ورلد بوک وبلاگی با مطالب جالب و کاربردی برای زندگی بهتر

ورلد بوک وبلاگی با مطالب جالب و کاربردی برای زندگی بهتر

امام علی(ع) : آدم عاقل کسی است که حتی یک نَفَس از عُمر خود را در چیزی که برایش سودی ندارد به هَدَر نمی دهد.هر روزی که بگذرد قسمتی از وجود تو را با خود میبرد

پول هوشمند در بورس

ورود پول هوشمند

هنگامی که سرمایه گذاران بزرگ متوجه یک سهم باارزش در بازار می شوند، برای سرمایه گذاری در آن سهم به شکل ویژه ای برنامه ریزی می کنند. سرمایه گذاران بزرگ در گام اول سفارش های سنگینی را در معاملات سهم ثبت می کنند که به دنبال آن موج مثبت بسیار قوی در بازار ایجاد می شود. سرمایه گذاران خرد فرصت به وجود آمده را تشخیص می دهند و شروع به خرید سهام مورد نظر می کنند. به این ترتیب پول هوشمند وارد یک سهم می شود.

خروج پول هوشمند

با افزایش هیجانات و خریدهای متعدد سرمایه گذاران، قیمت سهم افزایش پیدا می کند. سهامداران عمده پس از کسب سود قابل توجه، با همان سرعتی که وارد سهم شدند از آن خارج می شوند. سرمایه گذاران خرد این ریزش را به چشم یک اصلاح می بینند و از سهم خارج نمی شوند. در نهایت، روز به روز ارزش قیمتی سهم در بازار کاهش پیدا کرده و سرمایه گذاران خرد در این فرآیند، ضررهای سنگینی را تجربه می کنند.

تشخیص ورود و خروج پول هوشمند

حجم معاملات: با بررسی حجم معاملات یک سهم، می توانید تا حد زیادی ورود و خروج پول هوشمند به سهم را تشخیص دهید. حجم معاملات در اصل همان میزان معاملات انجام شده در یک سهم در بازه زمانی روزانه، هفتگی و ماهانه است. افزایش یا کاهش ناگهانی حجم معاملات در یک سهم، می تواند یکی از نشانه های ورود و خروج پول هوشمند باشد.

مقایسه خریداران یا فروشنده ها نسبت به حجم معاملات: اگر تعداد خریداران کم ولی حجم معاملات سهم بسیار بالا باشد، نشان دهنده آن است که سرمایه گذاران کلان در حال خرید سهم هستند. در مقابل این که فروشندگان یک سهم در بازار کم ولی حجم سفارشات آن بسیار بالا باشد، نشانه خروج پول هوشمند از سهم است.

آیا ورود پول هوشمند باعث مثبت شدن سهم می شود؟

بله، همان طور که اشاره کردیم در صورتی که سرمایه گذاران کلان متوجه یک سهام ارزشمند در بازار بورس شوند، شروع به ثبت سفارش های سنگین در سهم می کنند. همین امر منجر به هیجان مثبت در سهم شده و سرمایه گذاران بیشتری جذب آن می شوند. با افزایش میزان سفارشات، ارزش قیمت سهام بیشتر می شود و سرمایه گذاران عمده بعد از کسب سود مورد نظرشان به سرعت از سهم خارج می شوند.

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین

یک آفت از شیطان 
 

مسعود مدتی است که الکل را ترک کرده و اهل عبادت شده است. دوستان قدیمی‌اش در یک پارتی از او دعوت کرده‌اند. مسعود علیرغم میل باطنی در رودربایستی مانده و در آن مجلس شرکت می‌کند. مجلس پر از خوردنی‌های مختلف است ولی دوستان مسعود فقط به او بر خوردن شراب اصرار و خواهش و التماس دارند. این امر نشانگر شدت تمایل شیطان برای شکستن توبه در انسانی است که توبه کرده است که بر مسعود هم خواطر میزند و میگوید: فقط این یک‌ بار را بخور که دل آنان شکسته نشود.... 

