ورلد بوک وبلاگی با مطالب جالب و کاربردی برای زندگی بهتر

ورلد بوک وبلاگی با مطالب جالب و کاربردی برای زندگی بهتر

امام علی(ع) : آدم عاقل کسی است که حتی یک نَفَس از عُمر خود را در چیزی که برایش سودی ندارد به هَدَر نمی دهد.هر روزی که بگذرد قسمتی از وجود تو را با خود میبرد

روانشناسان بر این باورند که عدم آگاهی والدین از فضای مجازی می‌تواند تهدیدی برای فرزندانشان در دنیای دیجیتال باشد.

کودکان و نوجوانان امروزی با طیف وسیعی از بازی‌های رایانه‌ای، کنسولی و تبلت آشنا هستند درحالی که کودکان دیروز دنیایشان را با قایم باشک، گرگم به هوا و هفت‌سنگ پیوند می‌زدند.

وقتی نزد کودکان و نوجوان امروزی بازی‌های گذشته را یادآوری می‌کنیم، نه‌تنها خوشحال نمی‌شوند بلکه به گفته خودشان «حوصله‌شان هم سر می‌رود». آنها دوست دارند که تنها باشند و اوقاتشان را با موبایل‌های هوشمندی که در دست دارند، بگذرانند.

یکی از کودکان در پاسخ به سوال خبرنگار مبنی بر اینکه چه اپلیکیشن‌هایی را در تبلتش دارد، گفت: «یک پرنسس دارم، با یک بازی آرایشگری دارم، خودش یک لاک داره، لاک رو انتخاب می‌کنم، خودش لاک رو میزنه».

این کودک گفت: «این عروسکم دو تا دوست پسر هم داره و برای اینکه خوشگل هم بشه، موهاشو شونه می‌کنم، صورتش رو آرایش می‌کنم».

مادر این کودک هم درباره نحو بازی فرزندش این را گفت: «به رنگ و روی اسباب‌بازی که نگاه می‌کنیم، اسمش هست که بازی می‌کند و بچه را سرگرم می‌کند».

اما جلالی، کارشناس فضای مجازی درباره اهداف پشت پرده‌ای که در بازی‌ها وجود دارد، گفت: در بازی‌هایی که بین کودک و نوجوان آموزش داده می‌شود، هدف این است که مرز‌های رفتاری جامعه را در بین نسل جدید تغییر داد و چه بهتر از این که جامعه هدفشان دختران باشند.

یک روانشناس دیگر هم بر این باور است که باید خانواده‌ها پیامد‌های بازی را بدانند که اگر فرزندم این بازی یا اسباب‌بازی را انتخاب می‌کند، چه پیامد‌هایی ممکن است برای فرزندم داشته باشد.

آسیه حسینی نیکو، روانشناس کودک و نوجوان هم درباره تاراج کودکی که نتیجه استفاده از تکنولوژی است گفت: ما در زمانی زندگی می‌کنیم که عصر رسانه گفته می‌شود، رسانه‌هایی که بر روی سبک زندگی و مدل زندگی ما تغییرات را به وجود آوردند.

وی درباره کودکان کار فضای مجازی گفت: من والد بدون اینکه از سواد رسانه‌ای برخوردار باشم، می‌خواهم از کودکم درآمد‌زایی کنم و فالور و لایک بیشتری را از آنِ خودم کنم. در نتیجه بدون اینکه آینده فرزندم را درنظر بگیرم، می‌خواهم از کودکم به عنوان ابزار استفاده کنم.

این روانشناس کودک و نوجوان گفت: هیچ والدینی راضی نیست که آینده کودکش را تهدید کند و من این اقدام والدین را ناشی از بی‌آگاهی آنها از حقوق کودک می‌دانم. اینجاست که متخصصان حقوق کودک و روانشناسان باید در این زمینه پای کار بیایند.

وی گفت: معمولاً خانواده‌هایی که در زمینه‌های تربیتی دچار مشکل‌اند، در فضای مجازی هم با چالش روبه‌رو هستند. پدر و مادری که در بحث روزمرگی‌های کودک، با مشکل روبه‌رو است، در فضای مجازی هم نمی‌تواند به صورت کارآمد کودکش را مدیریت کند.

