرآن و روایات به نشانی akhlaghmarefat@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

اَللهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.


خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.

#معاد

#منکر معاد

#سزای منکر معاد

اعمال روز مباهله 

23:30 1401/5/1 - یوری بویکا

اعمال روز مباهله 

روز بیست وچهارم ذی الحجه بنابر مشهور روزی است که مباهله حضرت رسول با مسیحیان نجران در آن اتفاق افتاده است و نیز در این روز بود که حضرت امیرالمؤمنین در حال رکوع انگشتر خود را به سائل داد و آیه «انما ولیّکم الله» در شأن ايشان نازل شد.

در این روز چند عمل وارد شده است: 

1- غسل
2- روزه
3- دو رکعت نماز و آن مثل روز عید غدیر است در وقت
و کیفیت و ثواب
4- خواندن دعای مباهله که شبیه به دعای سحر ماه رمضان است؛
5- بخواند دعایی را که شیخ و سید روایت کرده اند. بعد از دو رکعت نماز و هفتاد مرتبه استغفار و اول آن «الحمدلله رب العالمین» است

همچنین صدقه دادن به فقرا بعنوان پیروی از امیر المومنین علیه السلام و زیارت ایشان و بهتر است در این روز زیارت جامعه خوانده شود.

منبع: مفاتیح‌الجنان


نقل شده از کانال تلگرامی منتظران ظهور به نشانی montazeran313313@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

#مباهله

#آیه مباهله

#اعمال مباهله

پرسش : مباهله به چه معنا است؟ و ماجرای مباهله پیامبر (ص) با مسیحیان نجران چگونه بود؟

پاسخ : مباهله از ریشه « بَهل» به معنی رها کردن و برداشتن قید و بند از چیزی است، ولی مباهله به معنای لعنت کردن یکدیگر و نفرین کردن است.

درسالهای آغازین طلوع اسلام، نجران تنها منطقه ‏مسیحی نشین حجاز بود که از بت پرستی دست کشیده، به‏ آیین مسیح گرویده بودند. رسول اکرم به موازات مکاتبه با سران ‏دولتهای جهان و مراکز مذهبی، به منظور دعوت نجرانیان به اسلام نیز نامه ای به اسقف آن شهر نوشت. نمایندگان پیامبر وارد نجران شده و نامه پیامبر را به اسقف نجران دادند، که مضمون بخشی از پیام چنین است: " به نام خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب؛ از محمد فرستاده خدا به اسقف نجران. خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را حمد و ستایش می‏کنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا دعوت ‏می‏نمایم. شما را دعوت می‏کنم که از ولایت ‏بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند وارد آیید...."

  اسقف پس از قرائت نامه برای تصمیم ‏گیری، شورایی مرکب از شخصیتهای بارز مذهبی و غیر مذهبی تشکیل داد. این شورا با آگاهی از اینکه مکرر از پیشوایان مذهبی خود شنیده ‏اند روزی منصب ‏نبوت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل انتقال خواهد یافت و هیچ بعید نیست محمد، که از اولاد اسماعیل است، همان پیغمبر موعود باشد. تصمیم گرفت گروهی به‏ عنوان هیئت نمایندگی نجران به مدینه بفرستد تا از نزدیک با محمد (صلی الله علیه و آله) تماس گرفته و دلایل نبوت او را مورد بررسی قرار دهد.

 
 نجرانیان طی جلساتی که با پیامبر اکرم داشتند با آن حضرت به بحث و مناظره پرداختند و در نهایت پیامبر اکرم بر اساس حکم پروردگار متعال، آنان را به مباهله دعوت کرد، که طرفین در پیشگاه خداوند لب به نفرین بگشایند و هر کدام که بر حق نیستند و دروغ می گویند، به عذاب الهی گرفتار شوند. این اقدام مورد پذیرش واقع و به روز بعد موکول شد.

   بامداد روز بعد، اجتماعی عظیم از مردم مدینه در بیرون شهر دیده می شد و گروهی بی شمار برای تماشای مباهله گرد آمده بودند. در آن حال مشاهده کردند که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در حالی که کودکی را در آغوش داشته و دست کودک دیگری را در دست دارد به همراه بانو و مردی که پشت سر ایشان حرکت می کردند، از راه رسیدند و محلی را برای مباهله در نظر گرفتند.

 مسیحیان که از دور ناظر ورود رسول اکرم بودند، بر خلاف انتظار خود دیدند که آن حضرت با جمعیت و ازدحام نیامده و فقط یک مرد و یک زن و دو پسر با خود آورده است .

  پرسیدند که همراهان پیغمبر با او چه نسبتی دارند؟ گفته شد: که اینان محبوب ترین مردم نزد رسول اکرم هستند. یکی فاطمه دختر او و دیگری علی داماد و پسر عمش و آن دو پسر، فرزندان دختر او، حسن و حسین می باشند. اسقف اعظم نصرانی که متحیر شده بود، خطاب به جمعیت نصاری گفت: بنگرید که محمد چگونه با اطمینان تمام و ایمان راسخ به میدان آمده و بهترین عزیزان خود را برای اجرای مباهله به همراه آورده است! به خدا سوگند اگر او را در این امر تردید و یا خوفی داشت، هرگز عزیزان خود را انتخاب نمی کرد. مردم، من در چهره آنان معنویت و روحانیتی می یابم که اگر از خدا درخواست کنند، کوه ها را از جای خود حرکت خواهند داد. پس از مباهله با آنان بر حذر باشید.

- مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی به نشانی تلگرامی 👈 pasokhgoo1

- ارسال سوالات از طریق "اپلیکیشن پاسخگو "
👇👇👇
https://cafebazaar.ir/app/ir.pasokhgoo.app

- ارسال سوالات از طریق  "وب پاسخگو"
👇👇👇
https://my.pasokhgoo.ir

- ☎️ شماره پاسخگویی تلفنی :  096400

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین

#مباهله

#روز مباهله

#ذیحجه

#مباهله پیامبر

#مسیحیان نجران

 

میثم تمار

01:45 1401/5/1 - یوری بویکا

میثم تمار

- زندگی

میثم تمار فرزند یحیی و اهل سرزمین «نهروان»  منطقه‌ای میان عراق و ایران  بود. بعضی او را ایرانی و از مردمان فارس دانسته‌اند. به او «ابو سالم» هم می‌گفتند. لقب «تمار» (خرما فروش) را هم از آن جهت به او می‌گفتند، که در کوفه خرمافروش بود.

ابتدا، غلام زنی از طایفه «بنی اسد» بود. حضرت علی بن ابیطالب او را از آن زن خرید و آزادش کرد؛ که بعد از آن از یاران و شاگردان حضرت علی شد همچنین وی از اصحاب پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به شمار آمده‌ است، هرچند از جزئیات زندگی او در سالهای نخستین حیاتش و در روزگار صدر اسلام، اطلاع مبسوطی در دست نیست.

- خاندان 

میثم تمار شش پسر و نوه‌های بسیاری داشت. پسران وی عبارت بودند از: عمران، شعیب، صالح، محمد، حمزه و علی. میثم تمار، علاوه بر آن که خود، مسلمان و شیعه بود، خاندانش نیز از رجال و بزرگان شیعه بودند. آنان هم بطور عمده همچون وی در راه اهل بیت پیامبر اسلام بودند و بیشتر آنان در شمار راویان احادیث اهل بیت نام برده شده‌اند. امامان شیعه هم، به میثم و فرزندانش اظهار محبت و علاقه کرده و از آنان تجلیل کرده‌اند.

صالح از اصحاب حضرت باقر (علیه السلام) و حضرت جعفر صادق (علیه السلام) و شعیب از اصحاب جعفر صادق (علیه السلام) بود. حتی امام محمد باقر (علیه السلام) به صالح گفت: «من به شما و پدرتان علاقه بسیار دارم.». عمران هم، از اصحاب حضرت سجاد (علیه السلام) و امام محمد باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) بود.


- آشنایی میثم تمار با حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) 

حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) پیشتر، سرنوشت و سرگذشت میثم تمار را از زبان پیامبر اسلام شنیده بود. میثم هم از پیش، علاقه‌مند به اهل‌ بیت پیامبر اسلام بود.

اما اولین برخورد حضوری و دیدار میثم با او در دوران خلافت حضرت علی (علیه السلام) انجام گرفت. به دنبال همین برخورد و ملاقات بود که حضرت علی (علیه السلام) تصمیم گرفت میثم را از صاحبش بخرد و سپس وی را آزاد کند. سرانجام با تصمیم حضرت علی (علیه السلام)، میثم به آزادی رسید.

آشنایی میثم با حضرت علی (علیه السلام) برای او توفیقی بزرگ بود. از این رو به شاگردی در مکتب[نیازمند منبع] امام علی (علیه السلام) مشغول شد. حضرت علی (علیه السلام) هم با مشاهده استعداد روحی و زمینه مناسب وی دانش و آگاهیهای بسیاری را به او آموخت.

میثم، علم تفسیر قرآن را نزد مولای خود حضرت علی (علیه السلام) فرا گرفت؛ و از معارفی که از او آموخته بود کتابی تدوین کرد که کتابش را پسرش از او روایت کرد. به همین جهت، میثم یکی از مؤلفان شیعه به حساب می‌آید.

- شهادت

نقل است که حضرت علی (علیه السلام) چگونگی کشته شدن میثم را پیشگویی و به وی گفت: «تو را بعد از من دستگیر می‌کنند و به دار خواهند زد. در روز سوم از بینی و دهان تو خون روان خواهد شد و محاسنت را رنگین خواهد ساخت».

میثم در آخر سال ۶۰ هجری، ده روز قبل از ورود امام حسین (علیه السلام) به عراق، توسط عبیدالله بن زیاد دستگیر شد و به همان نحوی که امام علی (علیه السلام) خبر داده بود به دار آویخته و شهید شد. او اولین مسلمانی بود که به هنگام قتل بر دهانش لگام زده شد.

نقل شده از کانال تلگرامی ارتباط با خدا به نشانی ertebat0bakhoda@

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ

خداوندا به مقدار علمِ بی پایانت بر فاطمه و پدرش و شوهرش و فرزندانش و رازی که در او قرار داده شده، صلوات و درود بفرست

#میثم تمار

#روز شهادت میثم تمار

داستان چشم برزخی دار شدن شیخ رجبعلی خیاط

سر و گوشش زیاد میجنبید. دخترخاله‌ی رجبعلی را میگویم. عاشق سینه چاک پسرخاله اش شده بود. عاشق پسرخاله‌‌ی جوان یک لاقبائی که کارگر ساده‌ی یک خیاطی بود و اندک درآمدی داشت و اندک جمالی و اندک آبرویی نزد مردم. بدجوری عاشقش شده بود. آنگونه که حاضر بود همه چیزش را بدهد و به عشقش واصل شود.

رجبعلیِ معتقد و اهل رعایت حلال و حرام نیز چندان از این دخترخاله بدش نمی آمد، اما عاشق سینه‌ چاکش هم نبود. دخترخاله‌ی عاشق مترصد فرصتی بود تا به کامش برسد و رجبعلی را به گناه انداخته و نهایتا به وصال او نائل شود. و این فرصت مهیا شد!

آن هم در روزی که مادر رجبعلی غذای نذری پخته بود و مقداری از نذری را در ظرفی ریخته بود و به رجبعلی داده بود تا برای خاله اش ببرد. رجبعلی رسید به خانه‌ی خاله، در زد؛ صدای دخترخاله بلند شد: «کیه؟» و گفت: «منم، رجبعلی» و صدای دخترخاله را شنید که میگوید: «بیا داخل رجبعلی، خاله‌ات هم هست». رجبعلی وارد شد و سلام و علیکی با دخترخاله‌اش کرد و ناگهان متوجه شد که خبری از خاله نیست و دخترخاله در خانه تنهای تنهاست! تا به خودش آمد دید که پشت سرش درب خانه قفل شده و دخترخاله هم ….

با خودش گفت: «رجبعلی! خدا می تواند تو را بارها و بارها امتحان کند، بیا یک بار تو خدا را امتحان کن! و از این حرام آماده و لذت بخش به خاطر خدا صرف نظر کن». پس تأملی کرد و به محضر خداوند عرضه داشت: «خدایا! من این گناه را به خاطر رضای تو ترک می کنم، تو هم مرا برای خودت تربیت کن». و توسط پنجره از آن خانه فرار کرد و برگشت به خانه‌ی خود تا استراحت کند. صبح از خواب بلند شد و از خانه به قصد مغازه خیاطی بیرون زد و با کمال تعجب دید خیابان پُر از حیوانات اهلی و وحشی شده است!! (چشم برزخی اش باز شده بود و با عنایت خداوند انسانهارو به صورت واقعی خودشون ((با توجه به اعمال و باطن انسان)) می دید. افرادی که دارای چشم برزخی یا به قولی چشم بصیرت می شوند چشم و گوششان خدایی شده و خیلی چیزها براشون مکشوف میشه. این لطف خداوند است که به دوستان خودش عطا میکنه مخصوصا کسی که تزکیه نفس داره و گاها در موقعیت های خاص که مورد آزمایش قرار میگیره بر نفس اماره غلبه میکنه. افرادی مثل مرحوم آیت الله بهجت و مرحوم علامه طباطبایی و مرحوم حسن زاده آملی و... در عصر معاصر دارای کرامت و چشم برزخی بودند)

آری! چشم برزخی رجبعلی در اثر چشم‌پوشی از یک گناهِ حاضر و آماده و به ظاهر لذیذ باز شده بود و این چشم‌ پوشی، آغازی شد برای سیر و سلوک و صعود معنوی “شیخ رجبعلی خیاط” تا اینکه کسب کند مقامات عالیه معنوی را.

چه اکسیر ارزنده ای است این قاعده!! برای عارف شدن، نیاز نیست به چهل – پنجاه سال چله گرفتن و ریاضت کشیدن و نخوردن این غذا و ننوشیدن آن آشامیدنی. نه اینکه اینها بی اثر باشند، نه! اما “اصل” چیز دیگری است. بیهوده نبود که مرحوم بهجت تاکید میفرمودند بر این نکته که : راه واقعی عرفان “ترک گناه” است.

مزار شیخ رجبعلی خیاط در ابن بابویه شهرری

عمو پورنگ سر مزار شیخ رجبعلی خیاط

کتاب "کیمیای محبت" که شرح حال شیخ رجبعلی خیاط هست رو بخونید. سعی کنید هر وقت یاد این عبدِ صالح خدا افتادید فاتحه یا صلواتی براش بفرستید که ان شاءالله دعای مرحوم شیخ رجبعلی خیاط و لطف خداوند شامل حالمون بشه. احسان و خیرات به مومنین و صالحین برکات و اثرات مثبت زیادی رو برای زندگی و خودمون خواهد داشت. 

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

اَللهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.


خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.

#شیخ رجبعلی خیاط

#عمو پورنگ

#ابن بابویه شهرری

#قبر شیخ رجبعلی خیاط

#آثار ترک گناه

#آثار غلبه بر نفس اماره

حکم خوردن و جمع کردن میوه، از باغ دیگران که زیر درختان ریخته


پاسخ:

اگر بدانید مالک میوه ها راضی است اشکال ندارد، در غیر این صورت باید رضایت مالک را جلب کنید. و در صورتی که دسترسی به او برای جلب رضایت ندارید و اگر میوه ها استفاده نشود خراب می شود، می توانید از میوه ها استفاده کنید و پول آن را به مالکش بدهید، و اگر دسترسی به مالک باغ نداشتید پول آن را از طرف مالکش صدقه بدهید.


پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری leader.ir

سایت اندیشه برتر btid.org

به پایگاه تخصصی فقه و احکام بپیوندید به نشانی  www.askahkam.ir

نشانی کانال تلگرامی فقه و احکام ask_ahkam@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

#پایگاه تخصصی فقه و احکام

#خوردن میوه ریخته روی زمین

#حکم خوردن میوه ریخته روی زمین

ماجرای زن گنهکاری که به زندان امام کاظم رفت

 

هارون عباسی معروف به هارون الرشید، پنجمین خلیفه‌ عباسی است که هم عصر با امام موسی کاظم (علیه‌السلام) بود. به گزارش تاریخ،‌ زندانی شدن امام کاظم (علیه‌السلام)، شهادت او و تحت فشار قرار دادن شیعیان در دوران هارون بوده است. هارون به طریقهای مختلف موجبات آزار و اذیت امام کاظم (علیه‌السلام) فراهم می کرد. در این نوشته به نمونه ای از آزار و اذیت اشاره شده که به برکت کرامت امام (علیه‌السلام) برخلاف میل هارون نتیجه عکس می دهد.