اگر دقت کنیم، دوستان مسعود در انجام هیچ کاری مانند خوردن شراب اصرار نمی‌کنند. این یعنی دوستان او، دوستانش نیستند چون اگر دوستان او بودند برای خوردن طعام بر او اصرار می‌کردند.

گاهی دوستی‌ها هم دعوت شیطان است ولی ما از آن بی‌خبریم....

نقل شده از کانال تلگرامی اخلاق و معرفت در قرآن و روایات به نشانی akhlaghmarefat@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

اَللهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.


خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.

یک آیه یک تدبر 
 

واذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ (41 - ص)
و یاد کن از بنده ما ایّوب هنگامی که به درگاه خدای خود عرض کرد: (پروردگارا) شیطان مرا سخت رنج و عذاب رسانیده (تو از کرم نجاتم بخش)

 ارْكُضْ بِرِجْلِكَ ۖ هَٰذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ (42 - ص)
(خطاب کردیم که) پای به زمین بزن (زد و چشمه آبی پدید آمد، گفتیم) این آبی است سرد برای شستشو و نوشیدن (در آن شستشو کن و از آن بیاشام تا از هر درد و الم بیاسایی!

پیشتر عرض کردیم شیطان از آتش است پس از آب سرد گریزان است. کسانی که مورد حملۀ شیطان قرار می‌گیرند بدن‌شان گرم می‌شود، پس اگر طبق آیۀ فوق با پا وارد آب سرد شوند و در آن تا سر فرو رفته و غسل کنند و از آن بیاشامند درون سینه‌شان که طبق قرآن محل وسوسۀ شیطان است (يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ) شیطان از بدن آنها دور می‌شود.

به کسی که به زندان می‌رود می‌گویند: "رفته آب خنک بخورد" یعنی فردی که عصبانی و آتشی شده و به کسی با وسوسۀ شیطان آسیب‌ زده است با تشبیه و به اصطلاح خوردن آب خنک، در زندان او را تنبیه می‌کنند.

نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: کسی که شب را شراب بنوشد عروس شیاطین می‌شود و باید صبح غسل جنابت کند چون با آب سرد که غسل می‌کند شیاطین از بدن او دور می‌شوند برای همین غسل و وضو با آب سرد توصیه شده است و فضیلت دارد، و نیز از آن حضرت است: هر کس عصبانی شد با آب سرد بدن خویش را شستشو کند.

نقل شده از کانال تلگرامی اخلاق و معرفت در قرآن و روایات به نشانی akhlaghmarefat@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

استاد فاطمی نيا:

يكی از اولياء خدا قضيه ای نقل ميكرد:

شبی مشغول خواندن قرآن بودم تا رسيدم به آيه "إنّه يراكم هو وقبيله من حيث لا ترونهم" "همانا شيطان و بستگانش شما را می بينند از جايی كه شما آنها را نمی بينيد"
با خود گفتم معنای ظاهريی آيه معلوم است كه بالاخره شيطان از جن است و جن در لغت به معنای پوشيده است؛ اما گويا معنای باطنی آيه را متوجه نميشوم! در همين افكار بودم كه عالَمی برايم پيش آمد و شيطان ظاهر شد و گفت: آمده ام با تو بحث كنم، پاشو بيا!
ديدم همين قدم اول بايد با او مخالفت كنم، گفتم نمی آيم، تو بيا!
شيطان با همه تكبرش آمد!
يك ساعت بحث عالی فلسفه و كلام كرديم و در آخر مغلوبش كردم و پيروز بحث شدم! 
به شيطان گفتم: با اين همه اسم و رسمت، مغلوب شدی!
شيطان خنده ای كرد و گفت: آقا سيد!
فقط خواستم يك ساعت از عمرت را تلف كنم!
آن صحنه تمام شد! معنای آيه را فهميدم؛ يعنی شيطان به هر كس از يك جا ضربه ميزند.

نقل شده از کانال تلگرامی عالم پس از مرگ به نشانی  Pas_As_Marg@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین

زن بی گناه!

22:58 1400/10/14 - یوری بویکا

احسن القصص
داستانهای بحارالانوار
زن بی گناه!

