امام علی(ع) : آدم عاقل کسی است که حتی یک نَفَس از عُمر خود را در چیزی که برایش سودی ندارد به هَدَر نمی دهد.هر روزی که بگذرد قسمتی از وجود تو را با خود میبرد
🔸عمو سعید من ورزشکاری قوییه که خیلی دوستش دارم، یه روز بهش گفتم تو بهترین عموی دنیایی!
🔸عموم گفت که «نه من بهترین عموی دنیا نیستم ولی بهترین عموی دنیا رو می شناسم که حضرت عباس علیهالسلامه.»
🔸من نمیدونستم چرا اون بهترین عموی دنیاس و برای همین عمو سعید ماجراش رو برام تعریف کرد: «توی کربلا، کاروان امام حسین علیهالسلام محاصره شده بود و دشمن اجازه نمیداد اهل حرم از آب فرات استفاده کنه. همه تشنه بودن، مخصوصا بچهها، اما همه امیدشون به عمو عباس بود که براشون آب بیاره.
🔸وقتی تشنگی شدید شد، حضرت عباس علیهالسلام به دستور امام حسین علیهالسلام همراه ۲۰ نفر دیگه به سمت فرات رفتن. عموعباس مشغول جنگیدن با سربازهای یزید شد و بقیه تونستن مشکهارو پر از آب کنن و برای اهل حرم بیارن.»
🔸من از حرفهای عمو سعید خوشم آمد و ذوق کردم اما عمو سعید با ناراحتی گفت که «روز عاشورا اتفاق دیگهای افتاد... اون روز این عموی مهربان دیگه نتونست بچهها رو خوشحال کنه.
🔸با مشک آب سمت رودخونه رفت، اما بعضی از سربازهای دشمن که پشت درختها مخفی شده بودن، به عمو تیراندازی کردن.
🔸عمو عباس با وجود اینکه از زخمی شده بود ، مشک آب رو با دندونش گرفت و سعی میکرد هر طور شده اون رو به خیمهها برسونه. اما دشمن محاصرش کرد، مشکش رو پاره کردن و خودش رو به شهادت رسوندن.»
🔸عمو سعید وقتی به آخر قصه رسید، اشک میریخت و منم اون روز برای بهترین عموی دنیا گریه کردم.
🌺 روز چهارم ماه شعبان المُعَظَّم سال بیست و ششم قمری روز میلاد اباالفضل العباس، فرزند رشید امیرالمؤمنین و برادر بزرگوار امام حسین علیهم السلام است.
🌸 چقدر زیبا و معنادار است که ایشان حتیٰ در تولد، بر برادر سبقت نَجُستند. مؤدبانه گذاشتند ابتدا یاد، نام و میلاد برادر بزرگوارشان اباعبدالله الحسین علیه السلام بزرگ داشته شود و در روز بعد، میلاد ایشان بزرگ داشته شود.
🌺 وقتی فاطمهی کِلابیه ، ملقب به اُمالبَنین، این بانوی سرشار از فضیلت، نور و معرفت، اباالفضل العباس علیه السلام را که نخستین فرزندشان از امیرالمؤمنین علیه السلام بود، به دنیا آوردند، قُنداقهی ایشان را به دست امیرالمؤمنین علیه السلام دادند.
🌸 امیرالمؤمنین به گوش راست ایشان اذان گفتند؛ به گوش چپشان هم اقامه فرمودند؛ بعد شروع به نگریستن او کردند.
🌺 دستهای اباالفضل العباس را میبوسیدند و اشک میریختند. طوری که مادر نگران شدند که نکند در اندام و پیکر فرزندی که از ایشان به دنیا آمده است، نُقصانی وجود دارد.
🌸 وقتی از امیرالمؤمنین علیه السلام سؤال کردند؛ حضرت فرمودند: نه. ولی این دستها روزی در نصرت و یاری برادرش حسین از پیکر جدا خواهد شد. گریهی من به این خاطر است.
🌺 سن اباالفضل العباس علیه السلام در این عالم، بیش از حدود سی و پنج تا سی و هشت سال نبوده؛ شاید کمتر از این هم نبوده است. شواهدی بر این وجود دارد. حضرت اباالفضل علیه السلام تقریباً بیست سال جوان تر از زینب کبریٰ علیها السلام هستند.