این روانشناس گفت: در بحث فضای مجازی دو نکته مهم وجود دارد: ۱. والدین چگونه می‌توانند ارتباط صمیمی با فرزندشان داشته باشند. ۲. وضع قوانین در فضای مجازی است که اگر والدین نتوانند با فرزندشان ارتباط صمیمی برقرار کنند، مدیریت فضای مجازی هم نمی‌توانند عهده‌دار شوند.

به گفته حسینی نیکو از آنجایی که رویکرد والدین هم در وضع قوانین باید و نبایدی و از بالا به پایین است، در نتیجه نمی‌تواند ارتباط موثر را با فرزندان به وجود بیاورد و از طرفی هم عدم آگاهی در والدین به این رهاشدگی کودک در فضای مجازی دامن میزند.

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

پیش از شروع یک برنامه ریزی برای کاهش وزن، رعایت ۴ اصل ضروری است که جزئیات آن‌ها را در این گزارش می‌توانید بخوانید.

تقریبا تمام افرادی که از وزن زیاد خود رنج می‌برند، روش‌های مختلفی را برای کاهش وزن انتخاب و امتحان کرده و ممکن است با شکست مواجه شده باشند.

برای این که بخواهیم وارد یک مرحله و برنامه ریزی جدید برای کاهش وزن بشویم، باید ذهن و بدن خود را آماده این برنامه ریزی کنیم که در ادامه این گزارش به ۳ روش در این خصوص اشاره شده است.

۱. استرس را کنترل کنید

محققان معتقدند که استرس زیاد در طول روز به اندازه چند ساعت کوه نوردی از انسان انرژی می‌گیرد و در این مواقع بدن ما به غذای زیاد و پر کالری نیاز پیدا می‌کند پس دوری از هرگونه استرس می‌تواند نیاز بدن به این نوع از غذا‌های چاق کننده را کور کند.

۲. ذهنیت مثبت نسبت به کاهش وزن

پیش از انجام یک برنامه ریزی برای کاهش وزن یا شروع یک رژیم غذایی سخت باید از آمادگی ذهن و روان خود مطمعن شویم. در این مرحله یک درس روان پزشکی وجود دارد که می‌گوید سختی یک رژیم غذایی یا برنامه‌های لاغری را از ذهن خود دور کرده و دشمن خیالی را تصور کنید که باید با آن مبارزه کنید.

۳. اعتماد به نفس داشته باشید

تقریبا تمام افرادی که از افزایش وزن رنج می‌برند و سراغ برنامه‌هایی برای کاهش وزن خود نمی‌روند، اعتماد به نفس کافی برای این موضوع را نداند و این توانایی را در خود برای رسیدن به یک وزن ایده عال نمی‌بینند.

افزایش اعتماد به نفس و تحمیل توانایی‌های خود به افکار می‌تواند یک پیش نیاز بسیار موثر برای افرادی باشد که قصد آغاز یک مرحله سخت را دارند تا بتوانند باقی عمر خود را در آرامش و به دور از بیماری‌های ناشی از چاقی بگذرانند.

۴. قدرت زمان را فراموش نکنید

درصد قابل توجهی از افرادی که وارد یک برنامه ریزی برای کاهش وزن می‌شوند، تصور این را دارند که در پایان هر روز تغییرات عمده‌ای در بدن خود شاهد باشند و در غیر این صورت قید برنامه‌های لاغری خود را می‌زنند.

به این موضوع توجه داشته باشید که هر برنامه ریزی برای خود زمان مشخصی دارند و باید در طول اجرای آن صبوری کرد تا به اهداف خود نزدیک و نزدیک‌تر شوید.

رعایت این چهار اصل پیش از آغاز یک برنامه ریزی برای کاهش وزن می‌تواند بازدهی این برنامه ریزی را تا چندین برابر افزایش دهد و ذهن شما را برای پذیرش سختی‌های این برنامه ریزی آماده می‌کند.

