ورلد بوک وبلاگی با مطالب جالب و کاربردی برای زندگی بهتر

ورلد بوک وبلاگی با مطالب جالب و کاربردی برای زندگی بهتر

امام علی(ع) : آدم عاقل کسی است که حتی یک نَفَس از عُمر خود را در چیزی که برایش سودی ندارد به هَدَر نمی دهد.هر روزی که بگذرد قسمتی از وجود تو را با خود میبرد

یک داستان یک پند 
 

اسماعیل یکی از ثروتمندان و زمین‌داران بزرگ در شهر است ولی بسیار خسیس است و حتی سرسوزنی خرج خود نمی‌کند چون به فرمایش قرآن شیطان در مال او شریک است و اجازۀ خرج کردن به او نمی‌دهد. او هر روز با دوچرخه به مزرعه می‌رود طوری که پاهایش آرتروز شدید دارد. پسرش از تهران برای او یک موتور گازی رکس آبی خریده و می‌آورد تا با آن به مزرعه برود. ولی اسماعیل سوار آن هم نمی‌شود و در بیان علت می‌گوید: حیف است، اگر سوار بشوم خراب می‌شود!!!! گویی در سن هفتاد سالگی منتظر عمر صد و پنجاه سالگی است. آری! مانند اسماعیل زیاد هستند.

وقتی خداوند بخواهد روزی کسی را قبض کند حتی چیزی را رایگان به او بدهی باز شیطان چنان افسار او در دست دارد و اجازه نمی‌دهد به بهانۀ خراب شدن آن را استفاده کند. پس تنگ کردن روزی از سوی خداوند به معنای ندادن نیست، بلکه با وجود نیاز به استفاده، قدرت استفاده را از انسان می‌گیرد و با وجود گرسنگی، قدرت خوردن را با بی‌اشتهایی و با بیماری سلب می‌کند. 

کبیرا! کبیرا! بسیاری لب دریا هستند و تشنه....

نقل شده از کانال تلگرامی اخلاق و معرفت در قرآن و روایات به نشانی akhlaghmarefat@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

یک داستان یک پند 
 

یکی از مرفهین بی درد پس از جنگ و جدل فراوان بالاخره در تسلیم مرگ شد و در عصر یک روز پاییزی از دنیا رفت. ساعتی پس از این حادثه دور تا دور منزل او از خودروهای مدل بالا و قیمتی و خارجی پُر شد. جنازه را از منزل حرکت می‌دادند، خانه بسیار مجللی که میزبان دیروز آن خانه، میهمان امروزش بود. میهمانی که اگر به خودش واگذار می‌کردند هرگز آن خانه را ترک‌ نمی‌کرد. میهمانی که با پای خود داخل آمده بود اما روی دست‌های دیگران باید خارج‌ می‌شد. میهمانی که همگان از حتی یک شب دیگر خوابیدن او در آن خانه وحشت داشتند و هر کسی واسطه می‌شد و حتی التماس میکرد نمی‌توانست برای یک شب دیگر این میهمان خاموش و بی‌حرکت و بی‌آزار را در خانۀ خود میهمان کند. پشت سر برانکاردی که مرحوم در آن خوابیده است همۀ فرزندان گریه می‌کنند. نمی‌دانم آیا به حال خود گریه می‌کنند یا به حال پدر؟! تمام بدن مرحوم را پوشانده‌اند حتی چهره او را هم زیر پارچه سفیدی پنهان ساخته‌اند او که مرده است و دیگر‌ چشم‌هایش قادر به دیدن نیست. آری این چهره پوشاندن برای اینکه او ما را نبیند نیست، بلکه برای آن است که ما زنده‌ها او را نبینیم چون ما از او وحشت داریم نه او از ما، و او هم از چیزی وحشت دارد که ما آن را نمی‌بینیم‌!!! راننده آمبولانس این کارها هر روز برایش اتفاق می‌افتد، او خونسردترین نفر جمع ما بود و منتظر بود که مسافر خود را به جایگاه ابدیش برساند و برگردد چایی گرمی با صبحانه تناول کند. خلاصه پس از ساعتی مرحوم به شکل یک شکلات سفیدی که سر و ته آن پیچیده شده بود جنازه‌اش تحویل صاحبان میت شد. 
خیلی دوست داشتم بدانم این مرحوم آخرین تشییع جنازه‌ای که رفته بود کی و چه موقع بود؟ این را نمی‌دانم ولی از این‌ مطمئنم که او هم مثل من که الان دارم او را نگاه می‌کنم و متأسف هستم در آن آخرین تشییع جنازه فکر نمیکرد که من جنازه او را در تشییع جنازه نظاره خواهم کرد. نمی‌دانم شاید این هم آخرین تشییع جنازه‌ای باشد که من حضور دارم و فردا کسی دیگری مرا در این مکان مثل من نگاه خواهد کرد. 
خاکسپاری تمام می‌شود با قرار دادن آخرین سنگ لحد اندک نور آفتاب دم غروب پاییزی هم با مرحوم برای همیشه خداحافظی می‌کند و این اولین روزی است که برای او چند ساعت زودتر از همیشه شب می‌شود. شبی الی الابد!!!! برای ما زنده‌ها همۀ مکان‌ها یا زنانه است یا مردانه، ولی گورستان تنها جایی است که مردانه یا زنانه ندارد، آنهایی که آنجا خوابیده‌اند همه از یک جنس هستند، از جنس مردگان! از روی خاک برمی‌خیزند و پدر را با خاک سیاه تنها می‌گذارند. از درب گورستان که خارج می‌شوم دیگر آفتاب هم برای همیشه آن روز غروب کرده است. باد پاییزی برگ‌های سرگردان زرد را از روی مزاری به مزار دیگر‌ میبرد آخرین نفر گورستان را ترک میکنم.

نقل شده از کانال تلگرامی اخلاق و معرفت در قرآن و روایات به نشانی akhlaghmarefat@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین

مشاوره 

پرسش: در کدام آیه قرآن کریم به اهمیت مشورت اشاره شده است؟ و اهمیت مشاوره و مشورت در اسلام به چه میزان است؟

پاسخ: موضوع مشاوره در اسلام از اهمیت خاصی برخوردار است و قرآن کریم در دو آیه به آن اشاره کرده است: 

«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی اْلاَمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللهِ اِنَّ اللهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلینَ؛

[اى پيامبر!] پس به مهر و رحمتى از سوى خدا با آنان نرم خوى شدى، و اگر درشت خوى و سخت دل بودى از پيرامونت پراكنده مى‏شدند بنابراين از آنان گذشت كن، و براى آنان آمرزش بخواه، و در كارها با آنان مشورت كن، و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن زيرا خدا توكل كنندگان را دوست دارد.»

«وَ الَّذینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ اَقَامُوا الصَّلوةَ وَ اَمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُمْ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ؛

و آنان كه دعوت پروردگارشان را اجابت كردند و نماز را برپا داشتند و كارشان در ميان خودشان بر پايه مشورت است و از آنچه روزى آنان كرده‏ايم، انفاق میکنند.»

يك انسان هر قدر از نظر فكري نيرومند باشد، نسبت به مسائل مختلف تنها از يك يا چند بعد می نگرد، اما هنگامی كه مسائل در شوری مطرح گردد و عقل ها و تجارب به كمك هم بشتابند، مسائل كاملاً پخته و كم عيب و نقص می گردد. از این رو آدمی در مواقعی که خودش درباره کاری رأی صحیح ندارد، به دیگران مراجعه و از عقل و تجارب دیگران استفاده می نماید.

از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل شده که با سه طایفه مشورت نکن: «وَ لَاتُدْخِلَنَّ فی مَشْوَرَتِکَ بَخیلاً یَعْدِلُ بِکَ عَنِ الْفَضْلِ وَ یَعِدُکَ الْفَقْرَ وَ لَاجَبَاناً یُضْعِفُکَ عَنِ اْلاُمُورِ وَ لَاحَریصاً یُزَیِّنُ لَکَ الشَّرَّةَ بِالْجَوْرِ؛

با افراد بخیل مشورت نکن زیرا تو را از بخشش و کمک به دیگران باز می دارند و از فقر می ترسانند (و نیز) با افراد ترسو مشورت نکن زیرا آنها تو را از انجام کارهای مهم باز می دارند (و همچنین) با افراد حریص مشورت نکن که آنها برای جمع آوری ثروت و یا کسب مقام، ستمگری را در نظر تو جلوه گر می سازند.» 

و در این زمینه حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «مَنْ غَشَّ الْمُسْلِمینَ فی مَشْوَرَةٍ فَقَدْ بَرِئْتُ مِنْهُ؛

کسی که در مشورت به مسلمانان خیانت کند پس به حقیقت من از او بیزارم.» 

در رساله حقوق که از امام سجاد (علیه السلام) نقل شده: «وَ حَقُّ الْمُسْتَشیرِ اِنْ عَلِمْتَ لَهُ رَاْیاً اَشَرْتَ عَلَیْهِ وَ اِنْ لَمْ تَعْلَمْ اَرْشَدْتَهُ اِلی مَنْ یَعْلَمُ وَ حَقُّ الْمُشیرِ عَلَیْکَ اَنْ لَاتَتَّهِمَهُ فِیمَا لَایُوافِقُکَ مِنْ رَاْیِهِ فَاِنْ وافَقَکَ حَمِدْتَ اللهَ

حق کسی که از تو طلب مشورت می کند این است که اگر عقیده و نظری داری در اختیار او بگذاری و اگر درباره آن کار چیزی نمی دانی او را به کسی راهنمایی کنی که می داند و اما حق کسی که مشاور تو است، این است که در آنچه با تو موافق نیست، او را متهم نسازی پس اگر با تو موافق بود، شکر خدای گویی.»

ارسال سوالات از طریق "اپلیکیشن پاسخگو " http://cafebazaar.ir/app/ir.pasokhgoo.app

ارسال سوالات از طریق  "وب پاسخگو" https://my.pasokhgoo.ir

پاسخگویی تلفنی :  096400

مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی کانال تلگرام pasokhgoo1@ 

یک داستان یک پند 

در دروان مشروطه فردی به نام سلیمان در روستای زرآبادِ شهر خوی حاکم و والیِ روستا بود. او در حق رعایا ستم بسیار میکرد و خراجِ زیادی گرفته و برای خوش‌ رقصی و بقای حاکمیت خود، به والی شهر می‌فرستاد.

مردی کوتاه قد به نام محمدحسین، که بسیار مؤمن بود و روستائیان را پناه می‌داد و از حق‌شان دفاع می‌کرد و هر روستایی گرسنه را اطعام می‌داد؛ تنها کسی بود که سلیمان از او می‌ترسید و هرگز با او درگیر نمی‌شد و زمانِ رجوعش سعی در آرام‌ کردن او داشت. سلیمان با اینکه از سوی حاکم شهر دو آجان (پلیس) همیشه در منزلش با اسلحه‌ گرم برای دفاع از او و اجرای دستوراتش در خانه او زندگی می‌کردند، باز هم از محمدحسین می‌ترسید. 

 چندین نفر خواستند کارهای محمدحسین را انجام دهند تا سلیمان از آنها هم حساب ببرد، سلیمان از آنها نه تنها حساب نبرد بلکه به روش سختی مجازاتشان هم کرد طوری که دیگر فکر مقاومت در برابر سلیمان برای همیشه از یادشان فراموش شد. از محمدحسین علت این کار را سؤال کردند، که چرا سلیمان از کسی جز او حساب نمیبرد و علت این کارِ سلیمان و ویژگی محمدحسین چیست؟

 محمدحسین گفت: یاد دارم در کودکی گاوِ نر کم جثه‌ای داشتیم که هیچ گاوی جرأت درگیر شدن با گاو ما را نداشت و اگر به هر گاوی در روستا حمله میکرد او را نابود میکرد. من اسم گاو را هیبت گذاشته بودم. مردم روستا در آرزوی کشته‌ شدن هیبت بودند. آنها شاخ گاوهای خود را به طرز ناجوانمردانه‌ای با سوهان‌کاری، چون نیزه تیز کردند. من هم خواستم هیبت را چنین کنم ولی پدرم مانع شد. گفت پسرم صبوری کن. من شاهد بودم با اینکه شاخ آنها سوهان شده بود باز جرأت نزدیکی به هیبت را نداشتند و از مقابل او فرار میکردند.

پدرم به من گفت: محمدحسین یادت باشد برای اینکه دشمنت از تو حساب ببرد باید قلبت شجاع و با خالق و خلایقِ مظلومش مهربان باشی، هرگز دنبال قوی‌ کردنِ بازو برای نبرد با دشمن نرو، هر اندازه بازو قوی باشد ولی قلبت شجاع‌ و به وعده الهی که نیکوکار را کمک خواهد کرد اگر مؤمن نباشد بدان دشمن از بازویِ قوی و صدای خشن و عربده‌ تو از تو دور نخواهد شد. بدانید شما چون گاوهای مردم روستا بازو و نیزه‌ خود را قوی کرده‌اید ولی قلبی قوی و شجاع برای ایستادن در برابر این ستم را ندارید.

【 الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج 】

نقل شده از کانال تلگرامی منتظران ظهور به نشانی montazeran313313@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

اَللهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.


خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.

ترک واقعی دنیا چیست؟

21:56 1400/10/3 - یوری بویکا

ترک واقعی دنیا چیست؟

امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السَّلام می‌فرمایند:

حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَة
دوستی دنیا در صدر و ریشۀ همۀ گناهان است.

غضب، شهوت، خساست، حبّ جاه و مقام و... همه ریشه در دوستیِ دنیا دارد. گاهی برخی دنیا را به‌ خاطر دنیا ترک می‌کنند ولی خود از آن غافل هستند. 

مثال: کسی پول خود را که مال دنیاست ترک می‌کند و در هیئتی هزینه می‌کند تا مردم از او تعریف کنند و او را به عنوان عاشق اهل‌بیت علیهما السَّلام بشناسند که این خود حبّ دنیاست، چون تعریف و ستایش مردم دنیوی است.

در کل، حبّ دنیا اعمالی هستند که در این دنیا می‌مانند و به سرای دیگر هرگز منتقل نمی‌شوند. مانند: تعریف و ستایش مردم، یا کسی که در هیئتی نذری می‌دهد و فقط می‌خواهد اسم پدرش که از دنیا رفته در بین مردم زنده بماند، یا فردی که از پول می‌گذرد برای رسیدن به تعریفی که در این دنیا فقط اعتبار کسب کند، یا کسی که به مردم علم می‌آموزد و پول نمی‌گیرد تا مردم بگویند او اهل علم است. 

عنایت داشته باشیم، مهم ترک دنیا برای عقبی است نه ترک دنیا برای دنیا!!!

【 الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج 】

نقل شده از کانال تلگرامی منتظران ظهور به نشانی montazeran313313@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

فضیلت و پاداش ذکر تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها بعد از نماز

1) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: هر کس بعد از نماز واجب، قبل از آن که راحت بنشیند، تسبیحات حضرت زهرا علیهاالسلام را بگوید، آمرزیده می ‌شود. 

فلاح السائل، ص165

2) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: کسی که بعد از نماز واجب، قبل از آن که راحت بنشیند، تسبیحات حضرت زهرا علیهاالسلام را بگوید، خداوند متعال بهشت را بر او واجب می ‌کند.

فلاح السائل، ص165

3) حضرت صادق علیه السلام به ابوهارون مکفوف فرمودند: ما همانگونه که اطفال خود را به نماز امر می ‌کنیم، به تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز امر می‌ کنیم. تو نیز بر تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام مواظبت نما، زیرا کسی که به این تسبیح ملتزم باشد، شقی و بدبخت نخواهد شد. 

الكافي، ج‏3، ص343

4) حضرت امام باقر علیه السلام فرمودند: خداوند منان به هیچ حمدی برتر از تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام عبادت نشده است، و اگر ذکری اهمیتش از این تسبیح بیشتر بود، مسلّماً رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم آن را به حضرت فاطمه علیهاالسلام می ‌بخشید. 

الكافي، ج‏3، ص343

5) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام هر روز و بعد از هر نماز، نزد من محبوبتر از هزار رکعت نماز در هر روز است. 

الكافي، ج‏3، ص343

6) حضرت امام باقر علیه السلام فرمودند: تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام، سبب دور شدن شیطان و موجب رضایت خداوند رحمان می ‌شود. 

ثواب الاعمال، ص163

7) حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نقل می‌کند: حضرت رسول خدا صلّی الله علیه و آله، به دخترشان فرمودند: چیزی به تو عطا می ‌کنم که برای تو از دنیا و آنچه در دنیاست، بهتر است. بعد از هر نماز، 34 مرتبه «الله اکبر»، 33 مرتبه «الحمدُ لله» و 33 مرتبه «سبحان الله» بگو. 

دعائم الإسلام، ج‏1، ص168

【 الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج 】

نقل شده از کانال تلگرامی منتظران ظهور به نشانی montazeran313313@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین

اهميت‌ و‌ چرايی‌ دعا‌ برای‌ ظهور

رجعت...

امام صادق علیه السلام ميفرمايند:
 هر مومنی آرزوی خدمت به حضرت صاحب الزمان را داشته باشد و برای تعجيل در فرجش دعا کند، کسی بر قبر او می آيد و او را به نامش صدا ميزند که فلانی، مولايت ظهور کرده، اگر ميخواهی بپاخيز و به خدمت امام شرفياب شو و اگر ميخواهی تا روز قيامت بيارام.

بالاترين آرزوی مومنانِ مشتاق اين است که اگر ظهور حضرت از اين زمانها به تاخير افتد، و به اين نزديکی به فيض ديدارش نايل نشويم، بار ديگر در زمان ظهورش به دنيا باز گرديم.

و اين مهم با دعا برای فرج حاصل ميشود.

منبع: مکيال المکارم، ص ۲۳۷

نقل شده از کانال تلگرامی منتظران ظهور به نشانی montazeran313313@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

اَللهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.


خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.

 

 

کلامی بسیار زیبا و تلنگرآمیز...

مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
نه انتظار ما طوریست که آنها پهلوی ما بیایند، نه حرکت ما طوریست که ما به آنطرف برویم و او را ببینیم. اگر براستی منتظری، چرا لاغر نشده ای(از تلاش فراوان برای ظهور)؟ به محض اینکه حقیقتاً منتظر شوی، او میرسد. آیا خوبَست آدم اینقدر بی رگ (غیرت) باشد؟ دوستت ۱ ساعت دیر از سفر بیاید، اینهمه بی تابی میکنی. اگر منتظری آثارش کو؟

ما سه دسته انتظار داریم:

1- کسیکه از دوری زیاد، یاد امام میکند و انتظار دیدارش را میکِشد تا آثاری ببیند.
2- کسیکه آثار و جلوه ای از امام دیده، که فرموده اند: فرج امام زمان، فرجِ خود شماست. یعنی انتظار و دعا، برای خود شما گُشایش(در کارهایتان) می آورد.
3- اگر انتظار و محبت به کمال برسد، دیدن یا ندیدنِ حضرت، در یقینش اثر ندارد و در همه وقت با قلب خود مشاهده میکند. مثل پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و اُویس قرنی که به ظاهر اصلا یکدیگر را ندیدند، اما هرگز از هم جدا نبودند.

امام سجاد(علیه السلام) نیز در اینباره فرموده اند: منتظرین واقعی در زمان غیبت، برتر از مردم تمام زمان ها هستند؛ زیرا آنقدر از جانب خدا عقل و معرفت پیدا کرده اند که غیبت و شُهود برای آنها فرق نمیکند.

منبع: مصباحُ الهُدی؛ ص ۳۱۹

 اللّهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج 

نقل شده از کانال تلگرامی منتظران ظهور به نشانی montazeran313313@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

توشه بر دوش به سوی آخرت! 

19:29 1400/10/3 - یوری بویکا

توشه بر دوش به سوی آخرت! 

زهری می‌گوید: در شبی تاریک و سرد، حضرت علی بن حسین علیهما السلام را دیدم که مقداری آذوقه به دوش گرفته، میرود. عرض کردم: یابن رسول الله! این چیست، به کجا می‌برید؟ 

حضرت علیه السلام فرمودند: زهری! من مسافرم. این توشه سفر من است. میبرم در جای محفوظی بگذارم (تا هنگام مسافرت دست خالی و بی توشه نباشم! ) گفتم: یابن رسول الله! این غلام من است، اجازه بفرما این بار را به دوش بگیرد و هرجا می‌خواهی ببرد. فرمودند: تو را به خدا بگذار من خودم بار خود را ببرم، تو راه خود را بگیر و برو با من کاری نداشته باش! 

زهری بعد از چند روز حضرت را دید، عرض کرد: یا بن رسول الله! من از آن سفری که آن شب درباره اش سخن می‌گفتید، اثری ندیدم! 
حضرت فرمودند: سفر آخرت را می‌گفتم و سفر مرگ نظرم بود که برای آن آماده می‌شدم! 

سپس آن حضرت هدف خود را از بردن آن توشه در شب به خانه‌های نیازمندان توضیح دادند و فرمودند:
 
آمادگی برای مرگ با دوری جستن از حرام و خیرات دادن به دست می‌آید.

 منبع: بحار، ج ۴۶، ص ۶۵

【 اللّهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج 】

نقل شده از کانال تلگرامی منتظران ظهور به نشانی montazeran313313@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین

 گذر پوست به دباغخانه می افتد

19:22 1400/10/3 - یوری بویکا

 گذر پوست به دباغخانه می افتد

"هشام بن اسماعیل" والی اُمویان در مدینه بود. او آزار بسیاری به مردم، مخصوصاً امام سجاد علیه‌السلام می‌رساند.

سرانجام ، به دلیل اعتراض فراوان مردم، "هشام" عزل شد و به خاطر ظلم‌های فراوان او، دستور دادند تا هشام را در وسط شهر ببندند تا دیگران هر طور می‌خواهند از او انتقام بگیرند.

مردم نیز یکی یکی می‌آمدند و انتقام می‌گرفتند.

هشام می گفت: 
"بیش از همه از علی‌ بن‌ حسین وحشت دارم، زیرا به سبب آزارهایی که به او رساندم و لعن و نفرینی که نثار جد او علی‌ بن‌ ابیطالب میکردم، انتقامش سخت خواهد بود."

روزی که امام سجاد علیه السلام "هشام" را در آن وضعیت دیدند به همراهان فرمودند: 
"مرام ما بر این نیست که به افتاده لگد بزنیم و از دشمن خود انتقام بگیریم."

هنگامی که امام سجاد عليه السلام به طرف هشام‌ بن‌ اسماعیل میرفتند، رنگ در چهره هشام باقی نماند، ولی بر خلاف انتظار وی، امام سجاد با صدای بلند، سلام نمودند و با او دست دادند و به او فرمودند: 
"اگر کمکی از من ساخته است، حاضرم کمک کنم." 

هشام فریاد زد :
{اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ}
{خداوند می داند که رسالت خویش را در کجا قرار دهد.}

بعد از این رفتار امام سجاد (علیه السلام)، مردم مدینه نیز انتقام گرفتن از هشام را متوقف کردند.

منابع

تاریخ طبری ، جلد ۶ ، صفحه ۵۲۶ .
شرح الأخبار،  جلد ۳ ، صفحه ۲۶۰ .

【 اللّهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج 】

نقل شده از کانال تلگرامی منتظران ظهور به نشانی montazeran313313@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

اَللهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.


خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.