🌸 در جنگ صفین اباالفضل العباس، در کنار حَسَنِین علیهما السّلام، از سرداران سپاه امیرالمؤمنین علیه السّلام و از رزمندگان دلیر این سپاه بودند. در این جنگ سن حضرت بین پانزده تا هفده سال بوده است. و هنگام شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام، هجده ساله بودهاند.
🌺 اسم زیبای عباس را امیرالمؤمنین علیه السلام بر حضرت نهادند؛ که به معنای شیر دِژَم و خشمگین بیشهی شجاعت است.
🌸 کنیهی معروف ایشان، اباالفضل است به این علت که از حضرت عباس دو پسر باقی ماند: یکی عُبِیدُالله و دیگری فضل.
🌺 فضل فرزندی بسیار زیبارو و باکمال بود. هم کمالات معنوی و هم کمالات ظاهری داشت و به لحاظ او، به حضرت عباس، ابوالفضل گفته شده است.
🌸 حضرت ابوالفضل علیه السلام لقبهای فراوانی دارند. یکی از القاب لیشان «ابوالقِربَه یا «اباالقِربَه» است. «قِربَه» در زبان عربی به معنای مشک آب است. برای این به ایشان «ابوالقِربَه» گفته میشود که سقای دشت کربلا هستند.
🌺 یکی دیگر از القاب حضرت، ساقی و سقا است. کسانی که به کربلا مشرف شدهاند، دیدهاند که از اسامییی که دور صحن مطهر حضرت ابوالفضل علیه السلام، بالای درهای ورودی نوشته شده است «یا ساقِی عَطاشا کَربَلاء» است.
🌸 از لقبهای دیگر حضرت، قمر بنیهاشم است. زیبایی چهرهی ظاهری و پیکر جسمانی حضرت ابوالفضل علیه السلام از یکسو و درخشندگی شخصیت ابوالفضل العباس ازسوی دیگر، مثل ماه میدرخشید. شخصیت والای ابوالفضل سبب شد که به ایشان «قَمَرُ الهاشمیّین» یا قمر بنیهاشم میگفتند.
🌺 از القاب دیگر حضرت بابُ الحَوائِج است. یعنی دری که از آن همهی حاجتها برمیآید. البتّه بابُ الحَوائِج معانی مختلفی دارد. ولی اولین معنا و ظاهری ترین معنایش همین است؛ یعنی کسی که برای رسیدن به حاجات، باید از راه او وارد شد و از در حضرت عباس علیه السلام میتوان به نیازهای خود راه پیدا کرد...
نقل شده از کانال تلگرامی ارتباط با خدا به نشانی ertebat0bakhoda@
در گرماگرم نبرد صفین، جوانی از صفوف سپاه اسلام جدا شد که نقابی بر چهره داشت. جلو آمد و نقاب از چهره برداشت، هنوز چندان مو بر چهرهاش نروییده بود، اما صلابت از سیمای تابناکش خوانده میشد. سنش را حدود هفده سال تخمین زدهاند. مقابل لشکر معاویه آمد و با نهیبی آتشین مبارز خواست. معاویه به «ابوشعثاء» که جنگجویی قوی در لشکرش بود، رو کرد و به او دستور داد تا با وی مبارزه کند. ابوشعثاء با تندی به معاویه پاسخ گفت: مردم شام مرا با هزار سواره نظام برابر میدانند، اما تو میخواهی مرا به جنگ نوجوانی بفرستی؟ آنگاه به یکی از فرزندان خود دستور داد تا به جنگ حضرت برود. پس از لحظاتی نبرد، عباس (علیه السلام) او را در خون خود غلطاند. گرد و غبار جنگ که فرونشست، ابوشعثاء با نهایت تعجب دید که فرزندش در خاک و خون میغلطد. او هفت فرزند داشت. فرزند دیگر خود را روانه کرد، اما نتیجه تغییری ننمود تا جایی که همگی فرزندان خود را به نوبت به جنگ با او میفرستاد، اما آن نوجوان دلیر همگی آنان را به هلاکت میرساند. در پایان ابوشعثاء که آبروی خود و پیشینه جنگاوری خانوادهاش را بر باد رفته میدید، به جنگ با او شتافت، اما حضرت او را نیز به هلاکت رساند، به گونهای که دیگر کسی جرات بر مبارزه با او به خود نمیداد و تعجب و شگفتی اصحاب امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز برانگیخته شده بود. هنگامی که به لشگرگاه خود بازگشت، امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقاب از چهره فرزند رشیدش برداشت و غبار از چهره او سترد....
نقل شده از کانال تلگرامی راز نهج البلاغه به نشانی raz_Nahjolbalagheh@
خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری. خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
✍️در کتاب کشف الغمه نوشته شده است که بدر الدین لؤلؤ عامل موصل از بعضی علما درخواست کرد تا احادیث صحیح و گوشه ای از آنچه درباره فضایل و صفات علی (علیه السلام) نقل شده است استخراج کنند. این صفات بر«انوار شمع اثنی عشر»نوشته و به آرامگاه آن حضرت برده شد. وی می گوید: «من این شمع را دیدم ».آنچه در اوصاف علی (علیه السلام) می آید مطالبی است که از کتاب صفین و از جابر و ابن حنفیه و دیگران و نیز از کتاب استیعاب نقل شده است. 💬بدر الدین با خواندن این صفات گفت: او (علی) نکوترین کسی است که صفاتش را دیده است.ما با استفاده از مجموع این روایات به خصوصیات برجسته آن امام همام اشاره می کنیم.
💟علی (علیه السلام) مردی میانه بالا بود. چشمانی سیاه و گشاده داشت. در نگاهش عطوفت و مهربانی موج می زد. ابروانش کشیده و پیوسته بود. صورتی زیبا داشت و از نیکو منظرترین مردم به شمار می آمد. رنگ صورتش گندمگون بود. چهره ای گشاده و بشاش داشت. به جز موهای اطراف سرش، موی دیگری نداشت و سرش طاس بود و از پشت همچون تاجی می درخشید. گردنش از سپیدی به درخشش ابریقی نقره ای مانند بود. ریشی انبوه داشت و بالای آن زیبا می نمود. گردنش ستبر و شانه هایش همچون شانه های شیری ژیان، فراخ بود.
📜در روایتی دیگر ذکر شده است: شانه هایش مانند شانه های شیری قوی جثه، پهن بود. بازوان نیرومندش، از شدت درهم پیچیدگی عضلات از ساعدش قابل تمیز نبود. مچها و نیز پنجه هایی قوی و قدرتمند داشت.
📜در روایتی دیگر نیز آمده است: آن حضرت انگشتانی باریک و ساعد و دستی نیرومند داشت.و چنان قوی بود که اگر دست کسی را می گرفت، بر او مستولی می شد و طرف مقابل قدرت نفس کشیدن را از دست می داد.شکمی بزرگ و پشتی قوی داشت.سینه وی فراخ و پرمو بود و سر استخوانهای او که در مفصل با یکدیگر جفت شده بودند، بزرگ می نمود.عضلاتی پر پیچ و تاب و ساقهایی کشیده و باریک داشت.بزرگی عضله دست و پای او بهنجار و موزون بود و هنگام راه رفتن اندکی به جلو متمایل می شد.چون به میدان کارزار روی می آورد، با هروله و شتاب می رفت.نیرومند و شجاع بود و در رویارویی با هر کسی، پیروز می شد.به راستی خداوند او را با عز و نصر خود تایید کرده بود.
💬مغیره در این باره گفته است: علی (علیه السلام) همچون شیر بود، بلکه از شیر قوی تر و اندامش از اندام او بهنجارتر می نمود.
آن حضرت را با الفاظی همچون اصلع (طاس و بی مو) ، اجلح (کسی که جلوی سر او کم مو باشد) ، انزع (مردی که موی پیشانیش از هر دو طرف رفته) و بطین (شکم بزرگ) بسیار توصیف کرده اند که ذکر آن نیز گذشت.
📘در کتاب فائق آمده است که ابن عباس می گوید: من زیباتر از طرفین پیشانی علی (علیه السلام) ندیده ام. شرصتان (طرفین پیشانی) از شرص و به معنای جذب و کشیدن است.گویا مو کشیده شده و جای آن معلوم می شود.آیا به وجه تسمیه مو به نزعه نمی نگری و نمی بینی لغات جذب و نزع همه از یک رشته سرچشمه می گیرند؟!
1- حضرت اميرالمومنين علی علیه السلام در هیچ جنگ و جهادی شرکت نکرد مگر این که پیروز برگشت. 📚طبرانی، معجم الاوسط 3/87
2- رسول خدا صلی الله علیه و آله می گفت: «عَلی اَشْجَعُ النّاسِ قَلْبا علی، شجاع ترین و قویدل ترینِ مردم است.» 📚 ابن مغازلی، مناقب علی بن ابی طالب / 143 (188)
3- حریف را فقط با یک بار زدن می کشت و در حدیث است که: «کانت ضرباتة وترا ضربت شمشیر او همیشه تک ضرب بود.» 📚 ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه 1 / 20
4- پیامبر اسلام می گفت: «علی سیفُ اللّه عَلی اَعْدائِهِ علی، شمشیر خدا است که بر روی دشمنان خدا کشیده می شود.» 📚 شیخ صدوق، الامالی / 61
5- حضرت اميرالمومنين علی علیه السلام بیشتر پیاده می جنگید و اگر هم سوار اسبی می شد، چندان برایش مهم نبود. به حضرتش گفته شد که چرا سوار اسب نمی شود؟ پاسخ داد: اسب یا برای تعقیب حریفی است که از میدان بگریزد و یا برای این است که کسی بخواهد خود بگریزد و من نه کسی هستم که پشت به دشمن کنم و بگریزم و نه کسی هستم که اگر کسی گریخت تعقیبش کنم. پس اسب را برای چه می خواهم؟ 📚 ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب 3 / 298
6- حضرت زرهش تنها سینه اش را می پوشاند و هرگز پشت نداشت. از او پرسیدند که چرا زرهش پشت ندارد؛ آیا نمی ترسد که کسی از پشت به او ضربتی بزند؟ در پاسخ فرمود: من هرگز به دشمن پشت نمی کنم و از میدان نمی گریزم و خدا هرگز آن روز را نخواهد آورد. 📚 ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه 20 / 280
7- شجاعت و استواری حضرت علی علیه السلام در جنگ ها چنان بود که هرگاه مشرکان و کافران او را در جنگ می دیدند به همدیگر وصیت می کردند مثل این که مرگ را با چشم خود دیده باشند. 📚ابن مغازلی، مناقب علی بن ابی طالب / 140 (109)
8- هرگاه که دو صف برای جنگ مقابل هم صف می کشیدند، مردم به یکدیگر می گفتند: ملک الموت در همان صفی باید باشد که علی با آن صف است و صف مقابل خواهی نخواهی باید خود را برای مرگ آماده کنند. 📚 راغب اصفهانی، المحاضرات 3 / 138
9- روزی یکی از سرداران سپاهش به او گفت که اگر اسب ها آشفتند و ما از همدیگر دور شدیم، تو را کجا بیابیم؟ در پاسخ فرمود: در همان جایی که از من دور شده اید. حاکی از این که در همین جایی که هستم خواهم بود. 📚 ابشیهی، المستطرف 1 / 178 باب 41
10- وقتی که در جنگ جمل پرچم را به پسرش محمّد حنفیه داد، به او چنین فرمود: «کوه ها هم از هم بپاشند، تو از خود مپاش؛ دندان هایت را به هم بفشار؛ کاسه سرت را به خدا بسپار؛ پاهایت را چون میخ به زمین بکوب؛ به انتهای سپاهیان دشمن چشم بدوز؛ و از تنگ نظری و دون همّتی چشم بپوش؛ و بدان که پیروزی بی گمان پیش خداوندِ سبحان است.» 📚 نهج البلاغه، خطبه 11
11- حضرت اميرالمومنين علی علیه السلام از نان دنیا به نان جو بسنده کرده بود و از نان گندم نمی خورد تا آنجا که مردم از تعجب می پرسیدند: پسر ابوطالب با این غذا و خوراک اندک چگونه در کشتن هم آوردان و پهلوانان ناتوان نمی شود؟! مولا علی علیه السلام در پاسخ فرمود: بدانید آن درختی را که در بیابان خشک می روید، شاخه اش سخت تر باشد. ولی سبزه ها و گیاهان خوش نما را پوست نازک تر باشد. آری خارها و بوته های صحرایی را آتشی افروخته تر باشد و خاموشی آنها دیرتر رخ دهد، ولی گیاهی که در ناز و نعمت روییده باشد، چون بیدی به هر بادی بلرزد 📚 نهج البلاغه، نامه 45
12 از سخنان آن حضرت است که می فرمود: «وَ اللّه لَو تَظاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلی قِتالی لَمّا وَلَّیتُ عَنها... به خدا سوگند اگر همه عرب ها پشت به پشت هم دهند و به جنگ با من بشتابند، هرگز از آنان روی برنتابم و اگر فرصتی دست دهد، به پیکار همه بشتابم.» 📚 نهج البلاغه، نامه 45
در بهترین مکان متولد شد(کعبه) در بهترین روز متولد شد(جمعه)
جانشین بهترین پیامبر بود(محمد) همسر بهترین زن دنیا بود(فاطمه)
پدر بهترین بچه های دنیا بود(حسن حسین) در بهترین ماه به شهادت رسید (رمضان)
در بهترین شب ضربت خورد(اول قدر) در بهترین شب شهید شد(دوم قدر)
در بهترین حالت بود که ضربت خورد(نماز) در بهترین حالت نماز بود (سجده)
ای بهترین بهترین ها دستم را بگیر✋
میلاد باسعادت حضرت علی علیه السلام مبارک باد🌹
نقل شده از کانال تلگرامی ارتباط با خدا به نشانی ertebat0bakhoda@
آیا هنگام ولادت امام علی (علیه السلام) دیوار کعبه شکافته شد؟ ماجرای تولد امام علی علیهالسلام در کعبه: به نقل مورخان و محدثان مشهور ولادت امام علی (علیهالسلام) در سیزدهم رجب سی سال بعد از عامالفیل در درون خانه کعبه روی داده است. جریان از این قرار است که: «یزید بن قعنب گوید: من و عباس بن عبدالمطلب و گروهی از خاندان عبدالعزی در برابر خانه خدا نشسته بودیم که ناگهان دیدیم فاطمه بنت اسد، مادر امیرمؤمنان (علیهالسلام) که به آن حضرت حامله بود و نُه ماه از مدت حملش میگذشت با حالتی خاص که حاکی از درد زایمان بود وارد شد و به درگاه خداوند عرض کرد: پروردگارا! من به تو و پیامبران و کتابهایی که از جانب تو فرستاده شده اند ایمان دارم و سخن جدم ابراهیم خلیل را تصدیق و باور دارم که او این خانه والا را بنا کرده و به حق این فرزندی که در شکم دارم سوگند می دهم که وضع حمل مرا آسان کنی. یزید بن قعنب گفته: در این هنگام دیدم دیوار پشت کعبه شکافت و فاطمه وارد کعبه شد و از چشمان ما ناپدید گشت و دیوار به هم چسبید. برخاستیم که قفل در خانه کعبه را باز کنیم، قفل باز نشد، دانستیم که این رویداد به فرمان خدا رخ داده است.
پس از سه روز که گذشت فاطمه از خانه کعبه بیرون آمد و نوزادش امیرمؤمنان (علیهالسلام) را روی دست داشت و گفت: من بر زنان گذشته تاریخ برتری یافتهام زیرا آسیه دختر مزاحم، خدا را به صورت پنهانی در جایی عبادت میکرد که عبادت خدا در آنجا جز از روی ناچاری سزاوار نبود، و مریم دختر عمران آن شاخه خشکیده خرما را با دستش تکان داد تا آنکه خرمایی تازه از آن فرو ریخت و خورد.
ولی من وارد خانه خدا شدم و از میوهها و نعمتهای بهشتی خوردم و وقتی خواستم خارج شوم هاتفی به من گفت: فاطمه! او را علی نام بگذار، چرا که او بلند مرتبه است و خداوند علی اعلی میگوید نام او را از نام خودم مشتق ساختم و او را به آداب و اخلاق خودم تربیت کردم و از علوم پیچیده خود آگاهش نمودم او کسی است که بتها را در خانه من میشکند و بر بام خانهام اذان میگوید و مرا به مجد و بزرگواری یاد میکند. خوشا به حال کسی که او را دوست بدارد و از او فرمان برد و وای بر کسی که او را دشمن بدارد و فرمانش نبرد.»
منابع:
محمد بن فتّال نیشابوری، روضة الواعظین، قم، نشر رضی، 1386ق، ج1، ص76. ابی محمد الحسن بن محمد دیلمی، بیروت، مؤسسة اعلمی، ص211. علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه ج1، ص59. شیخ طوسی، امالی، 1313، ص80. شیخ صدوق، علل الشرایع، ص56.
🔸خدايا بر امير مؤمنان على بن ابى طالب درود فرست،برادر پيامبرت و ولىّ و برگزيدهاش،و وزير و جايگاه سپردن دانشش،و موضع راز و درگاه حكمتش،و گوياى به حجّت،و دعوتكننده به شريعتش و جانشين او در امّتش،و برطرف كننده رنج و اندوه از چهرهاش،و درهم شكننده كافران،و به خاك مالنده بينى بدكاران،آنكه او را نسبت به پيامبرت به منزله هارون از موسى قرار دادى.خداى دوست بدار هركه دوستش دارد،و دشمن بدار هركه دشمنش دارد،و يارى كن هر كه يارىاش نمايد،و خوار كن هركه او را واگذارد،و لعنت كن هركه به دشمنىاش برخاست،از پيشينيان و پسينيان،و بر او درود فرست برترين درودى كه بر يكى از جانشينيان پيامبرت فرستادى،اى پروردگار جهانيان.
خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری. خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
💠 گفتند: فردی در خانه اش به لهو و لعب و گناه و فحشا مشغول است. نگفت به این مرکز فساد حمله کنید و شلاقشان بزنید... گفت خانه و حریم شخصی خودش است. به شما ربطی ندارد با چشمان بسته وارد شد و بعد از خارج شدن از منزل دوباره چشمانش را باز کرد و گفت من چیزی ندیدم.
💠 وقتی مردم، بعد از قتل عثمان، با اصرار شدید و بی سابقه از او خواستند که حاکم شود گفت: "مرا رها کنید و سراغ کس دیگری روید." اینطور نبود که حکومت را حق خداداد خود بداند و تشکیل آن را تکلیف شرعی خود بشمارد ...
💠 اول کسی بود که با رای قاطع مردم حاکم شد. بعد از انتخاب شدن به مردم نگفت به خانه روید و مطیع باشید. گفت: "در صحنه بمانید و اظهار نظر و انتقاد کنید که من ایمن از خطا نیستم مگر اینکه خدا نگاهم دارد”.
💠 بارها در سخنانش انتقاد از حاکم را تکلیف شرعی مردم دانست...
💠 سعد ابن ابی وقاص، مشروعیت دولتش را نپذیرفت و بیعت نکرد، نه خانه را بر سرش خراب کرد، نه در خانه حبس اش کرد و نه حتی علیه او سخن گفت.
💠 طلحه و زبیر پیش او آمدند و از او پست و مقام خواستند، نپذیرفت. چند روز بعد مدینه را به قصد مکه و تدارک نمودن جنگ جمل (بر علیه علی) ترک کردند. علی به آن ها گفت کجا می روید؟ دروغ گفتند. علی گفت می دانم برای جنگ با من می روید. با این وجود آن ها را زندانی نکرد. زندانی سیاسی برای علی معنا نداشت.
💠 روز جمل، اول سپاه مقابل تیراندازی کردند و یک سرباز او را کشتند. یارانش گفتند شروع کنیم. او گفت نه و سر به آسمان بلند کرد و گفت: “اللهم اشهد” (خدایا شاهد باش). سپاه مقابل دومین تیر را انداختند و دومین سرباز او را کشتند. یاران گفتند شروع کنیم. او باز مخالفت کرد و سر به آسمان بلند کرد و گفت “اللهم اشهد”. تیر سوم را که انداختند و سومین سرباز او را که کشتند، سر به آسمان بلند کرد و گفت “خدایا شاهد باش که ما شروع نکردیم” آنگاه شمشیر کشید. ماجراجو و جنگ طلب نبود.
💠 بعد از جنگ جمل، بر پیکر طلحه گریست و خطاب به او گفت: “کاش بیست سال پیش از این مرده بودم و کشته ترا افتاده بر زمین و زیر آسمان نمی دیدم”. حتی حرمت سابقه جهاد دشمنش را هم نگه داشت. سپس به دیدن عایشه رفت و حالش را پرسید، سپس با ۴۰ زن مسلح روپوشیده (شبیه مردان جنگجو!) اسکورتش کرد و به وطنش برش گرداند. با زنان، حتی مجرمانی که اقدام مسلحانه علیه امنیت ملی کرده بودند، اینطور بود.
💠 کسانیکه با او جنگیدند را “محارب و منافق و فتنه گر” نخواند، گفت:“برادران مسلمان مایند که در حق ما ظلم کردند!”.
💠 در زمان خلافت تمامی خزانه داری های سرزمین پهناور اسلام را به دست ایرانیان سپرد، گفت ایرانیان قبل از اسلام هم مردمان پاک دستی بودند.
💠 هنگامی که خلیفه شده بود و برای سرکشی به یکی از شهرها رفته بود، مردمانی را که به دنبال اسب او با پای پیاده راه افتاده بودند و او را مشایعت می کردند، با فریاد آن ها را از این کار بر حذر داشت، گفت من هم انسانی مانند شما هستم، بروید به کار و زندگی خود برسید و فقط در برابر خدا تعظیم کنید.
💠 وقتی خلیفه یکی از بزرگترین امپراطوری های جهان در آن عصر بود، با یک فرد مسیحی اختلاف پیدا کرد و کار به قاضی سپرده شد. نخواست به زور حرف خود را به کرسی بنشاند. در دادگاه از این که قاضی او را محترمانه صدا کرده و بیشتر به او نگاه می کرد، خشمگین شد و گفت که من و فرد مسیحی برای تو نباید فرقی داشته باشیم، از خدا بترس و عدالت را رعایت کن... از آنجایی که علی شاهدی برای ادعای خود نداشت، قاضی به نفع مسیحی حکم داد و علی این حکم را پذیرفت.
💠 فردی نابینا را دید که گدایی می کند. گفت چرا به او نمی رسید و کمکش نمی کنید؟ گفتند مسیحی است. گفت آن زمان که بینا بود و برایتان کار می کرد، از دینش نمی گفتید، حالا او مسیحی شده؟ ... مقرر کرد که از بیت المال مسلمین هر ماه به او پول بدهند تا مجبور به گدایی نباشد...
علی را باید به عملکردش شناخت نه با وهن و خرافات. علی به عدلش علی بود. علی خود عین عدل بود.
نقل شده از کانال تلگرامی راز نهج البلاغه به نشانی raz_Nahjolbalagheh@
فضیلت های آقا امیرالمومنین (علیه السلام) آنقدر زیاد است که دوست و دشمن به آن اعتراف کرده اند.
امیرالمومنین علی بن ابیطالب (علیهالسلام) مرد یگانه تاریخ است که بشریت مانند آن را به خود ندیده است، وقتی تاریخ و کتب روایی شیعه و سنی را مطالعه میکنیم به راحتی به این مطلب اذعان کرده و خواهیم دید که فضایل ایشان به حدی است که اهل سنت نیز نتوانسته اند آنها را انکار کرده و به بینظیر بودن حضرت اذعان داشتهاند. بیان فضائل حضرت چنان شفاف و روشن است که هر خواننده منصفی را مجبور به اعتراف به شخصیت بینظیر حضرت خواهد کرد و لو آن شخص مسلمان هم نباشد.
به طو مثال «شبلی شمیل» پزشک لبنانی طرفدار نظریه داروین میگوید: «علی بن ابی طالب (علیه السلام) بزرگ بزرگان، یگانه نسخهایست که شرق و غرب، مانند او را در گذشته و حال ندیده است.»
«میخائیل نعیمه» نویسنده و دانش آموخته دانشگاه واشینگتن مینویسد: «هیچ مورخ و نویسندهای هر اندازه هم که از نبوغ و رادمردی ممتاز برخوردار باشد، نمیتواند ترسیم کاملی از انسان بزرگی مانند علی (علیه السلام) ارائه دهد ... تفکرات، ایدهها و گفتار و کردار او خیلی بیش از آن است که با دست و زبان و قلم وی بروز کرده و در تاریخ ثبت شده است.»
«ابوالفرج اهرون» مشهور به ابنالعبری مورّخ و دانشمند مسیحی میگوید: «علی (علیه السلام) بود که در عصر خلفا، خلأ ناشی از فقدان حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) را جبران نمود.»
«توماس کارلایل» فیلسوف انگلیسى مینویسد: «على (علیه السلام) به خاطر شدت عدالتش به شهادت رسید.»
نقل شده از کانال تلگرامی راز نهج البلاغه به نشانی raz_Nahjolbalagheh@
🌼ابوبصير از ارادتمندان خاص امام باقر عليه السلام بود و از هر دو چشم نابينا شده بود. 💬 می گويد: به امام باقر عليه السلام عرض كردم: شما فرزندان پيامبر خدا هستيد؟
✨فرمود: آری. 🌼ابوبصير: پيامبر خدا وارث همه انبيا بود. آيا هر چه آنها می دانستند پيغمبر هم می دانست؟ ✨امام: آری. 🌼ابوبصير: آيا شما می توانيد مُرده را زنده كنيد و كور و بيمار مبتلا به پيسی را شفا دهيد و از آنچه مردم می خورند و در خانه هايشان ذخيره می كنند خبر دهيد؟ ✨امام: آری، با اجازه خداوند. در اين موقع حضرت به من فرمود: نزديك بيا!
نزديك رفتم، به محض اين كه دست مباركش را بر صورت و چشمم كشيد، بيابان، كوه، آسمان و زمين را به خوبی ديدم.
✨سپس فرمود: آيا دوست داری همين گونه بينا باشی تا نظير ساير مردم در قيامت به حساب و كتاب الهی كشيده شوی و يا مانند اول كور باشی و به طور آسان وارد بهشت گردی؟ 🌼عرض كردم: مايلم به حال اول برگردم.
✨آنگاه امام عليه السلام دست مباركش را بر چشمم كشيد، دوباره نابينا شدم.
📚بحار جلد۴۶ صفحه ۲۳۷
نقل شده از کانال تلگرامی ارتباط با خدا به نشانی ertebat0bakhoda@
وبلاگی با مطالب و نکات گوناگون اعم از خانه داری،روانشناسی،آشپزی،مذهبی،تغذیه و بهداشت و سلامت و...سعی می کنیم مطالب و نکات مفید و کاربردی بیان بشه با ذکر منبع یا نقل قول از سایت،وبلاگ و کانالی از پیام رسان ها.ان شاءالله مفید واقع بشه و مارو هم دعا کنید.اَللًهُمًَ صَلًِ عَلی مُحَمًَدٍ وَ آلِ مُحَمًَدٍ وَ عَجًِل فَرَجَهُم وَاحشُرنا مَعَهُم وَالعَن اَعدائَهُم(خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد و تعجیل فرما در فرجشان و ما را با آنان محشور فرما و بر دشمنانشان لعنت فرست).اَلْحَمْدُ للهِ عَلَی کُـلِّ نِعْمَةٍ وَ أَسـأَلُ اللهَ مِـنْ کُـلِّ خَـیْـرٍ وَ أَعُـــوذُ بِـاللهِ مِنْ کُلِّ شَــرٍّ وَ أَسْــتَغْــفِرُ اللهَ مِنْ کُـلِّ ذَنْـبٍ