بشار مکاری می گوید:
در کوفه خدمت امام صادق عليه‌السلام مشرف شدم. حضرت مشغول خوردن خرما بودند. فرمود:
بشار! بنشین با ما خرما بخور!
عرض کردم!
فدایت شوم! در راه که می آمدم منظره ای دیدم که سخت دلم را به درد آورد و نمی توانم از ناراحتی چیزی بخورم!
فرمودند:
در راه چه مشاهده کردی؟
من از راه می آمدم که دیدم که یکی از مأمورین، زنی را می زند و او را به سوی زندان می برد. هر قدر استغاثه نمود، کسی به فریادش نرسید!
مگر آن زن چه کرده بود؟
مردم می گفتند: وقتی آن زن پایش لغزید و به زمین خورد، در آن حال، گفت: لعن الله ظالمیک یا فاطمه.
امام عليه‌السلام به محض شنیدن این قضیه شروع به گریه کرد، طوری که دستمال و محاسن مبارک و سینه شریفش تر شد.
فرمودند:
بشار! برخیز برویم مسجد سهله برای نجات آن زن دعا کنیم. کسی را نیز فرستاد، تا از دربار سلطان خبری از آن زن بیاورد. بشار گوید:
وارد مسجد سهله شدیم و دو رکعت نماز خواندیم. حضرت برای نجات آن زن دعا کرد و به سجده رفت، سر از سجده برداشت، فرمودند:
حرکت کن برویم! او را آزاد کردند!
از مسجد خارج شدیم، مرد فرستاده شد، از دربار سلطان برگشت و در بین راه به حضرت عرض کرد:

او را آزاد کردند. امام پرسیدند:
چگونه آزاد شد؟
مرد: نمی دانم ولی هنگامی که رفتم به دربار، دیدم زن را از حبس خارج نموده، پیش سلطان آوردند. وی از زن پرسید:

چه کردی که تو را مأمور دستگیر کرد؟ زن ماجرا را تعریف کرد.
حاکم دویست درهم به آن زن داد، ولی او قبول نکرد، حاکم گفت:
ما را حلال کن، این دراهم را بردار! آن زن دراهم را برنداشت، ولی آزاد شد.

حضرت فرمودند:
آن دویست درهم را نگرفت؟
عرض کردم:
نه، به خدا قسم! امام صادق عليه‌السلام فرمودند:
بشار! این هفت دینار را به او بدهید زیرا سخت به این پول نیازمند است. سلام مرا نیز به وی برسانید.

وقتی که هفت دینار را به زن دادم و سلام امام عليه‌السلام را به او رساندم، با خوشحالی پرسید:
امام به من سلام رساند؟ گفتم:

بلی!
زن از شادی افتاد و غش کرد. به هوش آمد دوباره گفت:
آیا امام به من سلام رساند؟
بلی!

و سه مرتبه این سؤال و جواب تکرار شد. آن گاه زن درخواست نمود سلامش را به امام صادق عليه‌السلام برسانم و بگویم که او کنیز ایشان است و محتاج دعای حضرت.

پس از برگشت، ماجرا را به عرض امام صادق عليه‌السلام رساندم، آن حضرت به سخنان ما گوش داده و در حالی که می گریستند برایش دعا کردند.

نقل شده از کانال تلگرامی داروخانه معنوی به نشانی Manavi_2@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

اَللهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.


خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.

خدای را بر ما تعریف کن!

22:42 1400/10/14 - یوری بویکا

یک داستان یک پند
 

ابراهیم ادهم را گفتند: خدای را بر ما تعریف کن! گفت: در ایام کودکی معلمی داشتم که از او می‌ترسیدم. روزی به او چند سیب هدیه دادم و ایشان گرفت و با من خوب شد. در لشکر پادشاه سرباز شدم، فرماندهی داشتم که از هیچ کس چیزی نمی‌گرفت. هر چه به او هدیه دادم نپذیرفت. روزی جان او را در جنگ نجات دادم، و بهایش پرداخت کردم و خریدم و با من دوست شد‌. به دربار راه یافتم، هر کاری کردم که پادشاه را هدیه‌ای دهم موفق نشدم. روزی دختر او بیمار شد، درمانش کردم و بهای دوستی او پرداختم و پادشاه شدم و برای خود بهایی نگذاشتم که کسی بتواند مرا با هدیه‌ای و خدمتی بخرد. جایی رسیدم که بالاتر از من یک کس بود آن هم خدا، هر چه فکر کردم به چه قیمتی دوستی او را بخرم دیدم بی نیاز است و نمی توانم، پس عاجز ماندم. 
شبی برای خوشگذرانی با زنان دربار، قصد رفتن به کاخ دیگر خود کردم که زنان منتظر من بودند. اسب خود زین کردم. در کوچه‌ای تنگ، صدای ناله زنی با کودکان شنیدم. نزدیک شدم از فرط گرسنگی می لرزیدند. به کاخ رفتم و طعام گرمی همراه خود برای آنان آوردم‌ بدون آنکه کسی خبر داشته باشد، گفتم: مرا عفو کنید از شما غافل بودم. صبح برای شما سرپناهی فراهم خواهم کرد. زن گریست و اطفال دامنِ مرا به نشان تشکر گرفتند. زن دعا کرد و گفت: خدایا! خودت این پادشاه را عوض بده. از دعای زن گریستم و لذت رفتن به مقصد یادم رفت و ساعتی بعد به دربار بازگشتم.
ندایی درونم پاسخ مرا داد و گفت: کسی که همه چیز از اوست، همه چیز را هم بدهی باز بهای او نمی‌شود چون آنچه که تو به او داده‌ای (همه چیز) دوباره آن را خود با اشاره‌ای خلق کند. بدان مرا بهایی نیست که کسی توان خریدن مرا داشته باشد ولی من بهای تو را امشب دادم و تو را از نفس تو خریدم. این بهای سنگین را کسی جز من توان دادنش نبود و کسی را که من بهای او را به نفسش بپردازم و بخرم او را برای همیشه برای خودم میخرم. ای بندۀ من! دیدی هر اندازه انسان‌ها بزرگتر شوند بهای خریدنشان سنگینتر می‌شود. تو را امشب به خاطر هدیه‌ای خالصانه و کوچک که به من دادی خریدم، پس تو را از تاج و تخت پادشاهی آزادت نمودم تا در هر دو دنیا برای من باشی و به کسی که با من و برای من باشد، کنج خرابه با تخت پادشاهی برای او یکی است.

پروردگارا! به عزت و جلالت قسم نفس ما را بهای سنگینی بر ماست که تا جان دادن‌مان ما را طلبکار خود کرده است. بهای نفس ما را جز تو کسی نمی‌تواند پرداخت کند. طلب این طلبکار ظالم و بی‌رحم را از رحمت خویش بپرداز و ما را از نفس‌مان برای خودت خریداری کن!!!

نقل شده از کانال تلگرامی اخلاق و معرفت در قرآن و روایات به نشانی akhlaghmarefat@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

تعبیر خواب ابن سیرین

ابن سيرين مى گويد: در بازار به شغل بزازى اشتغال داشتم، زنى زيبا براى خريد به مغازه ام آمد، در حالى كه نمى دانستم به خاطر جوانى و زيباييم عاشق من است، مقدارى پارچه از من خريد و در ميان بغچه پيچيد، ناگهان گفت: اى مرد بزاز! فراموش كرده ام پول همراه خود بياورم، اين بغچه را به كمك من تا منزل من بياور و آنجا پولش را دريافت كن! 

من به ناچار تا كنار خانه او رفتم، مرا به دهليز خانه خواست، چون قدم در آنجا گذاشتم در را بست و پوشش از جمال خود برگرفت و اظهار كرد: مدتى است شيفته جمال توام و راه رسيدن به وصالت را در اين طريق ديدم، اكنون در اين خانه تويى و من، بايد كام مرا برآورى، ورنه كارت را به رسوايى مى كشم.

به او گفتم: از خدا بترس، دامن به زنا آلوده مكن، زنا از گناهان كبيره و موجب ورود به آتش جهنم است. نصيحتم فايده نكرد، موعظه ام اثر نبخشيد، از او خواستم از رفتن من به دستشويى مانع نشود، به خيال اينكه قضاى حاجت دارم مرا آزاد گذاشت. به دستشويى رفتم، براى حفظ ايمان و آخرت و كرامت انسانى ام سراپاى خود را به نجاست آلوده كردم، چون با آن وضع از آن محل بيرون آمدم، درب منزل را گشود و مرا بيرون كرد، خود را به آب رساندم، بدن و لباسم را شستم. 

در عوض اينكه به خاطر دينم خود را ساعتى به بوى بد آلودم، خداوند بويم را همچون بوى عطر قرار داد و دانش تعبير خواب را به من مرحمت فرمود.

برگرفته از کتاب عرفان اسلامی اثر استاد حسین انصاریان

نقل شده از کانال تلگرامی عالم پس از مرگ به نشانی Pas_As_Marg@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین

چطور والدین مقتدری باشیم؟

22:01 1400/10/14 - یوری بویکا

روانشناس گفت: یکی از ویژگی‌های والدین موفق این بوده است که پدر و مادری جدی، با محبت، منطقی و در عین حال مقتدر بوده‌اند. اقتدار بسیار مهم است و به معنای قلدری و داد و فریاد کردن نیست بلکه صاحب استراتژی بودن و هوشمند بودن است.

سیما فردوسی روانشناس در برنامه صبح پارسی شبکه جام جم، گفت: خواسته هر پدر و مادری این است که چطور فرزند را تربیت کنند که خوب درس بخواند، رفتار خوبی داشته باشد و خوب ارتباط برقرار کند. برای رسیدن به این آرزو ساز و کارهایی لازم بوده که مستلزم وسیله و روش درست است.

وی تصریح کرد: به طور کلی در تربیت فرزند باید آموزش‌های مستقیم کلامی را فراموش نکنیم. برای یاد دادن به فرزندمان باید در خانواده جلسه بگذاریم و بسیاری از نکات تربیتی را با کلام مستقیم به فرزندمان آموزش دهیم.

این روانشناس اضافه کرد: اما این موضوع به تنهایی هم کافی نیست بلکه باید با الگوها همراه کنیم. والدین الگوهای نخستین، اولیه و پایدار برای فرزندان هستند. کودکان به واسطه مشاهده کردن یاد می‌گیرند که این یادگیری ناخودآگاه صورت می‌گیرد و از والدین الگوبرداری می‌کنند.

فردوسی افزود: رفتارهای ما به صورت ناخودآگاه وارد درون فرزند ما می‌شود که به آن درون فکنی می‌گویند و ارزش‌های درونی فرزند ما را تشکیل می‌دهد که به نوعی در وجود او نهادینه می‌شود.

وی تصریح کرد:به طوری که حتی اگر از رفتار ما شاکی بوده باشد اما در موقعیت دیگری همان رفتار را نشان می‌دهد که به آن همانند سازی می‌گویند. البته در سنین بزرگتر هم با قرار گیری در محیط‌های مختلف از دیگر افراد چیزهایی را می‌آموزند اما در بحث همانندسازی فقط از پدر و مادر بوده و از شخص دیگری همانندسازی نمی‌کنند.

فردوسی اظهار داشت: فرهنگی که کودک در آن جا بزرگ می‌شود را نمی توانیم تاثیرش بر روی فرزند را نادیده بگیریم اما خانواده می‌توانند فرهنگ خود را در خانواده زنده نگهدارند.

این روانشناس متذکر شد: آداب و رسوم و آیین‌ها عناصر فرهنگی ما را تشکیل می‌دهند و این عناصر فرهنگی هویت فرهنگی و ملی ما را تشکیل می‌دهند و نباید خانواده‌ها به خاطر زندگی در خارج از کشور به فرهنگ و هویت خود بی توجه باشند.

فردوسی خاطرنشان کرد: اگر خانواده برای نگهداشتن این آیین‌ها و مراسم‌ها ارزش قائل شود باعث اعتماد به نفس برای افراد شده و آن اعتماد به نفس باعث کمال و رشد شخصیت او می‌شود.