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین

تدبیر امام صادق(علیه السلام) در زمان تنگدستی و سختی معیشت برای گشایش مالی!

به نقل از هارون‌ بن‌ عیسى: امام صادق(علیه السلام) به فرزند خود محمّد فرمود: فرزندم! از آن خرجى، چقدر اضافه آمده است؟
عرض کرد: چهل دینار.
فرمود: برو و آنها را صدقه بده.
عرض کرد: فقط همین چهل دینار باقى مانده است.
حضرت فرمود: آنها را صدقه بده؛ زیرا خداوند عزّوجلّ عوضش را مى‏‌دهد. مگر نمى‏‌دانى که هر چیزى کلیدى دارد و کلید روزى، صدقه‏‌ دادن است، پس آن چهل دینار را صدقه بده.
محمّد چنین کرد، و ده روز بیشتر بر امام صادق(علیه السلام) نگذشت که از جایى چهارهزار دینار به ایشان رسید.
سپس فرمود: ای پسرم ما در راه خدا چهل دینار بخشیدیم و خداوند به ما چهار هزار دینار بخشید.

منبع:کافی: ج 4، ص 10
استاد پناهیان

پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله : بی چشمداشت، صدقه بدهید؛ زیرا چشمداشت، اجر را از بین می برد.

نقل شده از کانال تلگرامی درمان با آیه های نورالــہــے به نشانی shamimerezvan@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

اَللهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.


خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.

تولد مسیح در قرآن

12:02 1400/10/4 - یوری بویکا

تولد مسیح در قرآن

 روزی مریم از اهل خویش کناره گرفت و به مکانی در‌ مشرق‌ بیت‌المقدس رفت و از همه خویشانش‌ بـه‌ کنج‌ تنهایی محتجب و پنهان شد.
 در این هنگام‌ خدای‌ متعال «روح» را به سوی مریم فرستاد. 
 «روح» به صورت بشر کاملی برای مریم مجسم شد و به‌ او گفت: 
«من فرستاده پروردگار تو هستم‌ و برای بخشیدن‌ پسری‌ پاک که پدر ندارد، به اذن الهی به‌ سوی‌ تو آمده‌ام. آنگاه به مریم بشارت داد که به زودی از فرزندش معجزات‌ باهره‌ای‌ ظاهر می‌شود و خداوند او را‌ به «روح القدس» تأیید می‌کند. همچنین‌ کتاب‌ و حکمت و تورات و انجیل‌ به او می‌آموزد و او را با آیات و نشانه‌های آشکار به سوی‌ بنی‌ اسرائیل خواهد فرستاد.»
روح، داستان عیسی‌ را‌ برای‌ مریم گفت و سپس‌ در او دمید. مریم مانند سایر‌ زنـانی‌ کـه حامله می‌شوند، به فرزند خود حامله شد 
 

آیات ۱۶ تا۲۰ مریم و آیات ۴۰ تا ۴۴ آل‌ عمران
 

مریم‌ در مکانی دور، خلوت گزید و چون‌ او‌ را درد‌ زاییدن‌ فرا رسید، زیر‌ شاخ درخت خرمائی رفت‌ و از شدت غم و اندوه با خود گفت:
 کاش پیش از این مرده بودم و از‌ صفحه دل‌ها نامم فراموش شده بود. در‌ آن‌ حال (روح‌ القدس‌ یا‌ فرزندش عیسی) او را‌ ندا‌ داد: 
«غـمگین مباش که خدا از زیر قدم‌ات چشمه آبی جاری نمود و تنه درخت را‌ حرکت‌ بده‌ تا از آن برایت رطب تازه فرو ریزد، از‌ این‌ رطب‌ تناول‌ کن‌ و از آن چشمه بیاشام و چشم خود (به عیسی) روشن دارد. اگر از جـنس بشر کسی را دیدی (به اشاره) به او بـگو: «من برای خدا نـذر روزه سکوت کرده‌ام و با‌ هیچکس (تا پایان روزه‌ام) سخن نمی‌گویم»
 

آیات ۲۲ تا ۲۶ مریم
 
پس از تولد نوزاد، مریم فرزند خود را برداشت و به سوی قومش بازگشت. چون قومش او را به آن حال دیدند، مشغول طعن و سرزنش او شدند و گفتند: «ای‌ مریم عجب کار منکر و شگفت‌آوری کردی! ای خواهر هارون، تو نه پدری ناصالح و نه مادری بدکار داشتی (کـه تو خود چنین کاری را مرتکب شدی). 
 
مریم پاسخ آنان‌ را‌ به اشاره، به طفل حواله کرد.
 آنها گفتند: «ما چگونه با طفل گهواره‌ای سخن بگوییم؟
 
«طفل (به امر خدا به زبان آمد) و گفت: «من بنده خاص خدایم که‌ مرا‌ کتاب آسمانی و شرف نبوت‌ عطا‌ فرموده، هرکجا که باشم مرا مبارک (مایه رحمت الهی) گردانیده و تا زنده‌انم به نماز و زکات سفارش نموده و همچنین به «نیکوکاری با مادر» توصیه فـرموده و مرا‌ ستمکار‌ و شقی نگردانیده است. روز‌ ولادت‌ و مرگ و همچنین برانگیخته شوم، سلام و درود حق بر من است»
 
آیات ۲۷ تا ۳۳  مریم.

نقل شده از کانال تلگرامی ارتباط با خدا به نشانی ertebat0bakhoda@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

کنجکاوی منشأ اصلی ورود خواطر شیطانی
خواطر اربعه

 

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ۖ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا (12 - حجرات)
ای اهل ایمان، از بسیار پندارها در حق یکدیگر اجتناب کنید که برخی ظنّ و پندارها معصیت است و نیز هرگز (از حال درونی هم) تجسس مکنید و غیبت یکدیگر روا مدارید.

اگر در سیاق آیۀ فوق دقت کنیم سه صفت ناپسند پشت سر هم ذکر شده است: گمان بد، تجسس، غیبت!

پس انسان، ابتدا به کسی با خواطر شیطانی بدبین می‌شود، سپس شروع به تجسس و کنجکاوی در پیدا و پنهان او می‌کند و تکمیل شدن این تجسس حتما پیش نیازش توسل به معصیت غیبت است. کنجکاوی از مهمترین ابزار شیطان در ایجاد خواطر و گمراهی است. 

مثال: منصور عاشق ارتباط و دیدن اجنه است، نزد کسی میرود تا او را به هدفش برساند. او کنجکاو است تا از آنان بداند. تجسسی بیمورد و غیرنیاز و خطرناک!!! او نزد یک رمال میرود. رمال کتابی به او می‌دهد تا علوم غریبه را بخواند و به او هشدار می‌دهد زمانی که این کتاب را می‌خواند باید به برخی قسمت‌ها که رسید و کلمه جن را دید از خواندن ادامۀ آن دست بردارد، و اگر ادامه دهد هر بلایی سرش بیاید مقصر خودش است. منصور کتاب را می‌گیرد و می‌خواند و کنجکاو می‌‌شود، که این‌ کنجکاوی ایجاد شده از شیطان است. لذا زمان رسیدن به کلمۀ "جن" همین کنجکاوی علیرغم اختیاری که در نخواندن ادامۀ مطلب دارد، باعث می‌شود تا نتواند از ادامۀ مطلب چشم بپوشاند و خواندن همان، و لرزش بدن و تپش قلب و بیهوش شدن همان می‌شود که خودش اجازه می‌دهد اجنه بر بدن او وارد شوند. 

گاهی شیطان با گفتن جمله‌ای از کسی در ما، با کنجکاوی در مورد آن شخص خواطر میزند. مثال: کسی که شیطان با او قرین است برای تجسس، حس کنجکاوی ما را تحریک میکند. مثال، می‌گوید: «در مورد فلانی یک چیزی می‌گویند، شنیده‌ای؟؟؟» دقت کنیم، این جملات قطعا خواطر شیطانی است و جالب است وقتی بپرسی: «چه می گویند؟» در پاسخ می گوید: «نمی‌دانم ولش کن بماند....» به این طریق است که شیطان خواطر میزند و ذهن کنجکاو انسان را باز می‌گذارد تا در مورد هر تهمتی در مورد فردی که کنجکاو شده است ظن و گمانش برود. 

پس تجسس هم به ظن منجر می‌شود. در همین «بماند گفتن‌ها» انسان به هزار ظن با خواطر شیطانی دچار می‌شود. مثال دیگر کسی به کسی می گوید: می‌خواهم چیزی بگویم قول میدهی ناراحت نشوی و چیزی نپرسی؟! شنونده کنجکاو می‌شود و می‌گوید: «بلی قول می‌دهم» در اینجا شیطان خاطر دیگری میزند و از زبان او می گوید: «ول کن منصرف شدم....»

در این موارد بدانیم از سوی یک شیطان إنس در حال تحریک شدن به تجسس برای سوء ظن هستیم، پس بدون اینکه اهمیتی بدهیم سکوت کرده و از کنار گفته‌هایش رد شویم تا مدد الهی نفی خواطر شیطانی کرده باشیم.

نقل شده از کانال تلگرامی اخلاق و معرفت در قرآن و روایات به نشانی akhlaghmarefat@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین

یک آیه یک تدبر 
 

قلْ هَلْ نُنَبِّئُكُم‌ بِالاخْسَرِينَ أعْمَالاً (103 - کهف)
بگو (ای پيامبر!) آيا شما را از زیانکارترین مردم آگاه‌ سازیم؟!

 الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي‌ الْحَيَو'ةِ الدُّنْيَا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا (104 - کهف)
 آنان‌ كسانی هستند كه‌ سعی و كوشش‌ آنها در (راه‌ تحصيل‌) زندگانی دنیا (زندگی پائين‌تر و پست‌تر) گم‌ شده‌ است‌ در حالی كه‌ خودشان‌ می‌پندارند كه‌ نيكو عمل‌ می‌نمايند! 

طبق آیۀ مذکور٬ بسیاری از ما اعمال نیک انجام می‌دهیم ولی غافلیم که این اعمال نیک نه‌ تنها سودی ندارد بلکه باعث ضرر دنیوی و اخروی ماست.

کسی که برادر و خواهر مستمندی دارد و به‌ جای صله‌رحم و انفاق به آنها، به دیگران بخشش می‌کند و از ارحام خود غافل است، کسی که در روز عاشورا نذری طبخ کرده و درب منزل را بر روی فقراء می‌بندد و بر اغنیاء و دوستان خود می‌گشاید و گمان می‌کند که نذری او قبول شده و حاجت‌روا گردیده است، یا کسی که به والدین خود پرخاشگری می‌کند ولی خرج و مخارج زندگیشان را می‌دهد و گمان میکند برای این پول‌هایی که خرج می‌کند بهشتی است، یا کسی که بدهی دارد و به کسی بدهکار است و او در شرایط سخت اقتصادی است ولی این فرد، به زیارت کربلا میرود و آرزوی حاجت گرفتن از امام حسین (علیه السلام) را دارد، یا کسی که نماز صبح او به عمد قضاء می‌شود در حالی که شب تا نیمه در هیئت عزاداری می‌کند و امید شفاعت امام حسین (علیه السلام) را دارد، یا کسی که فرزندش کفش ندارد تا مدرسه برود ولی او خیرات می‌دهد تا ثواب کند و ده‌ها عمل مشابه این اعمال.....

اما علت اینکه انسان به چنین حالتی گرفتار می‌شود، این است که علم به قرآن و دین ندارد و هرچه را در دیگران می‌بیند تصور می‌کند که درست و صحیح است و آن را کورکورانه انجام می‌دهد.

نقل شده از کانال تلگرامی اخلاق و معرفت در قرآن و روایات به نشانی akhlaghmarefat@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

اَللهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.


خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.

یک آیه یک تدبر 
 

قلْ هَلْ نُنَبِّئُكُم‌ بِالاخْسَرِينَ أعْمَالاً (103 - کهف)
بگو (ای پيامبر!) آيا شما را از زیانکارترین مردم آگاه‌ سازیم؟!

 الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي‌ الْحَيَو'ةِ الدُّنْيَا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا (104 - کهف)
 آنان‌ كسانی هستند كه‌ سعی و كوشش‌ آنها در (راه‌ تحصيل‌) زندگانی دنیا (زندگی پائين‌تر و پست‌تر) گم‌ شده‌ است‌ در حالی كه‌ خودشان‌ می‌پندارند كه‌ نيكو عمل‌ می‌نمايند! 

طبق آیۀ مذکور٬ بسیاری از ما اعمال نیک انجام می‌دهیم ولی غافلیم که این اعمال نیک نه‌ تنها سودی ندارد بلکه باعث ضرر دنیوی و اخروی ماست.

کسی که برادر و خواهر مستمندی دارد و به‌ جای صله‌رحم و انفاق به آنها، به دیگران بخشش می‌کند و از ارحام خود غافل است، کسی که در روز عاشورا نذری طبخ کرده و درب منزل را بر روی فقراء می‌بندد و بر اغنیاء و دوستان خود می‌گشاید و گمان می‌کند که نذری او قبول شده و حاجت‌روا گردیده است، یا کسی که به والدین خود پرخاشگری می‌کند ولی خرج و مخارج زندگیشان را می‌دهد و گمان میکند برای این پول‌هایی که خرج می‌کند بهشتی است، یا کسی که بدهی دارد و به کسی بدهکار است و او در شرایط سخت اقتصادی است ولی این فرد، به زیارت کربلا میرود و آرزوی حاجت گرفتن از امام حسین (علیه السلام) را دارد، یا کسی که نماز صبح او به عمد قضاء می‌شود در حالی که شب تا نیمه در هیئت عزاداری می‌کند و امید شفاعت امام حسین (علیه السلام) را دارد، یا کسی که فرزندش کفش ندارد تا مدرسه برود ولی او خیرات می‌دهد تا ثواب کند و ده‌ها عمل مشابه این اعمال.....

اما علت اینکه انسان به چنین حالتی گرفتار می‌شود، این است که علم به قرآن و دین ندارد و هرچه را در دیگران می‌بیند تصور می‌کند که درست و صحیح است و آن را کورکورانه انجام می‌دهد.

نقل شده از کانال تلگرامی اخلاق و معرفت در قرآن و روایات به نشانی akhlaghmarefat@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

اَللهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.


خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.

یک داستان یک پند 
 

اسماعیل یکی از ثروتمندان و زمین‌داران بزرگ در شهر است ولی بسیار خسیس است و حتی سرسوزنی خرج خود نمی‌کند چون به فرمایش قرآن شیطان در مال او شریک است و اجازۀ خرج کردن به او نمی‌دهد. او هر روز با دوچرخه به مزرعه می‌رود طوری که پاهایش آرتروز شدید دارد. پسرش از تهران برای او یک موتور گازی رکس آبی خریده و می‌آورد تا با آن به مزرعه برود. ولی اسماعیل سوار آن هم نمی‌شود و در بیان علت می‌گوید: حیف است، اگر سوار بشوم خراب می‌شود!!!! گویی در سن هفتاد سالگی منتظر عمر صد و پنجاه سالگی است. آری! مانند اسماعیل زیاد هستند.

وقتی خداوند بخواهد روزی کسی را قبض کند حتی چیزی را رایگان به او بدهی باز شیطان چنان افسار او در دست دارد و اجازه نمی‌دهد به بهانۀ خراب شدن آن را استفاده کند. پس تنگ کردن روزی از سوی خداوند به معنای ندادن نیست، بلکه با وجود نیاز به استفاده، قدرت استفاده را از انسان می‌گیرد و با وجود گرسنگی، قدرت خوردن را با بی‌اشتهایی و با بیماری سلب می‌کند. 

کبیرا! کبیرا! بسیاری لب دریا هستند و تشنه....

نقل شده از کانال تلگرامی اخلاق و معرفت در قرآن و روایات به نشانی akhlaghmarefat@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

یک داستان یک پند 
 

یکی از مرفهین بی درد پس از جنگ و جدل فراوان بالاخره در تسلیم مرگ شد و در عصر یک روز پاییزی از دنیا رفت. ساعتی پس از این حادثه دور تا دور منزل او از خودروهای مدل بالا و قیمتی و خارجی پُر شد. جنازه را از منزل حرکت می‌دادند، خانه بسیار مجللی که میزبان دیروز آن خانه، میهمان امروزش بود. میهمانی که اگر به خودش واگذار می‌کردند هرگز آن خانه را ترک‌ نمی‌کرد. میهمانی که با پای خود داخل آمده بود اما روی دست‌های دیگران باید خارج‌ می‌شد. میهمانی که همگان از حتی یک شب دیگر خوابیدن او در آن خانه وحشت داشتند و هر کسی واسطه می‌شد و حتی التماس میکرد نمی‌توانست برای یک شب دیگر این میهمان خاموش و بی‌حرکت و بی‌آزار را در خانۀ خود میهمان کند. پشت سر برانکاردی که مرحوم در آن خوابیده است همۀ فرزندان گریه می‌کنند. نمی‌دانم آیا به حال خود گریه می‌کنند یا به حال پدر؟! تمام بدن مرحوم را پوشانده‌اند حتی چهره او را هم زیر پارچه سفیدی پنهان ساخته‌اند او که مرده است و دیگر‌ چشم‌هایش قادر به دیدن نیست. آری این چهره پوشاندن برای اینکه او ما را نبیند نیست، بلکه برای آن است که ما زنده‌ها او را نبینیم چون ما از او وحشت داریم نه او از ما، و او هم از چیزی وحشت دارد که ما آن را نمی‌بینیم‌!!! راننده آمبولانس این کارها هر روز برایش اتفاق می‌افتد، او خونسردترین نفر جمع ما بود و منتظر بود که مسافر خود را به جایگاه ابدیش برساند و برگردد چایی گرمی با صبحانه تناول کند. خلاصه پس از ساعتی مرحوم به شکل یک شکلات سفیدی که سر و ته آن پیچیده شده بود جنازه‌اش تحویل صاحبان میت شد. 
خیلی دوست داشتم بدانم این مرحوم آخرین تشییع جنازه‌ای که رفته بود کی و چه موقع بود؟ این را نمی‌دانم ولی از این‌ مطمئنم که او هم مثل من که الان دارم او را نگاه می‌کنم و متأسف هستم در آن آخرین تشییع جنازه فکر نمیکرد که من جنازه او را در تشییع جنازه نظاره خواهم کرد. نمی‌دانم شاید این هم آخرین تشییع جنازه‌ای باشد که من حضور دارم و فردا کسی دیگری مرا در این مکان مثل من نگاه خواهد کرد. 
خاکسپاری تمام می‌شود با قرار دادن آخرین سنگ لحد اندک نور آفتاب دم غروب پاییزی هم با مرحوم برای همیشه خداحافظی می‌کند و این اولین روزی است که برای او چند ساعت زودتر از همیشه شب می‌شود. شبی الی الابد!!!! برای ما زنده‌ها همۀ مکان‌ها یا زنانه است یا مردانه، ولی گورستان تنها جایی است که مردانه یا زنانه ندارد، آنهایی که آنجا خوابیده‌اند همه از یک جنس هستند، از جنس مردگان! از روی خاک برمی‌خیزند و پدر را با خاک سیاه تنها می‌گذارند. از درب گورستان که خارج می‌شوم دیگر آفتاب هم برای همیشه آن روز غروب کرده است. باد پاییزی برگ‌های سرگردان زرد را از روی مزاری به مزار دیگر‌ میبرد آخرین نفر گورستان را ترک میکنم.

نقل شده از کانال تلگرامی اخلاق و معرفت در قرآن و روایات به نشانی akhlaghmarefat@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین

مشاوره 

پرسش: در کدام آیه قرآن کریم به اهمیت مشورت اشاره شده است؟ و اهمیت مشاوره و مشورت در اسلام به چه میزان است؟

پاسخ: موضوع مشاوره در اسلام از اهمیت خاصی برخوردار است و قرآن کریم در دو آیه به آن اشاره کرده است: 

«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی اْلاَمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللهِ اِنَّ اللهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلینَ؛

[اى پيامبر!] پس به مهر و رحمتى از سوى خدا با آنان نرم خوى شدى، و اگر درشت خوى و سخت دل بودى از پيرامونت پراكنده مى‏شدند بنابراين از آنان گذشت كن، و براى آنان آمرزش بخواه، و در كارها با آنان مشورت كن، و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن زيرا خدا توكل كنندگان را دوست دارد.»

«وَ الَّذینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ اَقَامُوا الصَّلوةَ وَ اَمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُمْ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ؛

و آنان كه دعوت پروردگارشان را اجابت كردند و نماز را برپا داشتند و كارشان در ميان خودشان بر پايه مشورت است و از آنچه روزى آنان كرده‏ايم، انفاق میکنند.»

يك انسان هر قدر از نظر فكري نيرومند باشد، نسبت به مسائل مختلف تنها از يك يا چند بعد می نگرد، اما هنگامی كه مسائل در شوری مطرح گردد و عقل ها و تجارب به كمك هم بشتابند، مسائل كاملاً پخته و كم عيب و نقص می گردد. از این رو آدمی در مواقعی که خودش درباره کاری رأی صحیح ندارد، به دیگران مراجعه و از عقل و تجارب دیگران استفاده می نماید.

از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نقل شده که با سه طایفه مشورت نکن: «وَ لَاتُدْخِلَنَّ فی مَشْوَرَتِکَ بَخیلاً یَعْدِلُ بِکَ عَنِ الْفَضْلِ وَ یَعِدُکَ الْفَقْرَ وَ لَاجَبَاناً یُضْعِفُکَ عَنِ اْلاُمُورِ وَ لَاحَریصاً یُزَیِّنُ لَکَ الشَّرَّةَ بِالْجَوْرِ؛

با افراد بخیل مشورت نکن زیرا تو را از بخشش و کمک به دیگران باز می دارند و از فقر می ترسانند (و نیز) با افراد ترسو مشورت نکن زیرا آنها تو را از انجام کارهای مهم باز می دارند (و همچنین) با افراد حریص مشورت نکن که آنها برای جمع آوری ثروت و یا کسب مقام، ستمگری را در نظر تو جلوه گر می سازند.» 

و در این زمینه حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «مَنْ غَشَّ الْمُسْلِمینَ فی مَشْوَرَةٍ فَقَدْ بَرِئْتُ مِنْهُ؛

کسی که در مشورت به مسلمانان خیانت کند پس به حقیقت من از او بیزارم.» 

در رساله حقوق که از امام سجاد (علیه السلام) نقل شده: «وَ حَقُّ الْمُسْتَشیرِ اِنْ عَلِمْتَ لَهُ رَاْیاً اَشَرْتَ عَلَیْهِ وَ اِنْ لَمْ تَعْلَمْ اَرْشَدْتَهُ اِلی مَنْ یَعْلَمُ وَ حَقُّ الْمُشیرِ عَلَیْکَ اَنْ لَاتَتَّهِمَهُ فِیمَا لَایُوافِقُکَ مِنْ رَاْیِهِ فَاِنْ وافَقَکَ حَمِدْتَ اللهَ

حق کسی که از تو طلب مشورت می کند این است که اگر عقیده و نظری داری در اختیار او بگذاری و اگر درباره آن کار چیزی نمی دانی او را به کسی راهنمایی کنی که می داند و اما حق کسی که مشاور تو است، این است که در آنچه با تو موافق نیست، او را متهم نسازی پس اگر با تو موافق بود، شکر خدای گویی.»

ارسال سوالات از طریق "اپلیکیشن پاسخگو " http://cafebazaar.ir/app/ir.pasokhgoo.app

ارسال سوالات از طریق  "وب پاسخگو" https://my.pasokhgoo.ir

پاسخگویی تلفنی :  096400

مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی کانال تلگرام pasokhgoo1@