مرحوم مجلسی نقل کرده است: که هارون، خلیفه مقتدر و بی‌حیای عباسی دستور داد کنیز زیبا صورتی را برای خدمت کردن به امام موسی بن جعفر (علیهماالسلام) به زندان بردند (و منظورش بدنام کردن حضرت بود).

امام پیغام داد: «بَل انتُم بِهَدیتکُم تَفرَحُون(۱)؛ این شما هستید که با هدایای خود شادمان می‌شوید»؛ من به کنیز و امثال آن نیازی ندارم.

هارون از این پیام سخت خشمگین شد و گفت: به او بگویید ما به رضای تو کنیز را به زندان، نزد تو نفرستادیم، و دستور داد که کنیز را نزد حضرت بگذارند و باز گردند.

مدتی گذشت، هارون خادمش را به زندان فرستاد تا خبری بگیرد.

خادم به زندان رفت. با کمال تعجب دید آن کنیز به سجده رفته است و مرتب می‌گوید: قُدّوس سُبحانکَ سُبحانکَ،

جریان را به هارون گزارش داد.

هارون گفت:

به خدا سوگند! موسی بن جعفر او را سحر کرده است،

کنیز را بیاورید. کنیز را به حضور هارون آوردند، نگاهش را به آسمان دوخت و ساکت ایستاد.

هارون پرسید: تو را چه شده؟

گفت: خبر تازه‌ای دارم! وقتی مرا به زندان بردند دیدم این مرد مرتب نماز می‌خواند، بعد از نماز مشغول تسبیح و تقدیس خداوند می‌شود.

به او عرض کردم:

مولای من! شما کاری ندارید برایتان انجام دهم؟

فرمود: با تو چه کار دارم؟

عرض کردم: مرا برای خدمت به شما آورده‌اند.

آن بزرگوار با دست اشاره کرد و فرمود: پس اینها چه کاره‌اند؟!

نگاه کردم، باغی دیدم بسیار وسیع و زیبا که اول و آخر آن ناپیدا بود، فرش‌های نفیس در آن گسترده بود و حوریه‌های بسیار زیبا با لباس‌های آراسته در آن جا بودند که هرگز نظیر آنها را ندیده بودم.

با مشاهده آنها در برابر خدای خود به سجده افتادم و در سجده بودم که خادم تو به سراغم آمد و مرا نزد تو آورد.

هارون گفت: ای ناپاک! شاید وقتی به سجده رفتی اینها را در خواب دیدی؟

گفت: نه! به خدا سوگند! این واقعیات را پیش از سجده دیدم و بعد از مشاهده آنها به سجده افتادم.

هارون (به فردی) گفت: این ناپاک را بگیر و مراقب باش کسی این مطلب را از او نشنود، اما کنیز بدون درنگ مشغول نماز شد.

از او پرسیدند: چرا چنین می‌کنی؟ گفت: عبد صالح (موسی بن جعفر علیهماالسلام) را چنین یافتم … .

راوی این داستان می‌گوید: این کنیز زندگی خود را به همین منوال در بندگی خدا سپری کرد تا از دنیا رفت. این قضیه چند روز قبل از شهادت امام کاظم (علیه‌السلام) رخ داد.(۲)

پی‌نوشت‌:

۱. نمل ،۳۶.

۲. بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۲۳۸.

۳. همان، ج ۷۲، ص ۱۰۹.

منبع: جلوه‌های تقوا، ج ۳، محمدحسن حائری یزدی.

 

امام كاظم (عليه السلام) می فرمایند:

مبادا كه از خرج كردن در راه اطاعت خدا دريغ كنى كه در نتيجه دوبرابر آن را در نافرمانى خدا خرج كنى. (تحف العقول؛ ص408)

 

نقل شده از پایگاه علمی فرهنگی اعتقادی الشیعه به نشانی https://fa.al-shia.org

 

 

روح مطهر تو، خورشید بی زوال است
با ظلمت و تباهی، همواره در جدال است
ای شهسوار دل ها، آقا امام کاظم
غالب به خشم گشتی، ای روح پاک و صائم

 

میلاد باسعادت هفتمین فخر عالم امکان، باب الحوائج ، حضرت موسی بن جعفر، امام موسی کاظم علیه السلام بر شما مبارک.

 

 

#امام کاظم

#هارون الرشید

#زن گنهکار

 

 

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین