ورلد بوک وبلاگی با مطالب جالب و کاربردی برای زندگی بهتر

ورلد بوک وبلاگی با مطالب جالب و کاربردی برای زندگی بهتر

امام علی(ع) : آدم عاقل کسی است که حتی یک نَفَس از عُمر خود را در چیزی که برایش سودی ندارد به هَدَر نمی دهد.هر روزی که بگذرد قسمتی از وجود تو را با خود میبرد

عقربی که پنج نفر را می خورد

18:45 1401/5/30 - یوری بویکا

عقربی که پنج نفر را می خورد

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: در روز قیامت، از داخل جهنم عقربی خارج می شود که سر آن عقرب در آسمان هفتم است و دُمش در ته زمین و دهانش هم از مشرق تا مغرب است. آن عقرب مےگوید : «أَینَ مَن حارَبَ اللهَ و رَسُولَه؟» آنهایی که با خدا و پیامبر خدا جنگ داشتند کجا هستند؟ جبرئیل فرود می آید و می پرسد: «چه کسانی را می خواهی؟ مقصودت از کسانی که با خدا و پیامبر خدا در جنگ بودند چه کسانی است؟» عقرب می گوید: آنها پنج نفرند و من می خواهم آنها را ببلعم:

1- اول تارِکُ الصَّلوة: 
🔴آن کسی که بی نماز از دنیا رفته است، مخصوصاً اگر منکر هم بوده و نماز را قبول نداشته که دیگر هیچ! این عقرب می گوید من ارادۀ تارک الصلوة را دارم. او با خدا و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در جنگ بوده است.

2- دوم مانِعُ الزَّکاة: 
کشاورزی که گندم داشته اما زکاتش را نمی داده، گاو و گوسفندش در حد نصاب بوده زکات نمی داده، طلا به میزان بیست مثقال داشته زکاتش را نمی داده، این عقرب می گوید: من به دنبال کسانی هستم که در دنیا زکات نمی دادند.

3- سوم آکِلُ الرِّبا:
کسانی که نزول می خوردند. در زمان ما هستند کسانی که پول می دهند و نزولش را سر ماه می گیرند. چه قدر گناه دارد.

4- چهارم شارِبِ الخَمر:
کسانی که شراب می خورند، چهارمین گروهی هستند که آن عقرب به دنبالشان هست.

5- پنجم قَومٌ یُحَدِّثُونَ فِی المَسجِدِ حَدیثَ الدُّنیا:
مردمی که در مسجد می نشینند و به جای اینکه مباحثه کنند، درس بخوانند، دعا بخوانند، حرف آخرت و مسائل شرعی و قرآن و مفاتیح بزنند، از دنیا صحبت می کنند: امروز دلار چند بود؟ طلا مظنه اش چه قدر بود؟ شنیده ام بالا رفته؟! این حرف ها جایش در مسجد نیست. آن عقرب به دنبال کسانی است که در مسجد از دنیا حرف بزنند.

برگرفته از کتاب در محضر مجتهدی

نقل شده از کانال تلگرامی ارتباط با خدا به نشانی ertebat0bakhoda@

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین

#عقرب

#ربا خوردن

#تارک الصلاة

#زکات ندادن

#عقرب جهنمی

از مدینه تا کربلا چه گذشت؟
بخش پنجم


ابن‌ زیاد نامه‌ای به امام نوشت و گفت: «یزید امر کرده چیزی نخورم و سر بر بالش نگذارم، مگر این که تو را به خدا ملحق کنم.»

امام علیه السَّلام نامه را به دور انداختند و پاسخی ندادند.

ابن‌ زیاد در چشم عمر سعد نگاه کرد و او را به جنگ با امام امر کرد. عمر سعد عذر خواست. ابن‌ زیاد گفت: پس ولایت ری را که برای تو نوشته بودم پس می‌گیرم.
عمر سعد هرچند تمایلی به جنگ با امام نداشت و بسیاری از فامیل او را از این کار نهی می‌کردند، اما عاقبت تسلیم امر ابن‌ زیاد شد.

امام سرزمین غاضریه و نینوا را شصت هزار درهم از قبیله بنی‌اسد خریدند و از آن‌ها خواستند که زائران او را عزیز شمرده و میهمان کنند و در محلی که خریده بودند دفن شوند.

در روز چهارم محرم ابن زیاد منبر رفت و گفت: شما بر دست و دلبازی یزید پی برده‌اید، یزید از شام برای شما مردم کوفه هدیه‌هایی فرستاده است که قصد تقسیم آن را دارم. ابن‌زیاد با پول مردم کوفه را سمت کربلا به جنگ با امام حسین (علیه السلام) برد.

هرچند روز هفتم محرم آب بر روی امام حسین (علیه السلام) بسته شد، ولی امام روز هشتم، با کلنگ زمینِ پشت خیمه را کندند و به آب گوارایی دست یافتند و کودکان خوردند و مشک‌ها را پر کردند، که جاسوسان مانع این کار شدند.

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: تاسوعا روزی است که لشگر ابن‌ زیاد و عمر سعد دایره را بر امام تنگ کردند و با لشگریان خود در اطراف خیمه امام جولان داده و فرزندان امام را می‌ترساندند. در این روز امام فهمیدند که مردم عراق دیگر نمی‌توانند او را کمک کنند و غربت امام بر او مشخص شد. پدر و مادرم فدای کسی که او را در عصر تاسوعا تنها گذاشتند.

عصر تاسوعا شمر، نامه ابن زیاد را برای عمر سعد آورد. عمر سعد او را از کشتن امام نهی کرد، ولی به ناچار تسلیم شد.

امام حسین (علیه السلام) که عصر تاسوعا دیدند لشکر آماده جنگ است، حضرت عباس (علیه السلام) را فرستادند تا یک شب برای راز و نیاز با خدا از دشمن ملعون مهلت بگیرد و چنین شد که واقعه عاشورا و حوادث بعد از آن اتفاق افتاد.

پایان

نقل شده از کانال تلگرامی اخلاق و معرفت در قرآن و روایات به نشانی akhlaghmarefat@

به تو از دور سلام

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً؛ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ

سلام بر تو اى اباعبداللّه و بر جان هایى که به درگاهت فرود آمدند، از جانب من سلام خدا بر تو باد همیشه تا هستم و تا شب و روز باقى است و خدا زیارت شما را آخرین زیارت از سوى من قرار ندهد

السَّلامُ عَلَى الْحُسَیْن

سلام بر حسین

و عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْن

و بر على بن الحسین

و عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْن

و بر فرزندان حسین

و عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن

و بر یاران حسین

-------------------------------

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ

خداوندا به مقدار علمِ بی پایانت بر فاطمه و پدرش و شوهرش و فرزندانش و رازی که در او قرار داده شده، صلوات و درود بفرست

#امام حسین

#تاسوعا

#عاشورا

#از مدینه تا کربلا چه گذشت

از مدینه تا کربلا چه گذشت؟
بخش چهارم
 

عمر سعد که از فامیل‌های نزدیک آمنه (مادر نبی مکرم اسلام بود)، از قریش محسوب می‌شد و با امام حسین (علیه السلام) نسبت داشت. پیکی سمت نینوا فرستاد تا از علت حضور امام حسین (علیه السلام) در کربلا آگاه شود.

امام فرمودند: من به دعوت مردم کوفه، به این مکان آمده‌ام، اگر تمایلی ندارید سمت حجاز برمی‌گردم.

عمر سعد این پیام را به ابن‌ زیاد فرستاد. ابن‌ زیاد گفت: برای یزید کشتن حسین (علیه السلام) ارزشمند است و حالا که خودش با پای خودش در دام افتاده است، رها کردن او جایز نیست. پس به عمر سعد نامه نوشت که از حسین (علیه السلام) و کاروان همراه او بیعت بگیر، سپس من خواهم گفت کجا بروند.

سه روز قبل از شهادت امام حسین (علیه السلام)، ابن‌ زیاد نامه دیگری نوشت و دستور داد آب را بر روی امام حسین (علیه السلام) و کاروان او ببندند.

عمر سعد به دلیل قرابت با امام حسین (علیه السلام)، نامه‌ای به ابن‌ زیاد نوشت و گفت: حسین (علیه السلام) قصد دارد به حجاز برگردد. ابن‌ زیاد نرم شد ولی شمر ملعون، او را وسوسه کرد و گفت: اشتباه نکن ابن‌ زیاد، این بهترین فرصت برای محبوب شدن نزد یزید است. شمر، رأی ابن‌ زیاد را زد و ابن‌ زیاد به شمر امر کرد: «با سپاهی نزد عمر سعد برو و از او بخواه که حسین (علیه السلام) را با کاروانش سمت کوفه بیاورد. اگر نیامدند با آن‌ها بجنگد و اگر عمر سعد طالب جنگ نشد، گردن او را بزن و خودت با حسین (علیه السلام) جنگ کن.»

ابن‌ زیاد نامه‌ای به عمر سعد نوشت و گفت: «من تو را نفرستادم با حسین (علیه السلام) مدارا کنی، او را بکش و بدن او را تکه‌تکه کن و سینه و کمر او را زیر سم اسب‌ها له کن که او مردی ستمگر است که باعث آزار خلیفه مسلمین شده و در امت اسلام، قصد ایجاد تفرقه دارد. اکنون به آنچه می‌گویم اگر عمل کنی من تو را پاداش می‌دهم و اگر نمی‌توانی، از سرداری سپاه، کنار بکِش و به شمربن‌ ذی الجوشن واگذار کن.»

امام رضا (علیه السلام) می‌فرمایند: مُحرم، ماهی است که در آن، بین اعراب از جاهلیت خونریزی حرام شمرده شده است ولی خون ما را حلال شمردند و فرزندان و زنان ما را اسیر کردند و آتش در خیمه‌های ما انداختند و هر چه بود غارت کردند.

امام نامه‌ای به سلیمان بن صُرَد خزاعی و برخی بزرگان کوفه که نامه امضا کرده بودند، نوشت و اذعان کردند: «من به دعوت شما این‌جا آمده‌ام، اگر بر عهد خود استوار هستید، بمانید که صواب است و اگر پیمان بشکنید، من هرگز ناراحت نمی‌شوم چون شما را می‌شناسم و رفتار شما را با پدر و برادر و پسر عم خود دیده‌ام.»

امام نامه را به قِیس بن مُسَهَّر دادند تا به کوفه ببرد که او را در بین راه کشتند و پیام به دست کوفیان نرسید. امام با شنیدن خبر شهادت قِیس، اشک بر رخسار مبارک‌شان نشست.

ادامه دارد...

نقل شده از کانال تلگرامی اخلاق و معرفت در قرآن و روایات به نشانی akhlaghmarefat@

به تو از دور سلام

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً؛ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ

سلام بر تو اى اباعبداللّه و بر جان هایى که به درگاهت فرود آمدند، از جانب من سلام خدا بر تو باد همیشه تا هستم و تا شب و روز باقى است و خدا زیارت شما را آخرین زیارت از سوى من قرار ندهد

السَّلامُ عَلَى الْحُسَیْن

سلام بر حسین

و عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْن

و بر على بن الحسین

و عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْن

و بر فرزندان حسین

و عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن

و بر یاران حسین

----------------------------------------------

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

اَللهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.

#ابن زیاد

#عمر سعد

#شمر بن ذی الجوشن

#سلیمان بن صرد خزاعی

#قیس بن مسهر

از مدینه تا کربلا چه گذشت؟
بخش سوم
 

مردم کوفه با شنیدن خبر مرگ معاویه و بیعت‌ نکردن امام با یزید و ترک مدینه بخاطر عدم بیعت، در خانه سلیمان‌ بن‌ صرد خزاعی جمع شدند و خدمت امام (علیه السلام) نامه نوشتند. 12 هزار نفر نامه نوشتند که اگر امام بیاید، آن‌ها بیعت خود را از نعمان‌ بن‌ بشیر حاکم کوفه بر می‌دارند. آن‌ها نوشتند نماز جمعه نعمان‌ بن‌ بشیر نمی‌روند و او را قبول ندارند.

امام علیه السلام می‌دانستند مردم کوفه بی‌وفا هستند و اکثر آن‌ها به یک علت اصرار به آمدن امام داشتند، آن‌ که زمان حضرت علی (علیه السلام) کوفه پایتخت مسلمین بود و از نظر اقتصادی به سود آن‌ها بود و برای آن‌ها محبوبیت آورده بود قصد داشتند پایتخت از شام به کوفه دوباره بازگردد.

سرانجام امام پسر عموی خود مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد تا از صحت نامه‌ها و اوضاع کوفه یقین حاصل کند. مسلم به کوفه رسید. 12 هزار نفر با او بیعت نمودند و سریع پیکی به سمت امام در مکه فرستادند که برای آمدن به کوفه درنگ نکند.

یزید از ماجرای بیعت مردم کوفه با امام حسین (علیه السلام) مطلع شد و بر نعمان‌ بن‌ بشیر والی کوفه خشم گرفت که عرصه را بر مسلم چرا تنگ نگرفته است. امر به کشتن مسلم کرد اما نعمان‌ بن‌ بشیر از کشتن مسلم سرباز زد.

یزید، عبیدالله‌ بن‌ زیاد را مأمور کرد به جای نعمان برود و بر مسند والی کوفه بنشیند. ابن‌ زیاد صورت خود را بست و مردم کوفه گمان کردند امام حسین (علیه السلام) می‌آید لذا به استقبال او رفتند. ابن‌ زیاد به دارالخلافه رفت. هانی‌ بن‌ عروه را به دار آویخت و مسلم را از دارالخلافه به زمین انداخت.

مسلم قبل مرگ، از پسر اشعث پیمان گرفت که سمت امام حسین (علیه السلام) رود و او را از آمدن منصرف کند. اشعث روانه مکه شد ولی امام حرکت کرده بودند و او را ندیدند.

امام حسین (علیه السلام) در مسیر سفر در هر آبادی و هر قبیله‌ای خود را معرفی می‌کردند، مقصد سفر و دلایل عدم بیعت با یزید را مطرح می‌کردند و داوطلب جنگ برای خود جمع می‌کردند و از شهادت خود خبر می‌دادند و نمی‌خواستند که یزید ماجرای کربلا را سرپوش بگذارد.

در دوم محرم کاروان امام حسین (علیه السلام) وارد کربلا شد. امام از اسم آن سرزمین حالات و اتفاقات را فهمیدند و بر مصائب اهل‌بیت خود در آن دیار، آه سردی کشیدند.

ادامه دارد...

نقل شده از کانال تلگرامی اخلاق و معرفت در قرآن و روایات به نشانی akhlaghmarefat@

به تو از دور سلام

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً؛ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ

سلام بر تو اى اباعبداللّه و بر جان هایى که به درگاهت فرود آمدند، از جانب من سلام خدا بر تو باد همیشه تا هستم و تا شب و روز باقى است و خدا زیارت شما را آخرین زیارت از سوى من قرار ندهد

السَّلامُ عَلَى الْحُسَیْن

سلام بر حسین

و عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْن

و بر على بن الحسین

و عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْن

و بر فرزندان حسین

و عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن

و بر یاران حسین

-------------------------------

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

#امام حسین

#عبیدالله بن زیاد

#کوفه

#مسلم

#از مدینه تا کربلا چه گذشت

از مدینه تا کربلا چه گذشت؟
بخش دوم

امام حسین (علیه السلام) به خانه ولید رفتند و 30 نفر از بنی‌هاشم از جمله برادرش عباس (علیه السلام) را لباس جنگی پوشاندند و از آنها خواستند در بیرون خانه‌ ولید بایستند و اگر از درون خانه صدایی شنیدند به خانه برای کمک وارد شوند.

ولید امام را از مرگ معاویه خبردار کرد و از امام خواست پنهانی با یزید بیعت کند.

امام فرمودند: من پنهانی بیعت نمی‌کنم، مردم را جمع کنید من نظر خود را در جمع می‌گویم و از خانه خارج شدند.

مروان به ولید گفت: اگر حسین اکنون بیعت نکند دیگر بیعت نخواهد کرد یا او را زندانی کن یا گردن او را بزن.

امام فرمودند: خلافت حق ماست. من از بالا رفتن سر خود بر نیزه به دست یزید آگاهم. من هرگز با شراب‌خوارِ میمون‌باز و زانی (مرد زناکار) با محارم دست بیعت نمی‌دهم.

در این حال قمر منیر بنی‌هاشم درها را شکستند و با گروهی وارد خانه شدند و امام حسین (علیه السلام) را از خانه بیرون بردند.

مروان، ولید را سرزنش کرد که دیگر به حسین دست پیدا نخواهد کرد و حکومت مدینه را از دست خواهد داد.

ولید که ترس از خدا و قیامت اندکی در دلش بود، گفت: من هرگز دست خود را به خون حسین‌‌ بن‌ علی آلوده نمی‌کنم که در قیامت سؤال سنگینی دارد.

امام حسین (علیه السلام) شب را تا صبح در کنار قبر جدش نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) در سجده و زاری گذرانیدند و از تنهایی خود در شهر پیغمبر (صلی الله علیه و آله)، بر جدش از امتش شکایت بردند. سر خود را بر مزار نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) گذاشتند و حوالی صبح اندکی خواب در چشمانشان رفت. نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: ای فرزندم، همانا پدر و مادر و برادر تو نزد من منتظر تو هستند، به سمت عراق حرکت کن که خداوند می‌خواهد تو را در آنجا کشته ببیند.

شب بعد، آخرین شبی بود که امام در مدینه بودند. برادرش محمدحنفیه از رفتن ایشان آگاه شد و خدمت امام رسید و از ایشان خواست برای دوری از بیعت یزید به مکه روند و یا در بیابان‌ها بمانند تا دست یزید به او نرسد یا به یمن حرکت کنند. امام از خواب خود پرده برداشتند و فرمودند: که عازم مکه با گروهی از یاران و اهل و عیال خود هستند. امام وصیت خود را نوشته و مهر کرده به برادرش تحویل دادند.  

ادامه دارد...

نقل شده از کانال تلگرامی اخلاق و معرفت در قرآن و روایات به نشانی akhlaghmarefat@

به تو از دور سلام

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً؛ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ

سلام بر تو اى اباعبداللّه و بر جان هایى که به درگاهت فرود آمدند، از جانب من سلام خدا بر تو باد همیشه تا هستم و تا شب و روز باقى است و خدا زیارت شما را آخرین زیارت از سوى من قرار ندهد

السَّلامُ عَلَى الْحُسَیْن

سلام بر حسین

و عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْن

و بر على بن الحسین

و عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْن

و بر فرزندان حسین

و عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن

و بر یاران حسین

-----------------------------------------------------

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین

#ولید

#مروان

#مدینه

#امام حسین

#از مدینه تا کربلا چه گذشت؟

از مدینه تا کربلا چه گذشت؟
بخش اول

‌بسیاری از ما زندگی امام حسین (علیه السلام) را از روز عاشورا به بعد می‌دانیم. در این چند پست به مدد الهی به داستان وقایع زندگی آن حضرت قبل از قیام عاشورا خواهیم پرداخت.

یزید پدرش معاویه و مادرش میسون، زنی بود که دشمن سرسخت اسلام و زنی خرافه‌پرست بود. یزید معلمی مسیحی داشت که او نیز دشمن سرسخت دین اسلام بود.

معاویه از یزید هوشیارتر بود و قصد نداشت یزید را که تنها پسرش بود خلیفه بعد از خود کند، ولی به اصرار معلم مسیحی‌اش که گفت: اگر خلافت را به یزید ندهی حکومت از دست بنی‌امیه خواهد رفت، مجبور شد او را خلیفه کند.

یزید مردی عیاش و زن‌باز بود که میمونی به نام ابوقبیس داشت که به او از شراب خود می‌خوراند و می‌گفت: این میمون از مردان عابد بنی‌اسرائیل است که بر اثر گناه مسخ شده است. وقتی که میمون مُرد، بر او نماز خواند و به شیوه یک مسلمان او را خاک کرد.

در سال اول حکومت یزید، حادثه عاشورا، و در سال دوم حکومت، به مدینه حمله کرد و یاران نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) را کشت و زنان آنان را بر لشگریان خود حلال کرد و هزار دختر را ازاله بکارت کرد. در سال سوم کعبه را به منجنیق بست و پس از آن در سن 35 سالگی جوان‌مرگ شد.

یک سال قبل از عاشورا در سال 60 هجری معاویه به درک واصل شد و یزید در شام به تخت نشست. مردم که بر عیاشی یزید آگاه بودند با او در بیعت سستی کردند که یزید با صرف پول هنگفت و با تهدید شمشیر، مردم را در مسجد شام مجبور به بیعت کرد.

نامه‌ای به ولید بن‌ عتبه حاکم مدینه نوشت و از او خواست، قبل از آن‌ که مردم از مرگ معاویه باخبر شوند، از مردم برای یزید بیعت بگیرد و هر کسی بیعت نکرد او را با شمشیر هلاک کند.

در مدینه 3 نفر با یزید بیعت نکردند، امام حسین (علیه السلام)، عبدالله پسر عمرخطاب و عبدالله پسر زبیر.

ادامه دارد...

نقل شده از کانال تلگرامی اخلاق و معرفت در قرآن و روایات به نشانی akhlaghmarefat@

به تو از دور سلام

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً؛ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ

سلام بر تو اى اباعبداللّه و بر جان هایى که به درگاهت فرود آمدند، از جانب من سلام خدا بر تو باد همیشه تا هستم و تا شب و روز باقى است و خدا زیارت شما را آخرین زیارت از سوى من قرار ندهد

السَّلامُ عَلَى الْحُسَیْن

سلام بر حسین

و عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْن

و بر على بن الحسین

و عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْن

و بر فرزندان حسین

و عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن

و بر یاران حسین

-------------------------------

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ

خداوندا به مقدار علمِ بی پایانت بر فاطمه و پدرش و شوهرش و فرزندانش و رازی که در او قرار داده شده، صلوات و درود بفرست

#مدینه

#کربلا

#یزید

#میمون یزید

#ابوقبیس

#از مدینه تا کربلا چه گذشت؟

 

آیا نماز شرط قبولی اعمال است؟

00:00 1401/5/28 - یوری بویکا

پرسش: آیا نماز شرط قبولی اعمال است؟

پاسخ: رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در روایتی فرمودند: «الصَّلاةُ عَمودُ الدِّینِ... فَإنْ قُبِلَتْ قُبِلَ ما سواها و إنْ رُدَّت رُدَّ ما سِواها»(۱)؛ نماز پایه دین است كه اگر مقبول درگاه الهی قرار گیرد سایر حسنات و اعمال انسان نیز پذیرفته است و اگر مقبول واقع نشود همه حسنات و اعمال دیگر مردود است.

- كسی كه نماز نمی‌خواند یا نمازش بی‌روح است و نشان بندگی نیست كه قبول شود، اعمال دیگرش هم روح ندارد و مقبول واقع نمی‌شود. بله ممكن است كارهای او برای بسیاری از افراد جامعه مفید و سودمند باشد ولی او آنها را به قصد جلب رضای خدا انجام نداده تا خدا به او پاداش دهد.

- پس نماز، نماد عبودیت و بندگی است و اگر این نماد مقبول باشد و رنگ عبودیت در اعمال دیگر او وجود داشته باشد، آنها هم پذیرفته می‌شوند ولی اگر این نماد حقیقت نداشته باشد، نشانگر این است كه دیگر اعمالش هم رنگی از عبودیت و خدایی بودن نداشته و تمایل و رضایت خودش مطرح بوده و او تصور و گمان كار خدایی داشته است. هدف از آفرینش انسان نیز همین عبودیت و بندگی است و کسی که این هدف را فراموش کند سایر کارهایش رنگ می‎بازد.

- مطلب دیگر این كه نماز به عنوان یك واجب كلی مورد نظر است نه تك تك نماز‌ها، اگر نماز فردی قبول نشود، دیگر كارهایش قبول نمی‌شود و اگر نمازش قبول شود، كارهای دیگرش هم قبول می‌شود.

- بنابراین ممكن است كسی هیچ وقت نمازش را ترك نكرده باشد، ولی نمازش ارزش قبول شدن نداشته باشد و كس دیگری گاهی در اثر كسالت یا تنبلی برای چند روزی نماز نخوانده باشد، ولی نمازهایش رنگ نماز داشته و ارزشمند و مقبول باشد و از آن چند روز هم توبه كرده باشد و قضایشان را بجا آورد، كه این نمازش قبول می‌شود.

- مسئله این است که کمال اعمال ما زمانی است که در کنار نماز باشد و نماز سیم اتصال به پروردگار است که باعث می‌شود که دیگر اعمال ما نیز کامل شوند. بنابراین کسی که نماز نمی‌‌خواند خود را از چنین ارتباطی محروم می‌کند. 

نقل شده از مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی (پاسخگویی به سوالات شرعی و دینی و احکام )

- نشانی آیدی تلگرامی مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی  pasokhgoo1

- ارسال سوالات از طریق "اپلیکیشن پاسخگو "👇👇👇

https://cafebazaar.ir/app/ir.pasokhgoo.app

- ارسال سوالات از طریق  "وب پاسخگو"👇👇👇

https://my.pasokhgoo.ir

-  شماره پاسخگویی تلفنی :  096400

- نشانی سایت مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی www.soalcity.ir

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

اَللهُمَّ بَارِک عَلی مُحَمَّدٍ وَّ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا بَارَکتَ عَلی اِبراهیمَ وَ عَلی آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَّجِیدٌ.

خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی، راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.
خداوندا بر محمد و آل محمد برکت نازل فرما، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت نازل فرمودی، به راستی که تو ستوده شده و بزرگواری.

#نماز

#قبولی اعمال

#شرط قبولی اعمال

#افضل عبادات

#نماز بی روح

#سهل انگاری در نماز

 

دعای یا من اظهر الجمیل یکی از ادعیه معتبر است. معصومین (علیهم السلام) توصیه‌های فراوانی بر خواندن این دعا داشته‌اند. یکی از ویژگی‌های دعای یا من اظهر الجمیل فراز‌های زیبا و پر معنی آن است.

 

در میان کتاب‌های ادعیه و زیارات شیعه دعا‌هایی وجود دارند که اگرچه شهرت کافی در میان مردم ندارند، اما از اعتبار زیادی برخوردارند و در کلام معصومین و بزرگان دین فضایل بسیاری برای آنها بیان شده است. قرائت این ادعیه و زیارات باعث می‌شود توفیق بهره مندی از الطاف الهی را به دست بیاوریم و ره توشه‌ای اندک برای زندگی پس از مرگ‌مان فراهم کنیم. یکی از این ادعیه دعای یا من اظهر الجمیل است که در کتاب شریف مفاتیح الجنان نوشته شیخ عباس قمی نیز ذکر شده است.

 

فضیلت دعای یا من اظهر الجمیل

 

دعای شریف یا من اظهر الجمیل در بیان بزرگان دین فضیلت‌های زیادی دارد. 

علامه مجلسی نقل می‌کند که عمر بن شعیب می‌گوید جدم از پیامبر بزرگوار اسلام شنید که:

«روزی حضرت جبرائیل بر من نازل شد در حالیکه شادمان و خندان بود بر من سلام کرد من نیز جواب سلام او را دادم و گفتم علیکم السلام یا جبرائیل. جبرائیل عرض کرد:

“همانا خداوند عزوجل هدیه‌ای برای تو فرستاده و آن کلماتی از گنج‌های بهشت است که خداوند به تو کرامت فرموده است.”

گفتم آن کلمات چیستند؟ گفت: آن کلمات این‌ها هستند بگو (دعای من اظهرالجمیل را خواندند)

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) به جبرئیل فرمود: ثواب این کلمات چیست؟ جبرئیل گفت: هیهات، هیهات که کسی بتواند آن را به شماره آورد. اگر تمام ملائکه هفت آسمان و هفت طبقه زمین بخواهند ثواب آن را توصیف نمایند تا روز قیامت قادر نیستند حتی جزئی از یک جزء این کلمات را توصیف کنند. هنگامیکه بنده‌ای خدا را بخواند و بگوید: یا مَن اَظهَرَ الجَمیلَ وَ سَتَرَ القَبیحَ (ای کسیکه زیبایی‌ها را آشکار و زشتی‌ها را می‌پوشانی) خدا او را پوشانده و در دنیا بر او رحمت می‌فرستد و در آخرت او را زیبا می‌گرداند و با هزار پرده در دنیا و آخرت او را می‌پوشاند؛ و هنگامیکه بگوید: یا مَن لَم یُواخِذ بِالجَریرَهِ وَ لَم یَهتِکِ السِّتر خدا او را در قیامت محاسبه نمیگرداند و در روزی که همه پرده‌ها پاره می‌شود و به کناری می‌رود از او پرده دری نمی‌فرماید؛ و هنگامیکه بگوید: یا عَظیمَ العَفوِ خداوند گناهان او را می‌آمرزد حتی اگر همچون کف دریا زیاد باشد و هنگامیکه بگوید: یا حَسَنَ التَجاوُزِ (ای کسیکه نیکو از بندگانت گذشت می‌کنی) خدا نیز از او بگذرد. حتی اگر گناهانی، چون سرقت و شرب خمر و گناهان هولناک و دیگر کبائر را مرتکب شده باشد و هنگامیکه بگوید: یا واسِعَ المَغفِرَةِ خداوند هفتاد باب از رحمت بر او بگشاید و او را در رحمت خویش فرو می‌برد تا هنگامیکه از دنیا خارج شود و وقتیکه بگوید: یا باسِطَ الیَدَینِ بِالرَحمَةِ (ای کسیکه دست‌های رحمتش همیشه باز است) خداوند دست رحمتش را بر او بگشاید و هنگامیکه بگوید: یا صاحِبَ کُلِّ نَجوی وَ یا مُنتَهی کُلِّ شَکوی (ای صاحب هر راز پنهان و‌ای نهایت همه شکوه‌ها) خداوند ثواب همه مصیبت دیده‌ها و همه مردم اعم از سالم و مریض و زیان دیده و مسکین و فقیر را تا روز قیامت به او عطا فرماید و هنگامیکه بگوید: یا کَریمَ الصَّفحِ خداوند کرامت انبیاء را به او عطا نماید و هنگامیکه بگوید: یا عَظیمَ المَنِّ روز قیامت آرزویش را برآورده سازد و آرزوهای خوب همه مردم را نیز برای او برآورد و هنگامیکه بگوید: یا مُبتَدَئَاً بِالنِّعَمِ قَبلَ اِستِحقاقِها خدا اجر تمام کسانیکه نعمت‌هایش را شکر گذارده‌اند به او عنایت فرماید و هنگامیکه بگوید: یا رَبَّنا وَ یا سِیِّدَنا خداوند به ملائکش می‌فرماید‌ای فرشتگان من شاهد باشید که من او را آمرزیده و به عدد تمام مخلوقات بهشت و جهنم و هفت آسمان و زمین و خورشید و ماه و ستارگان و قطره‌های باران و انواع مخلوقات و کوه‌ها و سنگریزه‌ها و عرش و کرسی به او اجر و ثواب عطا نمودم و هنگامیکه بگوید: یا مَولانا خداوند قلب او را پر از نور ایمان گرداند و هنگامیکه بگوید: یا غایَةَ رَغبَتَنا خداوند روز قیامت آنچه را که او و دیگر خلائق به آن رغبت دارند به او عطا فرماید؛ و هنگامیکه بگوید: اَسئَلُکَ یا الله اَن لا تُشَوِّهَ خَلقی بِالنّارِ خداوند جبار می‌فرماید او را از آتش آزاد گردانیدم.‌ ای ملائکه من شاهد باشید که او و پدر و مادرش و برادرش و خانواده و فرزندانش و همسایگانش را از آتش آزاد گردانیدم و شفاعت او را در مورد هزار نفر که آتش بر آن‌ها واجب گردیده است را می‌پذیرم.‌ ای محمد (صلی الله علیه و آله) این کلمات را به متقین بیاموز و به منافقین یاد مده، چون این دعایی است مستجاب که هر کس آن را بخواند ان شاءالله به اجابت می‌رسد و این دعا اهل بیت المعمور است که در هنگام طواف به دور بیت المعمور خدا را بدان می‌خواندند.»

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

 

يَا مَنْ‏ أَظْهَرَ الْجَمِيلَ‏ وَ سَتَرَ الْقَبِيحَ‏ يَا مَنْ لَمْ يُؤَاخِذْ بِالْجَرِيرَةِ وَ لَمْ يَهْتِكِ السِّتْرَ يَا عَظِيمَ الْعَفْوِ يَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ يَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ يَا صَاحِبَ كُلِّ نَجْوَى وَ يَا مُنْتَهَى كُلِّ شَكْوَى يَا مُقِيلَ الْعَثَرَاتِ‏ يَا كَرِيمَ الصَّفْحِ يَا عَظِيمَ الْمَنِّ يَا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا يَا رَبَّنَا وَ يَا سَيِّدَنَا وَ يَا مَوْلَيٰنا وَ يَا غَايَةَ رَغْبَتِنَا أَسْأَلُكَ يَا اللَّهُ أَنْ لَا تُشَوِّهَ خَلْقِي بِالنَّار”

 

ای آنکه زیبایی را آشکار میسازی و زشتی ها را می پوشانی و ای آنکه بندگان را بر خطایشان سرزنش نمی کنی و پرده حرمت را هتک نمی کنی، ای بزرگوار گذشت، ای نیکو درگذرنده، ای فراخ آمرزش، ای که دستانت به رحمت گشاده است، ای صاحب هر راز، ای نهایت هر گلایه، ای بزرگوار چشم پوش، ای بزرگ احسان، ای آغاز کننده هر نعمت پیش از لیاقت آن، ای پروردگار، ای آقا، ای مولا، ای نهایت، ای فریادرس، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و از تو می‌خواهم که مرا در آتش دوزخ قرار ندهی.

 

 

 

 

 

https://s8.uupload.ir/files/doa17_14hs.jpg

 

 

 

 

 

https://s6.uupload.ir/files/doa11_lpm1.jpg

 

 

 

#دعای_من_اظهر_الجمیل

#فضیلت_دعای_من_اظهر_الجمیل

#ثواب_دعای_من_اظهر_الجمیل

#متن_و_ترجمه_دعای_من_اظهر_الجمیل

#دعای_من_اظهر_الجمیل

#ثواب_دعای_من_اظهر_الجمیل

#متن و تصویر دعای من اظهرالجمیل

 

 

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّـل فَـرَجَهُم

 

و آن «پنج» دعاست:

اول:

از معاویة بن عمار نقل‌ شده: از امام صادق (علیه‌السلام) درخواست کردم تا برای رزق دعایی به من بیاموزد، آن حضرت این دعا را به من آموخت و من برای زیاد شدن رزق، چیزی بهتر از این ندیدم.

اللّٰهُمَّ ارْزُقْنِي مِنْ‌فَضْلِكَ الْوَاسِعِ الْحَلالِ الطَّيِّبِ، رِزْقاً واسِعاً حَلالاً طَيِّباً بَلاغاً لِلدُّنْيا وَالْآخِرَةِ صَبّاً صَبّاً، هَنِيئاً مَرِيئاً مِنْ غَيْرِ كَدٍّ وَلَا مَنٍّ مِنْ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ إِلّا سَعَةً مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ، فَإِنَّكَ قُلْتَ: ﴿وَ سْئَلُوا اللّٰهَ مِنْ فَضْلِهِ﴾، فَمِنْ فَضْلِكَ أَسْأَلُ، وَمِنْ عَطِيَّتِكَ أَسْأَلُ، وَمِنْ يَدِكَ الْمَلْأَىٰ أَسْأَلُ.

خدایا نصیبم کن از احسان گسترده‌ات، حلال، پاکیزه، روزی فراخ، حلال، پاک‌، دلپذیر برای دنیا و آخرت، ریزان ریزان، گوارا، لذیذ، بدون زحمت و بدون منّت کشیدن از احدی از بندگانت، جز وسعتی از فضل واسعت، زیرا تو فرمودی: «از فضل خدا بخواهید»، پس از فضل تو می‌خواهم و از عطای تو درخواست می‌نمایم و از دست انباشته تو می‌طلبم.

دوم:

از امام باقر (علیه‌السلام) روایت شده: به زید شحّام فرمود: برای درخواست روزی، در سجده نماز واجب بگو:

يَا خَيْرَ الْمَسْؤُولِينَ، وَيَا خَيْرَ الْمُعْطِينَ، ارْزُقْنِي وَارْزُقْ عِيَالِي مِنْ فَضْلِكَ، فَإِنَّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ.

ای بهترین درخواست شده و ای بهترین عطا کننده، مرا و عیالم را از فضلت روزی بخش، به درستی که تو صاحب فضل بزرگ هستی.

سوم:

از ابو بصیر نقل شده: از حاجت خود به حضرت امام صادق (علیه‌السلام) شکایت کردم و از آن جناب خواستم، برای رزق دعایی به من بیاموزد، حضرت این دعا را به من آموخت؛ از زمانی که آن را خواندم دیگر محتاج نشدم.
فرمود: در نماز شب در حال سجده بگو:

يَا خَيْرَ مَدْعُوٍّ، وَيَا خَيْرَ مَسْؤُولٍ، وَيَا أَوْسَعَ مَنْ أَعْطَىٰ، وَيَا خَيْرَ مُرْتَجىً، ارْزُقْنِي وَأَوْسِعْ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ، وَسَبِّبْ لِي رِزْقاً مِنْ قِبَلِكَ، إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.

‌ای بهترین خوانده‌ شده و ای بهترین درخواست شده و ای وسعت بخش‌ترین کسی که عطا کرد و ای بهترین امید شده، روزی‌ام ده و بر من از روزی‌ات وسعت ده و سبب‌سازی کن برایم روزی را از سوی خودت، به درستی که تو بر هر کاری توانایی.

نویسنده گوید: شیخ طوسی در کتاب «مصباح» این دعا را در سجده آخر رکعت هشتم نافله شب ذکر فرموده.

چهارم:

روایت شده: رسول خدا (صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله) این دعا را برای طلب روزی آموزش داد:

يَا رَازِقَ الْمُقِلِّينَ، وَيَا رَاحِمَ الْمَساكِينِ، وَيَا وَلِيَّ الْمُؤْمِنِينَ، وَيَا ذَاالْقُوَّةِ الْمَتِينِ، صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَيْتِهِ، وَارْزُقْنِي وَعافِنِي وَاكْفِنِي مَا أَهَمَّنِي.

ای روزی دهنده نیازمندان و ای رحم کننده بر مسکینان و ای سرپرست مؤمنان و ای صاحب نیروی استوار، بر محمّد و اهل‌بیتش درود فرست، روزی‌ام ده و سلامتی کاملم بخش و مرا از آنچه به اندوه‌ام برده کفایت کن.

پنجم:

ابو بصیر این دعا را برای طلب روزی از حضرت صادق (علیه‌السلام) روایت کرده: و آن حضرت فرمود: این دعای علی بن الحسین (علیه‌السلام) است که خدا را به آن می‌خواند:

اللّٰهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ حُسْنَ الْمَعِيشَةِ، مَعِيشَةً أَتَقَوَّىٰ بِهَا عَلَىٰ جَمِيعِ حَوَائِجِي، وَأَتَوَصَّلُ بِها فِي الْحَياةِ إِلَىٰ آخِرَتِي، مِنْ غَيْرِ أَنْ تُتْرِفَنِي فِيها فَأَطْغَىٰ، أَوْ تُقَتِّرَ بِها عَلَيَّ فَأَشْقىٰ، أَوْسِعْ عَلَيَّ مِنْ حَلالِ رِزْقِكَ، وَأَفْضِلْ عَلَيَّ مِنْ سَيْبِ فَضْلِكَ نِعْمَةً مِنْكَ سابِغَةً وَعَطاءً غَيْرَ مَمْنُونٍ، ثُمَّ لَاتَشْغَلْنِي عَنْ شُكْرِ نِعْمَتِكَ بِإِكْثارٍ مِنْها، تُلْهِينِي بَهْجَتُهُ، وَتَفْتِنُنِي زَهَراتُ زَهْوَتِهِ، وَلَا بِإِقْلالٍ عَلَيَّ مِنْها يَقْصُرُ بِعَمَلِي كَدُّهُ، وَيَمْلَأُ صَدْرِي هَمُّهُ، أَعْطِنِي مِنْ ذٰلِكَ يَا إِلٰهِي غِنىً عَنْ شِرَارِ خَلْقِكَ، وَبَلاغاً أَنالُ بِهِ رِضْوانَكَ، وَأَعُوذُ بِكَ يَا إِلٰهِي مِنْ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ مَا فِيها، وَ لَا تَجْعَلْ عَلَيَّ الدُّنْيا سِجْناً، وَلَا فِراقَها عَلَيَّ حُزْناً، أَخْرِجْنِي مِنْ فِتْنَتِها مَرْضِيّاً عَنِّي، مَقْبُولاً فِيها عَمَلِي، إِلَىٰ دَارِ الْحَيَوانِ وَمَساكِنِ الْأَخْيَارِ، وَأَبْدِلْنِي بِالدُّنْيَا الْفانِيَةِ نَعِيمَ الدَّارِ الْباقِيَةِ؛

خدایا نیکی معیشت را از تو می‌خواهم، معیشتی که به آن بر همه خواسته‌هایم نیرو گیرم و به آن در زندگی به آخرتم برسم، بی‌آنکه در فراوانی نعمتم قرار دهی تا طغیان کنم، یا به آن بر من تنگ گیری تا بدبخت شوم، از روزی حلالت بر من فراخی ده و بر من از ریزش فضلت، از نزد خود نعمت کامل و عطای بی منّت عنایت کن و مرا به فراوانی آن، از شکر نعمتت غافل مکن که زیبایی‌اش سرگرمم سازد و خوش‌رنگی‌های شگفت‌انگیزش دلم را برباید و نه با کم دادنش به من که از زحمت در به دست آوردنش، عملم برای خدا ضعیف گردد و اندوهش سینه‌ام را پر کند، ای معبود من، از معیشت، آن اندازه به من عطا کن که بی‌نیازی از بندگان شرّیرت باشد و رساننده‌ای که به وسیله آن به خشنودی‌ات برسم، ای معبود من، از شرّ دنیا و آنچه در آن است به تو پناه می‌آورم، دنیا را بر من زندان و فراقش را بر من اندوه قرار مده، مرا از فتنه‌های آن، درحالی‌که از من راضی باشی و عملم در آن پذیرفته باشد، به‌ سوی خانه زندگی ابدی و خانه‌های خوبان بیرون آور و دنیای فانی را برایم به نعمت‌ خانه باقی تبدیل کن؛

اللّٰهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَزْلِها وَزِلْزالِها وَسَطَوَاتِ شَياطِينِها وَسَلاطِينِها، وَنَكالِها، وَمِنْ بَغْيِ مَنْ بَغَىٰ عَلَيَّ فِيها . اللّٰهُمَّ مَنْ كادَنِي فَكِدْهُ، وَمَنْ أَرادَنِي فَأَرِدْهُ، وَفُلَّ عَنِّي حَدَّ مَنْ نَصَبَ لِي حَدَّهُ، وَأَطْفِئ عَنِّي نارَ مَنْ شَبَّ لِي وَقُودَهُ، وَاكْفِنِي مَكْرَ الْمَكَرَةِ، وَافْقَأْ عَنِّي عُيُونَ الْكَفَرَةِ، وَاكْفِنِي هَمَّ مَنْ أَدْخَلَ عَلَيَّ هَمَّهُ، وَادْفَعْ عَنِّي شَرَّ الْحَسَدَةِ، وَاعْصِمْنِي مِنْ ذٰلِكَ بِالسَّكِينَةِ، وَأَلْبِسْنِي دِرْعَكَ الْحَصِينَةَ، وَأَحْيِنِي فِي سِتْرِكَ الْوَاقِي، وَأَصْلِحْ لِي حالِي، وَصَدِّقْ قَوْلِي بِفِعالِي، وَبَارِكْ لِي فِي أَهْلِي وَمٰالي.

خدایا از سختی و لرزش‌هایش و از یورش‌های شیاطین و سلاطین و از عذابش و تجاوز هرکه در آن بر من تجاوز کند به تو پناه می‌آورم. خدایا هرکه بر ضد من نقشه کشید، تو بر ضد او نقش بکش و هرکه نسبت به من قصد بد دارد، تو نسبت به او قصد بد کن و تیزی اسلحه کسی که تیزی اسلحه‌اش را برای من قرار داد، کند کن و آتش کسی که هیزمش را بر ضد من افروخته، خاموش نما و فریب فریبکاران را از من کفایت کن و دیده کافران را از من کور کن و اندوه کسی که اندوهش را بر من وارد نموده کفایت کن و شرّ حسودان را از من برطرف نما و مرا از این‌ها با آرامش حفظ کن و زره محکمت را به من بپوشان و در پوشش نگهداری‌ات زنده‌ام بدار و حالم را اصلاح کن و گفتارم را به کردارم راست آر و به من در خاندان و دارایی‌ام برکت ده.

نقل شده از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت استاد حسین انصاریان به نشانی https://www.erfan.ir

اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَالعَن اَعدَائَهُم اَجمَعین

#دعاهای رزق و روزی

#استاد حسین انصاریان

#مفاتیح الجنان

#دعاهای رزق و روزی از مفتیح الجنان

#دعاهای رزق و روزی با ترجمه

 تفسیر "کهیعص" در لسان مبارک
امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

سعد بن عبدالله قمی می‌گوید:

سؤالات زیادی از حضرت مهدی علیه السلام پرسیدم.

یکی از آنها این بود که عرض کردم:

یابن رسول الله! از تفسیر آیه «کهیعص» برایم بفرمایید!

حضرت فرمودند:
این حروف از خبرهای غیبی هستند که خداوند آن‌ها را به اطلاع بنده‌اش، حضرت زکریا رسانده و سپس داستان آن را برای حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) نقل کرده است.
موضوع تفسیر آیه مذکور این گونه بوده است که حضرت زکریا از خداوند درخواست کرد تا اسامی پنج تن را به وی بیاموزد.
جبرئیل نازل شد و اسامی پنج تن را برایش نام برد و بیان داشت:
این اسامی عبارتند از؛ حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)، حضرت علی (علیه‌السلام)، حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، امام حسن و امام حسین (علیهما السلام).

حضرت زکریا با شنیدن این نام‌ها، غم و غصه‌اش برطرف شده و اندوهش به خوشی تبدیل می‌شد، اما وقتی به نام مبارک امام حسین (علیه‌السلام) می‌رسید، اشک در چشمانش حلقه زده و نفس‌هایش به‌شماره می‌افتاد.

به‌همین علت روزی عرض کرد:
پروردگارا! مرا چه می‌شود که وقتی نام چهار نفر اول از پنج تن را می‌برم، با اسامی آنان آرامش خاطر پیدا می‌کنم و اندوهم برطرف می‌شود، اما وقتی نام امام حسین (علیه السلام) را بر زبان جاری می‌کنم، اشکم جاری شده و ناله از جگرم بلند می‌شود؟

خداوند داستان حضرت سیدالشهداء را برای زکریا نقل کرده و فرمود:
تفسیر «کهیعص» این است؛

پس «کاف» علامت اختصاری نام کربلاست، «هاء» علامت شهادت خاندان امام حسین (علیه‌السلام)، «یاء» علامت نام یزید بوده که همان کسی است که این ستم را بر امام حسین (علیه‌السلام) روا داشته، «عین» علامت عطش و تشنگی امام (علیه‌السلام) در روز عاشورا است و «صاد» علامت صبر و بردباری سیدالشهداء (علیه‌السلام) در مواجهه با این مصائب است.

کمال الدین ص۴۲۰

نقل شده از کانال تلگرامی ارتباط با خدا به نشانی ertebat0bakhoda@

به تو از دور سلام

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً؛ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ

سلام بر تو اى اباعبداللّه و بر جان هایى که به درگاهت فرود آمدند، از جانب من سلام خدا بر تو باد همیشه تا هستم و تا شب و روز باقى است و خدا زیارت شما را آخرین زیارت از سوى من قرار ندهد

السَّلامُ عَلَى الْحُسَیْن

سلام بر حسین

و عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْن

و بر على بن الحسین

و عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْن

و بر فرزندان حسین

و عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن

و بر یاران حسین

-------------------------------

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ

خداوندا به مقدار علمِ بی پایانت بر فاطمه و پدرش و شوهرش و فرزندانش و رازی که در او قرار داده شده، صلوات و درود بفرست

#کهیعص

#تفسیر کهیعص

#امام مهدی

#زکریا

#پنج تن

#امام حسین