ورلد بوک وبلاگی با مطالب جالب و کاربردی برای زندگی بهتر

ورلد بوک وبلاگی با مطالب جالب و کاربردی برای زندگی بهتر

امام علی(ع) : آدم عاقل کسی است که حتی یک نَفَس از عُمر خود را در چیزی که برایش سودی ندارد به هَدَر نمی دهد.هر روزی که بگذرد قسمتی از وجود تو را با خود میبرد

یک داستان یک پند 

در دروان مشروطه فردی به نام سلیمان در روستای زرآبادِ شهر خوی حاکم و والیِ روستا بود. او در حق رعایا ستم بسیار میکرد و خراجِ زیادی گرفته و برای خوش‌ رقصی و بقای حاکمیت خود، به والی شهر می‌فرستاد.

مردی کوتاه قد به نام محمدحسین، که بسیار مؤمن بود و روستائیان را پناه می‌داد و از حق‌شان دفاع می‌کرد و هر روستایی گرسنه را اطعام می‌داد؛ تنها کسی بود که سلیمان از او می‌ترسید و هرگز با او درگیر نمی‌شد و زمانِ رجوعش سعی در آرام‌ کردن او داشت. سلیمان با اینکه از سوی حاکم شهر دو آجان (پلیس) همیشه در منزلش با اسلحه‌ گرم برای دفاع از او و اجرای دستوراتش در خانه او زندگی می‌کردند، باز هم از محمدحسین می‌ترسید. 

 چندین نفر خواستند کارهای محمدحسین را انجام دهند تا سلیمان از آنها هم حساب ببرد، سلیمان از آنها نه تنها حساب نبرد بلکه به روش سختی مجازاتشان هم کرد طوری که دیگر فکر مقاومت در برابر سلیمان برای همیشه از یادشان فراموش شد. از محمدحسین علت این کار را سؤال کردند، که چرا سلیمان از کسی جز او حساب نمیبرد و علت این کارِ سلیمان و ویژگی محمدحسین چیست؟

 محمدحسین گفت: یاد دارم در کودکی گاوِ نر کم جثه‌ای داشتیم که هیچ گاوی جرأت درگیر شدن با گاو ما را نداشت و اگر به هر گاوی در روستا حمله میکرد او را نابود میکرد. من اسم گاو را هیبت گذاشته بودم. مردم روستا در آرزوی کشته‌ شدن هیبت بودند. آنها شاخ گاوهای خود را به طرز ناجوانمردانه‌ای با سوهان‌کاری، چون نیزه تیز کردند. من هم خواستم هیبت را چنین کنم ولی پدرم مانع شد. گفت پسرم صبوری کن. من شاهد بودم با اینکه شاخ آنها سوهان شده بود باز جرأت نزدیکی به هیبت را نداشتند و از مقابل او فرار میکردند.

پدرم به من گفت: محمدحسین یادت باشد برای اینکه دشمنت از تو حساب ببرد باید قلبت شجاع و با خالق و خلایقِ مظلومش مهربان باشی، هرگز دنبال قوی‌ کردنِ بازو برای نبرد با دشمن نرو، هر اندازه بازو قوی باشد ولی قلبت شجاع‌ و به وعده الهی که نیکوکار را کمک خواهد کرد اگر مؤمن نباشد بدان دشمن از بازویِ قوی و صدای خشن و عربده‌ تو از تو دور نخواهد شد. بدانید شما چون گاوهای مردم روستا بازو و نیزه‌ خود را قوی کرده‌اید ولی قلبی قوی و شجاع برای ایستادن در برابر این ستم را ندارید.

【 الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج 】

نقل شده از کانال تلگرامی منتظران ظهور به نشانی montazeran313313@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

اَللهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.


خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.

ترک واقعی دنیا چیست؟

21:56 1400/10/3 - یوری بویکا

ترک واقعی دنیا چیست؟

امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السَّلام می‌فرمایند:

حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَة
دوستی دنیا در صدر و ریشۀ همۀ گناهان است.

غضب، شهوت، خساست، حبّ جاه و مقام و... همه ریشه در دوستیِ دنیا دارد. گاهی برخی دنیا را به‌ خاطر دنیا ترک می‌کنند ولی خود از آن غافل هستند. 

مثال: کسی پول خود را که مال دنیاست ترک می‌کند و در هیئتی هزینه می‌کند تا مردم از او تعریف کنند و او را به عنوان عاشق اهل‌بیت علیهما السَّلام بشناسند که این خود حبّ دنیاست، چون تعریف و ستایش مردم دنیوی است.

در کل، حبّ دنیا اعمالی هستند که در این دنیا می‌مانند و به سرای دیگر هرگز منتقل نمی‌شوند. مانند: تعریف و ستایش مردم، یا کسی که در هیئتی نذری می‌دهد و فقط می‌خواهد اسم پدرش که از دنیا رفته در بین مردم زنده بماند، یا فردی که از پول می‌گذرد برای رسیدن به تعریفی که در این دنیا فقط اعتبار کسب کند، یا کسی که به مردم علم می‌آموزد و پول نمی‌گیرد تا مردم بگویند او اهل علم است. 

عنایت داشته باشیم، مهم ترک دنیا برای عقبی است نه ترک دنیا برای دنیا!!!

【 الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج 】

نقل شده از کانال تلگرامی منتظران ظهور به نشانی montazeran313313@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

فضیلت و پاداش ذکر تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها بعد از نماز

1) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: هر کس بعد از نماز واجب، قبل از آن که راحت بنشیند، تسبیحات حضرت زهرا علیهاالسلام را بگوید، آمرزیده می ‌شود. 

فلاح السائل، ص165

2) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: کسی که بعد از نماز واجب، قبل از آن که راحت بنشیند، تسبیحات حضرت زهرا علیهاالسلام را بگوید، خداوند متعال بهشت را بر او واجب می ‌کند.

فلاح السائل، ص165

3) حضرت صادق علیه السلام به ابوهارون مکفوف فرمودند: ما همانگونه که اطفال خود را به نماز امر می ‌کنیم، به تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز امر می‌ کنیم. تو نیز بر تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام مواظبت نما، زیرا کسی که به این تسبیح ملتزم باشد، شقی و بدبخت نخواهد شد. 

الكافي، ج‏3، ص343

4) حضرت امام باقر علیه السلام فرمودند: خداوند منان به هیچ حمدی برتر از تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام عبادت نشده است، و اگر ذکری اهمیتش از این تسبیح بیشتر بود، مسلّماً رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم آن را به حضرت فاطمه علیهاالسلام می ‌بخشید. 

الكافي، ج‏3، ص343

5) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام هر روز و بعد از هر نماز، نزد من محبوبتر از هزار رکعت نماز در هر روز است. 

الكافي، ج‏3، ص343

6) حضرت امام باقر علیه السلام فرمودند: تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام، سبب دور شدن شیطان و موجب رضایت خداوند رحمان می ‌شود. 

ثواب الاعمال، ص163

7) حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نقل می‌کند: حضرت رسول خدا صلّی الله علیه و آله، به دخترشان فرمودند: چیزی به تو عطا می ‌کنم که برای تو از دنیا و آنچه در دنیاست، بهتر است. بعد از هر نماز، 34 مرتبه «الله اکبر»، 33 مرتبه «الحمدُ لله» و 33 مرتبه «سبحان الله» بگو. 

دعائم الإسلام، ج‏1، ص168

【 الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج 】

نقل شده از کانال تلگرامی منتظران ظهور به نشانی montazeran313313@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین

اهميت‌ و‌ چرايی‌ دعا‌ برای‌ ظهور

رجعت...

امام صادق علیه السلام ميفرمايند:
 هر مومنی آرزوی خدمت به حضرت صاحب الزمان را داشته باشد و برای تعجيل در فرجش دعا کند، کسی بر قبر او می آيد و او را به نامش صدا ميزند که فلانی، مولايت ظهور کرده، اگر ميخواهی بپاخيز و به خدمت امام شرفياب شو و اگر ميخواهی تا روز قيامت بيارام.

بالاترين آرزوی مومنانِ مشتاق اين است که اگر ظهور حضرت از اين زمانها به تاخير افتد، و به اين نزديکی به فيض ديدارش نايل نشويم، بار ديگر در زمان ظهورش به دنيا باز گرديم.

و اين مهم با دعا برای فرج حاصل ميشود.

منبع: مکيال المکارم، ص ۲۳۷

نقل شده از کانال تلگرامی منتظران ظهور به نشانی montazeran313313@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

اَللهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.


خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.

 

 

کلامی بسیار زیبا و تلنگرآمیز...

مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
نه انتظار ما طوریست که آنها پهلوی ما بیایند، نه حرکت ما طوریست که ما به آنطرف برویم و او را ببینیم. اگر براستی منتظری، چرا لاغر نشده ای(از تلاش فراوان برای ظهور)؟ به محض اینکه حقیقتاً منتظر شوی، او میرسد. آیا خوبَست آدم اینقدر بی رگ (غیرت) باشد؟ دوستت ۱ ساعت دیر از سفر بیاید، اینهمه بی تابی میکنی. اگر منتظری آثارش کو؟

ما سه دسته انتظار داریم:

1- کسیکه از دوری زیاد، یاد امام میکند و انتظار دیدارش را میکِشد تا آثاری ببیند.
2- کسیکه آثار و جلوه ای از امام دیده، که فرموده اند: فرج امام زمان، فرجِ خود شماست. یعنی انتظار و دعا، برای خود شما گُشایش(در کارهایتان) می آورد.
3- اگر انتظار و محبت به کمال برسد، دیدن یا ندیدنِ حضرت، در یقینش اثر ندارد و در همه وقت با قلب خود مشاهده میکند. مثل پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و اُویس قرنی که به ظاهر اصلا یکدیگر را ندیدند، اما هرگز از هم جدا نبودند.

امام سجاد(علیه السلام) نیز در اینباره فرموده اند: منتظرین واقعی در زمان غیبت، برتر از مردم تمام زمان ها هستند؛ زیرا آنقدر از جانب خدا عقل و معرفت پیدا کرده اند که غیبت و شُهود برای آنها فرق نمیکند.

منبع: مصباحُ الهُدی؛ ص ۳۱۹

 اللّهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج 

نقل شده از کانال تلگرامی منتظران ظهور به نشانی montazeran313313@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

توشه بر دوش به سوی آخرت! 

19:29 1400/10/3 - یوری بویکا

توشه بر دوش به سوی آخرت! 

زهری می‌گوید: در شبی تاریک و سرد، حضرت علی بن حسین علیهما السلام را دیدم که مقداری آذوقه به دوش گرفته، میرود. عرض کردم: یابن رسول الله! این چیست، به کجا می‌برید؟ 

حضرت علیه السلام فرمودند: زهری! من مسافرم. این توشه سفر من است. میبرم در جای محفوظی بگذارم (تا هنگام مسافرت دست خالی و بی توشه نباشم! ) گفتم: یابن رسول الله! این غلام من است، اجازه بفرما این بار را به دوش بگیرد و هرجا می‌خواهی ببرد. فرمودند: تو را به خدا بگذار من خودم بار خود را ببرم، تو راه خود را بگیر و برو با من کاری نداشته باش! 

زهری بعد از چند روز حضرت را دید، عرض کرد: یا بن رسول الله! من از آن سفری که آن شب درباره اش سخن می‌گفتید، اثری ندیدم! 
حضرت فرمودند: سفر آخرت را می‌گفتم و سفر مرگ نظرم بود که برای آن آماده می‌شدم! 

سپس آن حضرت هدف خود را از بردن آن توشه در شب به خانه‌های نیازمندان توضیح دادند و فرمودند:
 
آمادگی برای مرگ با دوری جستن از حرام و خیرات دادن به دست می‌آید.

 منبع: بحار، ج ۴۶، ص ۶۵

【 اللّهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج 】

نقل شده از کانال تلگرامی منتظران ظهور به نشانی montazeran313313@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین

 گذر پوست به دباغخانه می افتد

19:22 1400/10/3 - یوری بویکا

 گذر پوست به دباغخانه می افتد

"هشام بن اسماعیل" والی اُمویان در مدینه بود. او آزار بسیاری به مردم، مخصوصاً امام سجاد علیه‌السلام می‌رساند.

سرانجام ، به دلیل اعتراض فراوان مردم، "هشام" عزل شد و به خاطر ظلم‌های فراوان او، دستور دادند تا هشام را در وسط شهر ببندند تا دیگران هر طور می‌خواهند از او انتقام بگیرند.

مردم نیز یکی یکی می‌آمدند و انتقام می‌گرفتند.

هشام می گفت: 
"بیش از همه از علی‌ بن‌ حسین وحشت دارم، زیرا به سبب آزارهایی که به او رساندم و لعن و نفرینی که نثار جد او علی‌ بن‌ ابیطالب میکردم، انتقامش سخت خواهد بود."

روزی که امام سجاد علیه السلام "هشام" را در آن وضعیت دیدند به همراهان فرمودند: 
"مرام ما بر این نیست که به افتاده لگد بزنیم و از دشمن خود انتقام بگیریم."

هنگامی که امام سجاد عليه السلام به طرف هشام‌ بن‌ اسماعیل میرفتند، رنگ در چهره هشام باقی نماند، ولی بر خلاف انتظار وی، امام سجاد با صدای بلند، سلام نمودند و با او دست دادند و به او فرمودند: 
"اگر کمکی از من ساخته است، حاضرم کمک کنم." 

هشام فریاد زد :
{اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ}
{خداوند می داند که رسالت خویش را در کجا قرار دهد.}

بعد از این رفتار امام سجاد (علیه السلام)، مردم مدینه نیز انتقام گرفتن از هشام را متوقف کردند.

منابع

تاریخ طبری ، جلد ۶ ، صفحه ۵۲۶ .
شرح الأخبار،  جلد ۳ ، صفحه ۲۶۰ .

【 اللّهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج 】

نقل شده از کانال تلگرامی منتظران ظهور به نشانی montazeran313313@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

اَللهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.


خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.

دعای سگ مظلوم هم می گیرد

13:46 1400/10/3 - یوری بویکا

 داستانی عبرت آموز

دعای سگ مظلوم هم می گیرد

برای تسلیت گفتن به یکی از خانواده هایی که فرزند جوان خود را از دست داده بودند رفتم..
 
پدر میت خدا رحمتش کند بلند شد و کنارم نشست و دستم را در دست خودش گرفت و گفت:
ای فلانی..این تقاص ظلم و ستمی هست که سی سال قبل مرتکب شده بودم..

و هنوز هم دارم عواقبش و بلا و مصیبتهایش را می چشم..
سی سال قبل من در عنفوان جوانی ام بودم مغرور از جوانی و زور بازو..

ماشینی داشتم که به آن فخر میکردم و جلو مردم ویراژ و پز میدادم...

یکی از روزها سگی را دیدم که چند تا از توله هایش هم باهاش بود..
با خودم گفتم بزار یکی از توله هایش را جلو چشمانش با ماشین زیر بگیرم تا عکس العمل و آه و ناله مادرش را ببینم..

و همین کار را کردم.. 
توله سگ بیچاره را لت و پار کردم بطوریکه خون و تکه های گوشتش بر جسم مادرش پاشیده شد..
و مادر بخت برگشته داشت پارس میکرد و فریاد و شیون سر میداد و من نگاهش میکردم و می خندیدم...
از آن روز همه بلاها در تعقیب من بود بدون توقف....

هر روز یک مصیبتی بر من نازل میشد..
و آخرین و سخت ترینش دیروز بود که محبوبترین و عزیزترین پسرانم و جگرگوشه ام که تازه از دبیرستان فارغ شده و آماده ورود به دانشگاه بود و در او همه جوانی و آرزوهایم را می دیدم..
در جلو چشمانم پرپر شد
ماشینم را کنار جاده متوقف کرده و او را برای گرفتن چند تا فتوکپی از اون طرف خیابون..
پیاده کردم و از شدت حرص و محبتم به او که نگرانی سلامتی اش بودم خودم شخصا پیاده شدم و از خلوت بودن خیابون مطمئن شدم..
و بهش گفتم حالا از خیابون رد شو..

ناگهان ماشینی که مثل برق رد میشد جلو چشمانم او را زیر گرفت و خون او لباسم را رنگین کرد..
و من نگاهش میکردم و گریه و آه و ناله سر میدادم..
اونجا بود که به خدا قسم همان سگ جگر سوخته در جلو چشمام ظاهر شد و اون بلایی که سی سال قبل سرش آوردم بیادم اومد..

قصه ای سرشار از عبرت..

که خدا از ظالم انتقام مظلوم را میگیرد حتی اگر یک حیوان زبان بسته و سگی باشد..
دیر یا زود.

نقل شده از کانال تلگرامی داروخانه معنوی به نشانی Manavi_2@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

داستان آموزنده

روزی مردی بغدادی از بهلول پرسید: جناب بهلول من چه بخرم تا منافع زیاد ببرم؟ بهلول جواب داد: آهن و پنبه.
آن مرد با سرمایه خود مقداری آهن و پنبه خرید و انبار نمود و پس از چند ماه فروخت و سود فراوانی برد و ثروتمند شد.

مدتی بعد آن مرد باز هم به بهلول برخورد؛ این بار به او گفت: «بهلولِ دیوانه» من چه بخرم تا منافع ببرم؟
بهلول این بار گفت پیاز و هندوانه بخر.

آن مرد این بار با تمام سرمایه خود پیاز و هندوانه خرید و انبار نمود؛ پس از مدت کمی تمام پیاز و هندوانه‌های او پوسید و از بین رفت و ضرر فراوانی کرد.

فوری به سراغ بهلول رفت و به او گفت بار اول که با تو مشورت نمودم، گفتی آهن بخر و پنبه ، که سود زیادی بردم؛ ولی دفعه دوم این چه پیشنهادی بود که کردی؟ تمام سرمایه من از بین رفت! 

بهلول در جواب آن مرد گفت روز اول مرا صدا زدی آقای شیخ بهلول! و چون مرا شخص عاقلی خطاب نمودی من هم از روی عقل به تو دستور دادم؛ ولی دفعه دوم مرا بهلول دیوانه صدا زدی، من هم از روی دیوانگی به تو دستور دادم.
مرد از رفتار و بی‌ادبی که در زمان پولدار بودن داشت خجل شد و رفت.

از خدا جوییم توفیق ادب
بی ادب محروم ‌ماند از لطف رب !
بی ادب تنها نه خود را داشت بد
بلکه آتش بر همه آفاق زد ...!

نقل شده از کانال تلگرامی کربلا به نشانی karballa_ir@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین

سخن بسیار تکان دهنده عزراییل

13:28 1400/10/3 - یوری بویکا

سخن بسیار تکان دهنده عزراییل

مرحوم شهید دستغیب (ره) در کتاب“داستانهای شگفت” حکایتی درباره اهمیت زیارت عاشورا آورده اند که خلاصه آن 
چنین است:

یکی از علمای نجف حدود یکصد سال پیش، در خواب حضرت عزراییل را می بیند. پس از سلام می پرسد: از کجا می آیی؟
ملک الموت می فرماید: از شیراز! روح مرحوم میرزا ابراهیم محلاتی را قبض کردم.
شیخ می پرسد: روح او در چه حالی است؟
عزراییل می فرماید: در بهترین حالات و بهترین باغهای عالم برزخ.
خداوند هزار ملک را برای انجام دستورات شیخ قرار داده است.

آن عالم پرسید: آیا برای مقام علمی و تدریس و تربیت شاگرد به چنین مقامی دست یافته است؟‼️

فرمود: نه!
گفتم: آیا برای نماز جماعت و بیان احکام؟!
فرمود: نه!
 گفتم پس برای چه؟
فرمود: برای خواندن زیارت عاشورا.

نقل است که مرحوم میرزا، سی سال آخر عمرش زیارت عاشورا را ترک نکرد و هر روز که به سبب بیماری یا امر دیگری نمی توانست بخواند، نایب می گرفت.

نقل شده از کانال تلگرامی کربلا به نشانی karballa_ir@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

اَللهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.


خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.