وی در خصوص تاثیر پذیری فرزندان ایرانیان مقیم خارج از کشور از فرهنگ محل سکونتشان، عنوان کرد: نمی‌توانیم صد درصد بگوییم که فرزند هیچ فرهنگی از فرهنگ بیگانه را دریافت نکند اما اگر والدین به صورت منطقی فلسفه باورها و فرهنگ خود را برای فرزند توضیح دهند می‌توانند این باورها را در او هم نهادینه کنند.

این روانشناس ابراز داشت: کسی که با منطق آن باور را بپذیرد در برابر باورهای مقابل آن مصون می‌شود. این روزها به بچه‌ها بومیان دیجیتالی گفته می‌شود و در عصر دیجیتال نمی‌توان به فرزند گفت که هر چه من می‌گویم را باور کن چون تا بوده همین بوده، بلکه باید با منطق دلیل یک موضوع را برای فرزند تبیین کرد.

فردوسی بیان کرد: یکی از ویژگی‌های والدین موفق این بوده است که پدر و مادری جدی، با محبت، منطقی و در عین حال مقتدر بوده‌اند. اقتدار بسیار مهم است و به معنای قلدری و داد و فریاد کردن نیست بلکه صاحب استراتژی بودن و روشمند بودن است تا فرزند بفهمد والدین او در مواقع مختلف در برابر رفتار او استراتژی خواهند داشت.

وی گفت:جدی بودن یعنی اینکه حرف خودشان را عوض نکنند و مخالف حرف خودشان عمل نکنند یا اینکه خانواده مورب نباشند که پدر یک چیزی بگوید و مادر چیز دیگری که در این شرایط فرزند میان ارزش‌هایش گیج می‌شود.

فردوسی تصریح کرد: خانواده مورب به دو صورت است که در حالت اول پدر حرف مادر را و یا بالعکس نقض می‌کنند و حالت دیگر این است که یکی از والدین حرفی را به عنوان ارزش به فرزندشان می‌گویند.

وی ابراز داشت:چندی بعد خودشان حرف خودشان را نقض می‌کنند که تولید یک سردرگمی و بلاتکلیفی ایجاد می‌کند که باعث اضطراب شدید کودک می‌شود.

این روانشناس درباره تطابق اخلاق پدر و مادر در تربیت فرزند، تصریح کرد: همه اخلاق‌های پدر و مادر نباید همسان باشد بلکه شیوه تربیت فرزند مهم است. پدر و مادر باید برای شیوه تربیت فرزند باهم به یک تفاهم برسند و از طریق گفت‌وگو کردن با یکدیگر به این تفاهم برسند.

فردوسی افزود: باید حرف‌ها و روش هایمان برای تربیت فرزند مستند باشد و وقتی به آن منشا مراجعه کنیم و از اشخاص متخصص کمک بگیریم می‌توانیم در این زمینه به تفاهم برسیم. برای تربیت فرزند باید به روز و مطابق با وضعیت فعلی جامعه عمل کنیم.

منبع: خبرگزاری فارس

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

اَللهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.


خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.

علائم سرطان معده را بشناسید!

21:51 1400/10/14 - یوری بویکا

متخصص رادیوانکولوژی گفت: علائم اولیه ابتلا به سرطان معده مشابه بسیاری از بیماری‌های معده، درد شکمی، کاهش وزن، عدم تمایل به غذا خوردن، نفخ و ناراحتی گوارشی و حتی زخم معده است.

 حمیدرضا دهقان منشادی،متخصص رادیوانکولوژی درباره‌ «علل سرطان معده و علائم آن»،اظهار داشت: علائم اولیه ابتلا به این سرطان مشابه بسیاری از بیماری‌های معده، درد شکمی، کاهش وزن، عدم تمایل به غذا خوردن و سوابق بیماری‌های شکمی مانند نفخ و ناراحتی گوارشی و حتی زخم معده است. 

وی افزود:بسیاری از بیماران به دلیل اینکه علائم سرطان معده مشابه سایر بیماری‌های معده است چندان آن را جدی نمی‌گیرند و در زمان مناسب به پزشک مراجعه نمی‌کنند. 

این متخصص رادیوانکولوژی با اشاره به اینکه دلیل بسیاری از بیماری‌های معده از جمله سرطان معده عفونت با هلیکوباکتر است، گفت: بر اساس برخی از بررسی‌های انجام گرفته بیش از ۷۰ درصد مردم ایران آزمایش هلیکوباکتر در آنها مثبت است؛ این باکتری از مسیر آب و دستگاه گوارش منتقل می شوند و سطح بهداشت پایین از دلایل بروز آن است. 

دهقان منشادی ادامه داد: وراثت نیز می‌تواند از دلایل ابتلا به سرطان معده باشند و افرادی که در خانواده و خویشاوندان نزدیک خود سابقه ابتلا به این بیماری را دارند باید نسبت به انجام غربالگری در زمان مناسب حساس باشند. 

به گفته وی در ایران سرطان معده یکی از شایعترین سرطان‌هاست و در استان‌هایی در شمال غرب کشور از جمله اردبیل و آذربایجان حتی میزان ابتلا به سرطان معده از سرطان ریه هم بیشتر است

وی یادآور شد:‌ این در حالی بوده که سرطان معده در بسیاری از کشورهای دنیا جزو چهارمین و پنجمین سرطان شایع محسوب می‌شود ولی در برخی از استان‌های ما اولین سرطان گوارشی و دومین سرطان به طور مثال در زنان بعد از سرطان پستان است. 

این متخصص رادیو آنکلوژی خاطرنشان کرد: اولین اقدام تشخیصی برای شناسایی سرطان معده انجام آندوسکوپی است و اگر شک بر وجود تومور گرفته شود حتما نمونه برداری صورت می‌گیرد و اگر از این طریق تومور معده تشخیص داده شد سی تی اسکن و پت اسکن نیز انجام می‌گیرد تا مرحله و گرید بیماری مشخص شود. لاپاراسکوپی تشخیصی نیز در مرحله بندی تومور و شناسایی میزان رشد آن حائز اهمیت است. 

وی با تاکید بر اینکه در نظر گرفتن پنل درست درمانی در کمک به بیمار بسیار حائز اهمیت است،گفت: قدم اول در درمان سرطان معده این است که بدانیم سرطان در کدام مرحله قرار دارد. 

منشادی گفت:در صورتی که سرطان در مرحله اول قرار داشته باشد درمان با جراحی شروع و پایان می‌یابد ولی در صورتی که سرطان در مرحله دوم و سوم باشد ابتدا شیمی درمانی شروع و سپس جراحی انجام می‌گیرد و حتی گاهی پس از آن نیز دوباره شیمی درمانی و در صورت نیاز رادیوتراپی انجام می‌شود.

این متخصص رادیوانکولوژی خاطرنشان کرد:اگر سرطان در مرحله ۴ و یا متاستاز باشند درمان فقط با شیمی درمانی و با هدف کنترل بیماری انجام می‌گیرد و عمل جراحی چندان کمک‌کننده نیست. 

وی درباره «میزان مرگ و میر افراد در اثر ابتلا به این سرطان»،گفت: متاسفانه میزان مرگ و میر افراد در صورت ابتلا به بیماری سرطان بالاست و بیشترین مرگ و میر را بعد از ابتلا به تومور ریه دارد؛ البته تشخیص به موقع و به هنگام بیماری در درمان موفقیت آمیز آن بسیار حائز اهمیت است.

منبع: خبرگزاری فارس

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

چگونه آدم با اراده ای باشیم؟

21:44 1400/10/14 - یوری بویکا

روانشناس گفت: ذهن ما به راحتی گول می‌خورد و وقتی کارهای کوچک را می‌توانیم انجام دهیم ذهن ما متوجه می‌شود که کارهای نشدنی بزرگ را هم می‌توانیم به راحتی انجام دهیم.

ابوالفضل طحان، روانشناس در برنامه «صبح پارسی»شبکه جام جم،گفت: مشکلی که در بحث روانشناسی وجود دارد این است که ما همیشه تیترگرا هستیم و فکر می‌کنیم جمله تاثیر گذار بزرگی را بشنویم و بعد تحت تاثیر آن جمله ما اراده بزرگی به سراغمان بیاید و بعد کارهایمان را آغاز کنیم. اراده در جمله دو معنی دارد که یکی از آنها به معنی درخواست است و گاهی به معنی پشتکار است که موضوع بحث امروز است.

وی تصریح کرد: اولین بار در بچگی با احساس تفاوت بین خودمان و همکلاسی مان یاد می‌گیریم که کسی پدر و مادرش از پدر و مادر ما پولدارتر و باسوادتر هستند و معلم او را بیشتر تحویل می‌گیرد و یا کسی از ما قد بلندتر و زیباتر است و این احساس تفاوت‌ها باعث می‌شود که پا بر روی مقوله‌ای به نام اراده بگذاریم.

این روان شناس بیان داشت: برای مثال در بحث روانشناسی ورزش می‌گوییم اگر روی یک کشتی گیر سرمایه گذاری می‌کنیم که به تیم ملی برسد و قهرمان جهانی شود نباید حریف‌هایی را در تمرین برای او تدوین کنیم که همیشه ببازد و یا همیشه ببرد تا قالب واقعی به عنوان برد یا باخت در ذهنش شکل بگیرد و به این نوسان نیاز داریم.

طحان افزود: آدم‌ها برای فهمیدن دلیل تنبلیشان هم تنبلی می‌کنند. حتی متنفر هستیم که برویم و جست و جو کنیم و ببینیم چرا تنبل هستیم. ما به 22 دلیل تنبل هستیم و اراده ما ضعیف است. در روانشناسی ممکن است حتی یک فرد 18 ماه تحت نظر یک روان درمانگر باشد تا بتواند از این مرحله عبور کند. اگر مغز را یک هواپیما در نظر بگیریم ذهن خلبان آن است.

وی ادامه داد: در روانشناسی مسئله‌ای که پیش می‌آید می‌گوییم یک شخص دیگر بهتر از خود انسان برای زندگی‌اش تصمیم می‌گیرد چون نگاه متفاوتی دارد. زمانی که می‌خواهیم از یک مرحله عبور کنیم باید یک نفر ما را مدیریت کند؛ چون عاقلانه تر از ما تصمیم می‌گیرد. نیازمند این هستیم که به صورت مداوم تحت آموزش کسی باشیم که بعد از آن تازه می‌توانیم برخی تصمیمات را به تنهایی بگیریم.

این روان شناس بیان کرد: حتما نباید شخصی که به او مراجعه می‌کنیم روانشناس باشد بلکه فرد فاکتورهای خاص خود را دارد که بخواهد و بتواند به ما کمک کند.

طحان اظهار داشت: اگر اولین باری که می‌خواهیم کاری را انجام دهیم از کارهای کوچک آغاز کنیم و می‌تواند موثر باشد. ذهن ما به راحتی گول می‌خورد و وقتی کارهای کوچک را می‌توانیم انجام دهیم ذهن ما متوجه می‌شود که کارهای نشدنی بزرگ را هم می‌توانیم به راحتی انجام دهیم و باید این کارها را چیدمان و مدیریت کنیم.

وی تصریح کرد: روانشناس گریزی و دفتر مشاوره گریزی بین مردم به ویژه مردان ایرانی به قدری بزرگ است که همه محکم در سینه خود می‌زنند و می‌گویند من خودم روانشناس هستم. شاید یک شخص بتواند مشاور فرزندش در زندگی باشد اما مغزش برای مسائل خودش ممکن است خوب کاربرد نداشته باشد.

این روانشناس افزود: همیشه داریم با گمانه زنی‌هایمان کشتی می‌گیریم و آخر شب انرژی برای ادامه حیات در روز بعد نداریم. بهترین راه حل این است که گمانه زنی‌هایمان را یادداشت کنیم. در مرحله اول بنویسیم به فلان دلیل کارهایم را انجام ندادم.

طحان ابراز داشت: اگر یاد بگیریم از کارها و درخواست‌های ناچیز آغاز کنیم می‌تواند در رفع کردن تنبلی‌هایمان کمک کننده باشد. قلم به دست گرفتن باعث می‌شود آن گمانه زنی‌ها متوقف شود و آن چیزی که به آن می‌گویند اراده آرام آرام رشد می‌کند.

منبع: خبرگزاری فارس

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین